این روزا واقعا برام پرچالش بود و هست تولد پسرا رو پشت سر گذروندم مونده نیمه شعبان که تولد یکی یه دونه خونست ❤️که تقریبا یک هفته است از شیر گرفتمش و ناراحتم چون وزنش کم شده لپاش آب شده و هیچ جوره تو لیوان نی دار هم شیر نمیخوره!😣
برای آریا جانم مهد با دوستاش تولد گرفتم کیکم خودم پختم مربی ها انقدر از طعمش خوششون اومد و کلی تشکر کردند و ازم تعریف کردند🤩 که چجوری به اینهمه کار میرسی و مامیخواستیم شمارو به عنوان مادر نمونه تو مهد معرفی کنیم چون خیلی به فکر تغذیه پسرتون هستید و کامل و مفید منم گفتم همش با نظم و برنامه ریزی 😁البته که شرایط هم آدم رو مجبور میکنه همه کاراش سر برنامه باشه !
هفته دیگه مادرشوهرم میخاد بیاد و من بسی شادمانم🥺میتونم اون چند روزی که هست نفس بکشم و به خودم برسم.
کلا این روزا ذوق مرگم نه فقط برای تعریف های مربی و مدیر مهد برای اینکه هرکی میبینم میگه شبیه دخترا شدی باربی شدی چه خوب لاغر کردی و دیگه وزن کم نکن 😎
خلاصه گفتم که نزدیکِ عیده هم خونه تکونی رو شروع کنید هم به خودتون برسید ورزش کنید حتی تو خونه 🤪

#از شیر گرفتن
#دو سالگی
#کالسکه
#کریر
#پستونک
#شیر خشک

تصویر
۷ پاسخ

مبارکه عزیزم
ولی این قلبا چی‌ میگن؟🫥

عزیزم تولدش کلییییی مبارکتون باشه خداحفظش کنه♥️🥰

خسته نباشی عزیزم نامدار باشی تولد کوچولوتم مبارک 🌹

خدا قوت مامان قوی
منم مث شما ۳ تا بچه دارم 😍

خدا قوت عزیزم تولد گل پسرتون هم مبارک باشه،قطعا شما یه مادر مهربون و قوی ای هستید موفق باشی تو همه ی زمینه ها گلم

گفتم شاید سالی ی بچه آوردی
گفتم ماشالااااا ب توانی ک داری😃

۵تا بچه داری؟؟

سوال های مرتبط

مامان ایلیا،آریا،لِنا مامان ایلیا،آریا،لِنا ۲ سالگی
شنبه تولد ۵ سالگی پسرمِ ❤
قرار بود به خواست خودش و مربی مهدش تو مهد تولد بگیریم چون اکثر بچه هام تو مهد تولد گرفتن و کلی بهشون خوش میگذره
الان یک هفته بیشترِ که تعطیل شده و مهد هم نمیره اصلا نمیدونم هفته بعد یکشنبه مدارس و مهد ها باز میشه با این اوضاع یا نه
این سبکی مد نظرمِ با بادکنک فویلی بنظرم ساده و شیک میشه البته مهد استند بادکنک ازین گردا داره معمولا اون بادکنک میزنن عدد ۵ هم سفارش دادم از دیجی کالا با چند تا فیگور ماینکرافت که خودم کیکش بپزم روش بزارم
چقدر فکر داشتم الان معلوم نیست چی میشه تا هفته بعد !
*مادران پیگیر باور بفرمایید من مادرهای مهد رو میشناسم و از لحاظ مالی مشکلی ندارند برای تولد گرفتن و خوشحال میشن وقتی تولد بچه ای هست همه لباس مهمونی میپوشند موزیک میزارند می‌رقصد و کیک می‌خورند و لحظاتی رو کنار هم شاد هستند .
شما هم اگر عکس تم تولد دارید برام بفرستید 😇
به هر حال زندگی در جریان است 🙃☺️

