🌸خاطره اون ماه ک باردارشدم🌸

تصمیم گرفته بودم برم باشگاه💪 پریودیم ک تموم شد
وقتی میرفتم واقعا روحیه ام باز می‌شد وفکر واسترس کمتر داشتم
حقوق همسر واریز کردن وقرار شد برای خرید لباس زمستانه بریم مشهد ونزدیک تایم تخمک گذاریم بود رفتیم مشهد کلی گشت وگذار وبازار گردی وزیارت اقا و...😍تو اون چند روز فکرمون راحت واسترس نداشتیم ۲ ۳. روزی بودیم وبرگشتیم با حال خوب ب باشگاه رفتن ادامه دادم وگذشت وگذشت یکهفته ب موعدم بود ک تو‌باشگاه درحین ورزش یهو‌چشام تارمیشد ودیگ نتونستم ادامه بدم ولی هرجور بود خودمو تا آخر رسوندم تموم ک‌شد لباس عوض کردم واومدم بیرون شوهری اومد دنبالم وتو ماشین ک نشستم زیر دلم درد عجیب گرفت وگفتم حتما چون قبل موعد ولی نگو ک باردار بودم🤭همون شب هوس نون خامه ای کردم ورفتیم گرفتیم وجاتون خالی خوردم 🍰خلاصه نزدیک موعد شد یه روز صبح ساعتای ۵ ازشدت کمردرد بیدارشدم درد عجیبی با درد پریودی فرق داشت گفتم الاناس ک پریودبشم و نشدم باز دوروز ب موعد یه روز صبح ازشدت اینکه ترشح داشتم بیدارشدم گفتم حتما پریوده رفتم سرویس ودیدم ترشح آبکی زیاد گفتم الاناس پریودشم ظهر شد لک صورتی دیدم وعصر رفتم‌خونه دوستم موقع برگشت لک قهوه ای دل تو دلم نبود ک بدونم چخبره صبر کردم وموعدم تاخیر خورد امیدواریم بیشتر شد🥹 و روز مادر 💚۳ روز بود ک تاخیرداشتم انقد باخودم کلنجار رفتم ک‌برم تست بزنم یا آزمایش بدم ک روز مادر متوجه شم منم مادرشدم🤰 ولی خودمو‌کنترل کردم وشد ۶ روز تاخیر وروز تولدم بدون اینکه تست بزنم رفتم آزمایش مثبت شد خداروشکر وبعد هم اومدم خونه تست زدم یادگاری بمونه🥲😅

خواستم بگم خوشگلایی ک تو اقدامین فکروخیال استرس بزارین کناررررر
ک مهمتر از هرچیزیه😍

۱۳ پاسخ

عزیزمممم چه سوپرایز قشنگی . برای منم دعا کن این ماه جواب بگیرم🥹

فرداموعدمه

منم میخام مثبت بشم 🥲همیشه فراموش میکنمو اقدامام با لذت کامله ولی خب اینموقعا نمیشه بش فکر نکرد مخصوصا که درد پریود گرفتم مث انقباض و تخمدونم میسوزه زیردلم درد داره

عزیزمم😍😍چه سورپرایز قشنگی🤍

توی اقدام باشگاه بد نیس؟؟؟ برای کاهش وزن برم

عزیزدلم مبارک باشه انشاالله به سلامتی زایمان کنی و دنیا بیاری خوشحال شدم قشنگم

ای جااانم انشالله این دورانو بسلامتی و خوشی بگذرونی🥹💞،منم دقیقا همون ماهی باردارشدم ک گهواره رو پاک کردم واز استرس و فکر و خیال دور شدم اقدامم نمیکردیم برای خودم سرگرمی درست کردم وبعدش اسباب کشی داشتمو. رفتم خونه خودم کلی کار کردم کلی سفید کننده استفاده کردم پله بالا پایین رفتم،تا اینکه گذشتو چندروز قبل موعد صبحا دلپیچه میگرفتم ولی اسهال نبودم،یا غروب ب بعد انگا. معدم پر اب بود با اینکه ابی نمیخوردم،سه روز موعد شک کردم گفتم همسرم بیبی گرف،اصا فکرشو نمیکردیم ک باردارباشم ولی ی مثبت پررنگ تحویلمون داد از خوشحالی کلی گریه کردم و بعدش دوباره رفتیم دوتا دیگ گرفتیم ک مطمئن بشیم ساعت ۱۲ شب ب بعدم بود🥹🥹الانم دخملم ۱ سالش شده وخوابه🩷🌸🌷

یعنی تو مشهد که بودین اقدام داشتی یعنی رابطه داشتی وگرفته بود 😅

عزیزم
منم رفتم باشگاه ثبت نام کردم و دانشگاه هم همینطور از اونجا هم وقت دندون پزشکی گرفتم نگو همون ماه حاملم کل برنامه هام ریخت به هم ولی مال من سورپرایزی شد کلا بچه نمیخواستیم 😅

من رفته بودم عروسی برگشتنی سرگیجه شدید گرفتم،حس کردم بخاطر خوردن غذای عروسی بوده، تو نگو حامله مو خبر ندارم☺️

عزیزم خیلی قشنگ بود واسه منم دعا کن انشاالله باردار شم😍

منم قبل بارداری قصد کردم برم باشگاه که هم روحیم عوض شه هم بدنم برای بارداری آماده بشه و وزنم بیاد پایین

همش دو هفته رفتم 😄
تاخیر انداختم بازم رفتم چون سابقه تاخیر داشتم زیاد جدی نگرفتم
ولی دیدم داره بیشتر میشه و با خوردن قرص دوفامد هم پریود نشدم بعد شش روز تست زدم که مثبت شد و دیگه نرفتم باشگاه 🥹

