امروز دومین روزیه که جی جی کای دخترم بو شده (آنیسا به سینه میگه جی جی کا ) دلم براش کبابه الهی فداش بشم امروز بچم خیلی بی قراری می‌کرد می آمد طرفم لباسمو میداد بالا میگفت بوس بوس یعنی بوس کنم خوب بشه بعد ناز می‌کرد بوس می‌کرد میگفت نازی نازی گودو گودو الهی فداش بشم خیلی بی قراری کرد امروز دلم خیلی واسش میسوزه امروز میخواستم بهش شیر گاو بدم اصلا لب نزد حتی یک قطره هم نخورد دیشب هم حدودا ساعت یک به بعد خوابید ساعت ۷ و بیست دقیقه بیدار شد تا الان ، یکم سوپ خورد گذاشتمش روی پام و بغلش کردم دورش دادم واسش لالایی گذاشتم خوابید
احساس میکنم رنگش پریده خودمم عذاب وجدان دارم وقتی میبینم واسه جی جی گریه میکنه .
بعد اینکه سینه هام خیلییی شیر پرشده درد داره در حدی که اصلا نمیتونم بهش دست بزنم یا آنیسا رو بغل کنم یعنی اون سینه های شل و ول من 🤦‍♀️ الان عین توپ گرد و پر شده 🤦‍♀️😂 چکار کنم دردش بهتر بشه و زودتر شیرش خشک بشه

۵ پاسخ

قرص نخور اصلا....یکمی بدوش

عزیزم قرص بخور شیرت خشک میشه بدون درد شیرت خشک میشه

وقتی تو خواب عمیقه بهش بده که هم بچه خیلی حسرت نکشه چون یدفه بوده هم یبار توخواب شیر بدی خالیش کنه خودت راحت میشه دیگه اینجور پر نمیشه

آخییی چه اسمی گذاشته روش
پسر من میگفت مَمَشِل🤣🙊

وقتی خواب عمیق بود بده شیرتو بخوره هم هوس بچه میفته و دیگه نمیخاد هم سینه های خودت اروم میشه

سوال های مرتبط

مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام گلا
امروز از ظهر پسرمو ک به شدت به شیر وابسته بود گرفتم شیر خودم که بهش میگه جی جی🥲
خیلی الان ناراحتم و گریم گرفت طفلی پسرم...دیروز رفتم صبر زرد بخرم پیدا نکردم امروز ظهر گفتم بزار رب بزنم اگه نخورد که هیچی یکمی رب زدم از اونجایی ک پسرم خیلی حساسه به تمیزی تا دید گفت عه عه شده گفتم آره مامان عیب نداره میخوری بخور تا دهنشو زد گف اه اه و نخورد گفتم حتما بهونه میگیره چند دقیقه دیگه چون خیلی حیلی وابسته هست دیگه باهاش بازی کردم یکساعت بعد گف جی جی و بلافاصله خودش گف اه اه شده گفتم آره مامان...گف تمیز کن گفتم تمیز نمیشه مامان ببین رضا و محمد و نرگس دیگه جی جی نمیخورن چون اونام بزرگ شدن تو هم بزرگ شدی دیگه نباید بخوری....بچم دیگه اصلا نگف جی جی 😭😭 برای خوابشم گذاشتم رو پام و لالایی خوندم خوابید اصلا نگف اینکه باید جی جی تو دهنش می‌بود و میخابید😭😭خدا کنه شب هم بیدار نشه آخه قبلا بیدار میشد و جی جی می‌خورد. میخابید خدا کنه بچم اذیت نشه😭چقد مادر بودن سخته...اینقدر ک همه جا بهم وصل بود همش میگفتم زود تر بگیرمش ولی امروز ک مظلومیتش رو دیدم میگم کاش بهش میدادم هنوز بچمو🥲 همه لحظه های اول تو بیمارستان ک شیر نداشتم و کم بود ولی بهش شیر دادم و تا روزا و شبایی ک اذیتم میکرد از بس بهم می‌چسبید همش میاد جلو چشم و میگم چقد زود داره بزرگ میشه و مرد میشه🥲🥲
خانما اگه شب بیدار شد و شیر خواست بنظرتون بهش بدم یا نه؟؟؟
مامان پسرکم مامان پسرکم ۲ سالگی
خانما من دلم نمیخواست پسرمو یهو از شیر بگیرم😭یکاری کردم اصلا سمت سینم نمیاد عذاب وجدان گرفتم دلم میخاد بشینم گریه کنم یهویی جدا شدن خیلی سخته😭بزارین از تجربه اولم بگم دو سه ماه پیش داشتم کم کم وعده های شیرشو کم میکردم ک یهو مریض شد دیگه کلا بیخیال شدم تا اینکه دیروز وارد ۲۱ماهگی شد با خودم گفتم اول از صبح شرو کنم ب ذهنم رسید ترشی بزنم دور سینم بچم همینکه سیاهی ترشی رو دید عقب عقب رف بعدظهر ک شد انگاری یکم مزه ترشی رو سینم بود اومد شیر بخوره دید ترشه دیگه هرکاری میکنم شیر نمیخوره سمت سینم اصلا نمیاد دیشب واسه اولین بار شیر نخورد یعنی تو این ۲۱ماه محال بود شب شیر نخوره یا صبح همش ساعتای ۷شیر میخوزد بااینکه بیدار شد اما اسمی از جی جی نیاورد الان اومد گف مامان جی جی بده لباسمو بردم بالا اومد نزدیکش اما نخورد فک کرد باز ترشه دیگه شیر نمیخوره عذاب وجدان داره خفم میکنه نمیخااااام یهپ بگیرم هنوز ۳ماه مونده تا دوسالش بشه البته روزی ی لیوان بهش شیرگاو میدم همه چی میخوره ولی این حس امنیت و وابستگی رو نمیخاستم یهو ازش دور کنم حالم بده مامانا بگین چیکارکنم😔