فرزندپروری
پوشک
شیر خشک
پستونک
کالسکه
مامان یزدان و نیلا مامان یزدان و نیلا ۲ سالگی
مامانا لطفاً راهنماییم کنید من مامان دو تا بچه شیر به شیرم که همیشه ش خدا کلی کار دارم.به سختی نهار و شام و صبحونه حاضر میکنم و به سختی خونه رو تمیز میکنم چون نمی‌رسم واقعا‌.دخترم که کوچیکتره چنان انرژی از من میگیره که همیشه ی خدا خستم.همش گریه می‌کنه نق میزنه شب و روزم خواب نداره.حالا ۱۹ مهر تولد پسر عزیزمه‌الهی قربونش برم تولد یک سالگی رو بردمش آتلیه و یه تولد سه نفری کوچیک براش گرفتم .میخاستم دو سالگی جبران کنم و همه رو دعوت کنم ولی هرچی فکر میکنم تو خودم نمی‌بینم که از پیش بربیام.من کارهای روزمره رو به سختی میتونم مدیریت کنم حالا نمی‌دونم با یه تدلد بزرگ چطوری بتونم.بخاطر همین ب همسرم گفتم امسالم چار نفری تولد بگیریم و ببریمش آتلیه و شهربازی چون من نمیتونم.ولی بیش از اندازه عذاب وجدان دارم .خیلی ناراحتم من برنامه های زیادی واسه ی پسرم داشتم ک دخترم از وقتی ب دنیا اومده نمی‌ذاره مثل قبلا بهش برسم😭بنظرتون هرجوری که هست تولد براش بگیرم یا نه؟
مامان فرشته ی من مامان فرشته ی من ۲ سالگی
چقدر بعضی از آدم ها مهربونن 🥹

دخترم یک ماهیه که به شدت لجبازه اصلا بچه هارو دیگه دوس نداره همش سر چیزای کوچیک گریه می‌کنه آنقدر بهم استرس وارد کردن هرمی می‌رسید میگفت تقصیر خودته که بچت اینجوری شده یکی میگفت کم خونه بعضیا میگفتن چرا نمیبریش دکتر و خیلی چیزای دیگه که شدیداً افسرده شده بود واقعا هر روز نگاه میکردم به دخترم گریه میکردم امروز بردمش پیش ی دکتر اطفال چون دکتر خودش را همون خیلی دوره نزدیک چن ساعت هست نمی‌تونیم بریم دیگه همین دور بر خودم ی دکتر پیدا کردم رفتم بهش گفتم گفتم هرکی ی چیزی میگه بچم اینجوری و اونجوری آنقدر آرومم کرد گفت تقصیر سنشون هست باید باهاش مدارا کنی خیلی آرومم کرد واقعا دکتر خیلی خوبی بود برای وزنش هم گفت چون دخترت هنوز دندون هاش کامل درنیامده از شیر هم‌گرفتیش برای همینه که وزن نمیگیره تا سه سالگی صبر کن اگه دیدی واقعا استپ وزنی کرده بعد ببرش چکاب کامل کلیه و قند و آزمایش رشد بده کلی خیالم راحت شد فردا هم میرم آزمایش بدم ببینم چیزیش کم هست یا نه امیدوارم که همه چیش اوکی باشه چون واقعا این چن روز مردم و زنده شدم آنقدر گریه میکردم سردرد های شدید می‌گرفتم
مامان ریحانه و تو دلی مامان ریحانه و تو دلی ۲ سالگی
سلام صبح همگی بخیر
میخام از تجربه از شیر گرفتن دخترمو بگم
روند از شیر گرفتن دخترم خیلی راحت بود برخلاف چیزی که همیشه ازش می ترسیدم دخترم خیلی راحت با این قضیه کنار اومد ۲۸ دی ماه بردمش بهداشت برای چک کردن وزن و قدش همونجا دکتر بهداشت گفت باید ببری از امروز از شیر بگیریش چون سینه ات الان فقط براش حکم پستونکو داره و دیگه براش ضرر داره فقط دوره ای کم کم از شیر بگیرش که نه خودت اذیت بشی نه بچه از اونجا برگشتم شروع کردم به از شیر گرفتن قرار بود دو هفته روزا ندم و دو هفته شبا و تمام که یک هفته روزا بهش ندادم از ساعت ۸ صبح تا شب موقع خواب نمی دادم بهش می گفتم ممه اخه نخور یک هفته اول راحت سپری شد هرزگاهی نیومد سمت سینه هام ولی سرشو گرم می کردم دیگه نمی خواست یک هفته بعد شوهرم که شیفت شب بود شروع کردم به قطع کردن شیر شبش ،شیر شبش هم دو سه شبه کلا قطع شد و دخترم الان دیگه شیر نمی خوره روندش خیلی راحت برامون سپری شد شایدم چون باردار بودم طعم شیر عوض شده بود و این باعث شد خیلی راحت کنار بیاد. انشاالله تمام مادرایی که میخان بچه اشونو از شیر بگیرن مثل ما این دوره براشون راحت سپری بشه


بماند به یادگار ۱۴۰۴٫۱۱٫۱۴