۲ پاسخ

عزیرم درکت میکنم منم این روزا رو تحربه کردم خیلی سخته اما میگذره فقط صبوری صبوری صبوری
چاره دیگه ای نداری میگذره نی نیت خوب خوب میشه میاید خونه خودتو اذیت نکن

الهییییی بچه
ایشالا زود خوب میشه نگران نباش 🥺🌹

سوال های مرتبط

مامان ریحانه جونم 😘 مامان ریحانه جونم 😘 ۸ ماهگی
دیشب خیلی شب بدی بود خدا قسمت هیچ مادری نکنه که بچه اش مریض باشه و کاری از دستش برنیاد..دیشب بعد اینکه ۴ نفر نتونستن رگ گیری کنن یکی صدا زدن اومد با یکم تلاش پیدا کرد و سرم زد تا آخر سرم پای دخترم دستم بود چون تکون میداد و سرم قطع میشد ..سرم تموم شد و تب دخترم اومد رو ۳۷ خوشحال شدم کمی بعد دوبار یهویی بی‌قراری کرد تب شو گرفتم دیدم ۳۸.۵ هست پرستار صدا زدم اومد یک سرم دیگه هم زد و گفت باید آزمایش کشت ادرار بدی ..کیسه رو آوردن منم که دفعه اولم بود بلد نبودم وصل کردم در رفت و نتونستم ادرار شو بگیرم .‌این حرف به تخت بغلم گفتم اونم گفت من بلد برای دخترم وصل میکردم ..خدا خیر شیده وصل کرد ولی دوباره دخترم زیاد تکون خورد . چسب اونم باز شد ..با یه خانم دیگه که تخت بغلم بود گفتم گفت صبر کن الان من کیسه رو بلدم بزنم اونم زد و آخر نتونستم ادرار بگیرم به دکترش گفتم قبول نکرد گفت باید آزمایش بده ببینم خدای نکرده عفونت نداره بعد مرخصش کنیم ..بعد برای چهارمین بار کیسه خریدم و خودم با دقت وصل کردم و دیدم درست چسبوندمش ..
باید گذشت و دکتر اومد گفت هنوز نتونستی بگیری گفتم نه ادرار نکرده و دوباره اومد دیدم همسرم صدا زد بعد ۲ ساعت از شب منتظر ادرارش بودن که آزمایش بگیرن ...وقتی دیدن نشد همسرم صدا زدن و گفتن برو سونت بخر .. وقتی دیدم همسرم یا سونت اومد خیلی ناراحت شدم گفتم بچه به این کوچکی سونت میخواد چیکار ..بعد خیلی دعا و التماس از خدا خواستم تا پرستار نیاد سونت بزار من پوشکش باز کنم ببینم ادرار شو کرده ...
و قربون خدا برم که حرف مو شنیدم .‌‌..یعنی نمی‌دونید که چه حالی داشتم وقتی سونت دیدم خودم تو زایمان کشیدم درد داره چه برسه به بچه ۵ ماهه
مامان دخترم👧🏻🩷 مامان دخترم👧🏻🩷 ۵ ماهگی
سلام بعد پنج ماه میخوام تجربه زایمانمو بزارم


۴۰هفته بودم که اصلاااااا درد نداشتم رفتم پیش دکترم گفت لگنت کوچیکه بنظرم برو سزارین انجام بده چون زایمان طبیعی واست سخت میشه

چون اطرافیان خیلی از زایمان طبیعی تعریف کرده بودن گفتم میتونم دیگه دکتر کفت پس برو بیمارستان بستری شو با آمپول فشار زایمان کنی

