۶ پاسخ

راستی بچه. هات شبیه خودتن یا شوهرت🥹🥹🥹

الهی بگردم این فرشته های قشنگم و🥹🥹🥹❤️❤️

ماشاالله تپلیااااا شیر خودتو میخورن یا شیر خشک ؟

ماشالله بهشون چقدر نازننننن🥹🥹🥹🥹🥹🧿🧿🧿🧿
شوهرم میگه پسر داشته باشم ختنش نمیکنم گناه داره الان، نمیزاره خواهرش پسراشو ختنه کنه ،یکیشون 4سالشه یکیشون6ماه ،بعد میگه نمیزارم گوشای دخترمو سوراخ کنی تا بزرگ شه

چجووووووووری دلت اومد 🥴😁

عزیزمممم مبارک شون باشه 🥹💙👼🏼👼🏼

سوال های مرتبط

مامان حامیُ‌هیرا💙 مامان حامیُ‌هیرا💙 ۳ ماهگی
پارت دوم ختنه🙂

صبح ساعت ۸ بیدار شدم کلیییی استرس داشتم آماده شدیم بچه ها رو آماده کردیم شیرینی و کیک هم گرفتیم برا دکتر خان😂😐
دکتر اومد بچه رو باز کرد دل دیدن رو نداشتم از اتاق اومدم بیرون 🥲
اومدم بیرون منتظر صدای گریه ی حامی بودم یهو یهو مامانم اومد گفت سحر بیا بچه رو‌بگیر شیرش بده یعنی کلش ۱۰ دقیقه شد .
قبلشم به حامی و هیرا استامينوفن داد بعدشم داد و گفت از این ساعت ب بعد هر هشت ساعت بده ..
اومدم شیر درست کردم اون یکی هم ختنه شد تمام بچه ها رو شیر دادیم دیدم خوابیدن 😐
گفتم پس چرا گریه نمیکنن نکنه بی حسی هنوز نرفته ؟🥲
گفت بی حسی کلا یه ربعه
شاید باور نکنید اشک و صدای بچه هارو نشنیدم اصلااا گریه نکردن 😄

خلاصه دکتر تا نیم ساعت هی تند تند چک‌میکرد که ببینه خونریزی میکنه یا نه ..
دید همه چی اوکیه نسخه نوشت پول رو‌گرفت و رفت🙄
دکتر ساعت ۱۰ اومد ساعت ۱۱ و نیم رفت
همینقدر شد تمامم 😚

دیشب کلش خوابیده بودن اصلااا بی قراری نمیکردن 😍💙

ولی امروز که پماد زدیم یکمی گریه کردن بعدش الان خوابن 😃
دعا کنید زود حلقه شون بیوفته و تا آخر همینقدر آورم بمونن😃😍
فقط حتمااااااااا بچه هر چه کوچیک تر باشه بهتره بعدش بزرگ میشه خیلی اذیت میشه پسر داییمم هشت ماهش بود باهم ختنه شون کردن خیلی بی قراری میکرد 🥲


تمامممم
مامان نلین💕✨ مامان نلین💕✨ ۱۰ ماهگی
سلام تا دخترم خوابیده دلم خاست بیام از تجربه زایمان طبیعیم بگم..
پارت ۱

۳۹ هفته و دو سه روز بودم که با شوهرم رفتیم بیرون خرید نزدیک مطب دکترم بودم شوهرم گفت تا اومدیم اینجا زنگ بزن دکتر یه سر بریم پیشش(چون هفته آخر بود نوبت نزد برام گفت اگه به دنیا نیومد خودت بیا)
رفتیم مطب و نوار قلب اینا گرفتیم بعد دکتر اومد معاینه کنه تا دست زد کیسه آبم پاره شدددد🥲
گفت کیسه آبت به مو بند بوده و من خیلی وقتا برای بقیه مجبورم با سوزن سوراخ کنم کیسه آبو…
یه ترسی تمام وجودمو گرفت از اینکه دیگه قراره زایمان کنم
دستام شروع به لرزیدن کردن
دکتر باهام حرف زد و یه کم آرومم کرد
راستش بیمارستان تا اون لحظه هم باز تصمیم نگرفته بودیم کجا بریم
دکترم پیروزی بود گفت کجا میری بیمارستان گفتم احتمالا بریم قلهک
گفت من خودم بیمارستان تهرانپارسم هزینه دستمزد و خود بیمارستان ۱۱ تومنه
گفتم دوتاش؟ گفت بله
دیگه گفتم دکتر خودمه خب خوبه گفتم پس باشه میرم اونجا
زنگ زد سفارشمم کرد و بهش گفتم میتونم برم خونه پردیس وسایلمو بیارم؟
گفت نه باید بری بیمارستان همسرت میره وسایلت و بیاره
خلاصه راه افتادیم بیمارستان تهرانپارس