من پدر بزرگم دو یا سه سال پیش فوت کرد 😭
این ماجرا هم مال همون زمانه.
مادر من یه دختر عمه داشت ، که خیلی پدربزرگم یا(داییش) رو دوست داشت🥺
خونه ی این خانم اصفهان هست، خودش که رسوند دقیق روز تشییع جنازه بود، زمانی که رسید شروع کرد به زدن خودش و کندن موهاش😳😰 منم یه خاله دارم که ۴۷ سالشه و سه تا پسر بزرگ داره و
خاله ی منم رفت تا جلوش رو بگیره و این خانم بروسلی😅 طی ۵ ثانیه طوری خاله ی من رو به زمین زد که نفسش بالا نمیومد😂🤣😅
اینم بگم که این خانم و خاله ی گرامی وسط جمعیت بودند و همه داشتند این هارو نگاه می‌کردند😆
بعد از این اتفاق همه داشتند آروم می‌خندید، خواننده مراسم اینقدر خندید که دیگه نتونست بخونه😂😂
بعد از اون خاله که نمی خواست سوژه بشه خودش رو زد به بیهوشی🤪
بعد دوتا پسر بزرگ هاش اومدن و بلندش کردن گذاشتنش سر صندلی ولی این نمایش بازی کردنا فایده نداشت🥸
آخر شب😈 دایی ها، خاله ها، بچه ها داشتن مسخرش میکردن😂😂
اونم بهمون حرف میزد🙈.
و تا یک مدت سوژه خانواده بود😂

۱ پاسخ

😂😂😂😂😂
مادربزرگم فوت کرد حالا عمم حتی گریه ش نمیومد الکی خودشو میزد به غش کردن بعد یه چشمشو باز می‌کرد ببینه کسی توجه میکنه یا نه دوباره می‌بست فکر می‌کرد هیچ کس نمیبینه همه دیدن کلی سوژه خنده بود 😂😂😂😂🤩😂😂😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان عطاجان 😊 مامان عطاجان 😊 قصد بارداری
مامانِ آینده🥺 مامانِ آینده🥺 قصد بارداری
امشب رفته بودیم خونه خاله همسرم بعد نوه خاله همسرم ک گفتم بهم میگه زندایی نزدیک ۲ سالشه هی با پا میزد تو کمرم یا چیزی پرت میکرد سمتم منم با زبان خرش میکردم ولی داییش ک همسن منه هی ب بچه میگفت داییجون محکم تر بزن فلان کن بهمان کن با اینکه بچه اس ولی خدایی دست و پاهاش سنگینه
من ب داییش چند سری ب شوخی گفتم میزنمتا بطری نوشابه ایی ک خالی بود دستم بود سریع آخر دیدم هی داره تشویقش میکنه ک منو بزنه من یکی زدم تو کله پسر خاله همسرم بعد دختر خاله همسرم گفتتت واییی چرااا زدی و این حرفا من گفتم خب هی داره به بچه میگه ک منو بزنه بعد گفت نباید بزنی و این حرفا منم بغضم گرفته بود تا آخر ک بیایم چیزی نگفتم دیگه تو لاک خودم بودم الان من کارم بد بود یا پسر خاله همسرم ک به خواهرزادش میگفت منو هی بزنه؟
دختر خاله همسرم از دست من ناراحت شده ک داداششو زدم 😅😅
جدیدا با هر چیز کوچیک بغض میکنممم


بارداری فرزندپروری پوشک نوزاد تیتر بتا بی بی چک سیسمونی دورهمی
Mahsa Mahsa قصد بارداری
یه پس تو اینستا دیدم
خانومی بچه سوم شو رایمان کرده بود دختر بود
دو تا بچه ی بزرگ‌تر هم دختر بودن
چقدر ناراحت شدم از کامنت ها
کامنت ها اینا بودن:
اخی بازم دختر شد
عه بازم دختر شد که
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
بیچاره باباعه
پسر میخواستن بازم دختر شد
و…….
خیلی ناراحت شدم واقعا من جای اون خانم بهم برخورد
اخه ما از کجا میدونیم که اونا واقعا دلشون پسر میخواسته یا نه
والا ما خودمون هم سه تا دختریم
ولی بابام عاشق سه تامونه
یک بار حتی اتفاقی از دهنش پسر نشنیدم
نه از پدرم نه از عمه و مادربزرگم (چون قدیمیا یه خورده از این حرفا میزدن)
والا شوهر عمم از مجردی با بابام دوست بوده میگه بابام مجرد بوده میگفته من پنج تا دختر میخوام
حالا مثلا یکی که ما رو نمیشناسه بگه بابای من ناراحت که پسر نداره
(پدر خودمو به عنوان نمونه مثال میزنم)
اخه ما خانوما چرا نسبت به هم جنس خودمون اینجوریم
واقعا دختر و پسر داشتن انقدر هم فرقی نداره که برای مردم این مدلی کامنت بزاریم
چه پسر باشه چه دختر چه فرقی به زندگی ما داره اخه
ایشالله همه از بچه هاشون خیر ببینن
ولی به نظر من کسی که دل یه مادر و اینجوری بشکونه
خدا یه کاری باهاش در آینده میکنه که ارزو کنه کاش پسرش هم دختر بود و سر به راه……۲