برخلاف بعد از زایمان دومم که فقط یه ساعتایی یکم حال بد و افسردگی موقت سراغم میومد، این سری از بلافاصله بعد از زایمان همش دلم میخواد گریه کنم🥲 اولین گریه رو تا بچه رو دادن بغلم کردم، دومیشو وقتی که اتاق خصوصی خالی نبود و به خاطر هم اتاقیم همسرم نتونست باهام تو اتاق بمونه و حدودا یه ساعتی تا اتاق خصوصی خالی بشه تو اتاق بدون همراه موندم و هیچکس نبود حتی یه لیوان اب بهم بده کردم🥲 بعدشم اومدم خونه و دلم برای بارداری تنگ‌شده و پیشاپیش دلم برای نوزادی دخترم تنگ میشه و تصور اینکه شاید آخرین باری باشه که این دورانو تجربه میکنم باعث میشه هی بغض کنم و اشکام بیاد🥲 کسی هم نیست که بیاد دیدنمون و فقط خودمونیم و دورم خلوته🥲
ولی دیشب نشستم یه دل سیر خاطره و عکس و فیلمای دوران بارداریمو‌نگاه کردم و انگار یکم کمک کرد که عبور کنم، دعا کنید گذر کنم و حالم بهتر بشه چون سر بچه اولم که افسردگی بعد از زایمان گرفتم اصلا نتونستم درست از نوزادیش لذت ببرم🥲🤲🏻

تصویر
۶ پاسخ

ببینم میتونی شیرت و خشک کنی دختر

من کافیه شوهرم بگه بمیرم برات من گریههه در حد عر زدن😐

عزیزم ب اینطورچیزافک نکن از فرشته کوچولوت لذت ببره
نهایتا خیلی دلتنگ دوران بارداری شدی بعدا اقدام کن یکی دیگه بیار فعلا لذت ببره ازاین دوران

من بچم ک گریه میکنه منم گریه میکنم نمیدونم چم شده☹️اگ شوهرمم یکم نازمو بکشه ک دق میکنم عه گریه😂واقعا دوره ی عجیبیه خدا کمک کنه بهمون

عزیزم آنقدر سخت نگیر اینا همه میگذره، تو الان کوچولوت تو بغلت صحیح وسالم.... چی بهتر ازین برای ی حال خوب وعالی.... بعدم اصلا ب چیزای بد فکر نکن و ب خودت تلقین نکن ک افسردگی داری، دمنوش گل گاوزبان رو هم فراموش نکن خیلی کمک میکنه

مبارک باشه با دل خوش🌹

سوال های مرتبط