چ خوب آره بنظرم استرس و اظطراب سمه
چند ماه اقدام بودین

عزیز دلم چقدر خاطره خوبیییییی انشالله زیر سایه پدر مادرش بزرگ بشه🥹🩷

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق هفته یازدهم بارداری
یه درد دل یا تجربه ای خاستم به اونایی توی اقدام هستن بخصوص اونایی ک تنبلی تخمدان دارم بکنم. من با اینکه سنم کمه ۳ سال بود ک توی اقدام بودم ولی باردار نمی‌شدم انواع دکترا رفتم همشون میگفتن تنبلی تخمدان داروی خاصی نداره متفورمین میخوردم فقط.
این چن ماه اخیر خودمو با باشگاه هوازی و یوگا ک هیلی خوبه بنظرم حتما برین مشغول کرده بودم و کلاس خیاطی هم میرفتم ینی کلا بیخیال شده بودم میگفتم دیگ نشه میرف ای وی اف چیکار کنم فلان و چون تنبلی تخمدان نامنظمی پریود داره همیشه ۱۰ روز اینور اونور میشدم این بار ک پریودم ۱۵ روز تاخیر داش تا ۱۴ روزش من هیچ فکر یا بی‌بی چوی نزدم از بچه های باشگاه بخاطر شکم دردی ک داشتم میگفتن حامله ای میگفتم ن به اسرار دوستم بی‌بی چک خریدم و زدم و مثبت شد اینجور شد ک خدا بالاخره دامن منم سبز کرد انشالله تموم کسایی ک میخان نیت از این نوشته اینه توروخدا زیاد فکر ندین با یه روز تاخیر هعی به خودتون استرس ندین خدا خدای هممونه به وقتش همرو به مراد دلش میرسونه♥️
مامان ناجی کوچولو مامان ناجی کوچولو ۲ ماهگی
سلام خانما خواستم تجربه خودمو بگم برای مامانایی ک منتظرن...من چهارسال تحت نظر گرونترین و بهترین پزشک شهرمون(اسمی ک درکرده بود) بودم هی میگف برو سالمی چهارماه دگ بیا هی سماه دگ بیا دوسالل منو کشوند و برد و ارمایش و فلان در نهایت میگف سنی نداری ک عجله نکن فقطم متفورمین و اسید فولیک و پروژسترون ۵ میداد هر دوسال همین اخر عصبی شدم گفتم من بچه میخوام با منت گف یه ازمایش اسپرم برای شوهرش بنویسین ب منشی ک معلوم شد شوهرم مورفولوژی و یکم تحرک کم داره کلی ویتامین داد ک بازم نشد ک نشد باز رفتم همون دارو ها دگ خسته شدم یمدت ولکردم تا رفتم پیش یه دکتر دگ یشهر دگ اون گف هیچ مشکلی ندارین گفتم همسرم گف ن خوبه عالی ن ولی خوبه حتی نیاز به دارو نداره دکتر حاذقی بود ک استاد خیلی از پزشکا بود و سن بالا رحمم معاینه کرد کف خودتم خوبی برو ماه بعد نمیای اینبار کلومین داد بمن ک ده روز خوتریزی و درد پیدا کردم ولی خوشحال بودم ک دارم پریود میشم ک این داروهارو مصرف کنم خدا خیلی دوسم داشت شوهرم شبای قبل شیفت شب بود همون شب ک خونه بود خونریزیم بیشتر شد و فشارم افتاد تهوع و صبح دگ خون روون بود شوهرم گف برو دکتر زنان من میگفتم ن بابا ی پریودی دگ چون ورزش کردم این ماه یکم شرایط فرق کرده در اخر گف بهت میگم برو پول من میدم ی ویزیته دگ بهم برخورد رفتم ک گف همین امشب بستری شو بارداری خارج رحم داره میترکه کف لگنت پر خونه ک همون شب عمل باز شدم..... بقیش تو تاپیک بعد
مامان 🥑🧿🫶 مامان 🥑🧿🫶 هفته پانزدهم بارداری
خواستم یه حرف با اونایی که ناامید هستند بزنم
من تنبلي تخمدان داشتم و همسرم هم اسپرم ضیفه در این حد ۲تا دکتر گفت باید برید سراغ ای وی اف اینجور چیزا و اصلا هم توجه خاصی نداشتم دیگ امیدی نداشتم اقدام میکردیم ها ولی دیگ امید نداشتیم
یکروز با کسی آشنا میشم یه آدرس میده میگه پییش این ماما برو خدا چه دیدی شاید شد منم دیک میرم ۳جلسه رفتم اولین جلسه هم ام گفت نگران نباش ..جلسه ۴ میخواستم برم چند روز بعد که روز موعد سرما خوردم رفتم دکتر قبل دکتر یه جونم افتاد یه تست بزن حالا تو که میخواد دکتر دارو اینا بده منم رفتم تست گرفتم اومدم زدم مثبت شد گفتم حتما خراب اینجور باز رفتم گرفتم باز دوباره مثبت شد گفتم الکیه بیخیال رفتم دکتر ولی تست نشون دادم گفت مثبته دارو دوز کمتر میدم رفتم ۲تا دیگ تست گرفتم بد دکتر خانه زدم مثبت شد باز گفتم اینا خرابه اینجور شوهرم باز غروب گفتم بگیر اوتا هم زدم مثبت دیگ گفتم من که باور ندارم تا آزمایش نرم اینجور اینجور گفتم فرداش رفتم اونم مثبت شد گفتم این آزمایشگاه هم درهم زده تا سنو ندم دیگ باور نمیشه سنو رفتم بلخره باور شدو.. خواستم بگم باید خدا بخواد خود ما ۱سال ۳ماه اقدام بودیم ...
#فرزند پروری
#باردار ی#نینیی#سیسمونی #کودک