۱۴مرداد بود رفتم بیمارستان امام حسین بستری شدم دهانه رحمم کاا یک فینگر باز شده بود روز اول سرم وصل نکردن آزمایش و سونوگرافینا بردنم ۱۵مرداد ساعت۵عصر بود سرمم وصل کردن بعد یک ساعت کم کم دردام شروع شد حالا چیزی نشده بود نمیتونستم تحمل کنم😁😁
تا ساعت۱۱اینا تونستم تحمل کنم ولی بعد اون دردام وحشتناک شده بودن انقد داد میزدم سرم میکوبیدم دیوار میگفتم الان دیگه میمیرم دیدن نمیتونم تحمل کنم واسم گاز آوردن که بکشم نفسم دردام کم بشه که هیچ تأثیزی نداشت فقط آدم منگ میکرد انقد چرت و پرت میگفتم که بعدا بهم میگفتن یادم نمیومد ساعت۴صب بود که گازم تموم شد گفتن بقیه رو خانوما دارن استفاده میکنن باید تا۸تحمل کنی تا بدیم پرش کنن گریه کردم گفتم بخدا نمیتونم حالم خیلی بد بود وحشتناک دیدن نمیتونم تحمل کنم زنگ زدن دکتر
دکتر گفت دو ساعت قطع کنین بعدش دوباره وصل کنین سرم ماما اومد سرم قطع کرد گفت گوشواره هاتم دربیار شاید صب ببرنت عمل فک نکنم بتونی طبیعی زایمان کنی خیلی خوشحال شدم سرم قطع شد دردامم کمتر شد تونستم بخوابم
مامان چش قشنگ مامان چش قشنگ ۱۲ ماهگی
سلام مامانا امروز بچم عین دیروز هی سرم و آمپول و دارو تزریق شد بهش یکم پاش بهتر شده اما خوب خوب ن صبحی دکتر اطفال آمد دید گفت اوه همچی خوب باشه و ابنا فردا ازمایش خون میگیریم و مرخصه یکم آروم شدم تا اینکه عصری آمد و میگه باید حتما حراج بیاد ببینه بچم یبار از ظهر این سرم از دستش کنده شد رگ پاره شد باز اینقد سوزن سوزن کردن نتونستن بزنن پرستاران بردمش nlcuتا تونسته رگ بگیره به یه بدبختی شیر میدم و پوشک میکنم آروم و قرار نداره اصلا خدایا خودت کمک کن یه صبر بزرگ بهم بده مامانا شما برای بچم دعا کنین حالش خوب بشه
داشتم میگفتم باز دکتر اطفال عصری آمد و گفت جراح باید بیاد ببینه دیگه ساعت 9و نیم شبی آمد دید گفت به آقام بره بیرون بهش گفت اگه رصایت میدین عمل کنم که من فهمیدم آقام گفت ببینم مامانش چی میگه حالا دارم دق میکنم فقط بخاطر یه واکسن چ بلاها سر بچم ک نیومد من و آقام میگیم عمل خیلی بهتره بیهوش میکنه و عمل کوچکی میگه تو این ماه 6نفرو همین عمل کرده تا خوب شدن
و کمی عوارض و داره و یک روز بعد عمل نهایتا ترخیص میشه من و باباش میگیم که عمل بشه حالا چون بعدا میدونم یهو تب نمیکنه عفونت شدی تر نمیشه خدا نکرده تشنج کنه و بره تو خونش بدتره نیس مامانا بیایین دلداری بدین کمک میحکخام ازتون چکار کنم بیایین بگین دکتر منتظره جوابمه،؟! 🥲🥲🥲میدونم لااقل اگه اذیتم بشه خیلی بهتره چون عفونت تو بدنش نیست مادرشوهرم همراهمون میگه نه اینکار نکنی بچه گناه داره آخر چ کنم اینطور چیزی دیدین تا حالا کسی بوده؟!؟!؟!
مامان پناه مامان پناه ۵ ماهگی
سلام خانما دارم دیوونه میشم سکته میکنم جند روز پیش دخترم یکم تب داشت یه چند باری هم اسهال شد یه روز اینطوری بود فرداش حالش کاملا خوب شدشب چند باری پاشدم شیر دادم بهش حالش خوب بود بعد به بدنش دست زدم و دستاش یخ بود پتو کشیدم روش بازم یخ بود بعد دوباره شیر دادم بهش بغلش کردم یهو لرزش داشت لرزشش اونطوری نبود که بدنش بپره لرز معمولی بعد تبشو‌گرفتم تبش رفت بالا اوردیم بیمارستان آزمایش داد گفتن عفونت ادرار داره باید بستری بشه بعد بردنش بخش شلوار تنش نبود حالشم خیلیی‌خوب بود بغل همسرم بود هی میبرد جلوی پنجره دوباره گریه کرد بهش شیر دادم دست و پاش یخ شد گریه کرد کبود شد دست و پاش،دکتر گفت احتمالا تشنجه بعد گفتن باید دکتر مغز و اعصاب ببینه دکتر مغز و اعصاب صبح اومد چکش کرد گفتش تشنج نبود نوار مغزم نمیخاد ولی اگه یبار دیگ تکرار شد فیلم بگیر دوباره رفتن باهمدیگه به نتیجه رسیدن که مایع نخاع بگیرن که ببینن تشنج بوده یا نه اخه بچم پنج ماهشه😔😔چجوری تحمل کنه میگم ببرم یه فوق تخصص؟؟حالم خیلی بده