تجربه سزارین
پارت ۱
من از روزی ک فهمیدم باردارم فقط میخواستم سزارین بشم ب هر قیمتی ک شده.از روز اولم ب دکترم گفتم همش میگف حالا زوده صبر کن تا ۳۷ هفته عجله نکن خلاصه من هربار میرفتم مطب تاکید میکردم ک من بااااااید سزارین بشم و همش میگف صبر کن حتی ۳۷هفته معاینه لگنی هم کرد و گفت سر بچه تو لگنه خیلی خیلی زایمان طبیعی خوبی داری و واست بی حسی میزنم هیچی نمیفهمی ولی گفتم اصلا اسمشو نیار من فققققققققط سزارین میخوام.۳۶ هفته بودم ک مامانم از شهرستان اومد پیشم ک خونی تکونی کنیم و خودمونو واسه نی نی اماده کنیم و من همش میرفتم مطب دکتر میگفت الکی نمیتونم سزارینت کنم باید ی مشکلی چیزی داشتی باشی هرچقدر گفتم پول میدم گفت من پول نمیخوام ولی نامه داد گفت ۵بهمن برو بستری شو واسه طبیعی من میام دردات ک زیاد شد ی بهونه میارم میبرمت واسه سزارین ولی من نمیخواستم درد بکشم خلاصه هفته هام داشت بالاتر میرفت و دکترم نامه سزارین نمیداد و من روز ب روز استرسم بیشتر میشد تااینکه ی پارتی پیدا کردم ک منشی دکتر ارتوپد بود گفت من حلش میکنم نگران نباش خلاصه روز ۲۹ دی ک ۳۸ هفته و۱ روز بودم رفتم پیش دکتر ارتوپد ولی دکتر گفت من نمیتونم الکی نامه بدم اول برو پیش دکتر طب فیزیکی نوار عصب و عضله بگیره بازم با پارتی رفتم ازم نوار عصب گرفت و خیلییییییی درد داشت کلی سوزن زد ب پام و کلی برق زد ب پام مردم و زنده شدم

۷ پاسخ

شاید اگه طبیعی میزاییدی اونقدر درد نداشت😅

خب بعدش

عزیزم بستگی ب بیمارستان داره و دکترش

تند تند بنویس تجربتو.
کامله کامل بگو

ادامش؟ الان از تاپیکت برم بیرون گمت میکنم خو

دکترت کی بود؟

خب.

سوال های مرتبط

مامان فندوق کوچولوم مامان فندوق کوچولوم ۱۰ ماهگی
پارت 4 تجربه سزارین
من ک واقعا اون روز خورده بود تو ذوقم هم از اینکه لگنم اونطور ک باید نبوده همم اینکه من روزی 2تا شیاف میزاشتم و کارم همین سخت کرده بود خلاصه امدم بیرون و دکترم بهم گفت ک من ب هیچ کدوم از مامانام نمیگم تا 40 .41هفته صبر کنید چون اتفاقه و ممکنه خدایی نکرده طوری شع مخصوصا تو.ک آب دور بچت یکم زیاده
من حسابی فکرم درگیر چون واقعا از خودم نمیدیدم طبیعی بتونم ولی با این وجود دکتر کلی امید داد ک من هستم ماما همراه میتونی بگیری بی حسی اپیدورال برات میزنم نترس فلان شایدم بهترین زایمان رو داشته باشی
ولی من تا اون هفته ب هیچ چیز زایمان طبیعی و دردش فکر نکرده بودم خلاصه همه اینارو کنار خیابون ب شوهرم گفتم و گفتم ک واقعا من حس میکنم نمیتونم بهتره ن خودمو اذیت کنم ن بچمو چون آلان کامل هست و نیازی ب دستگاه نداره خودمم نمیتونم گول بزنم برم هر دوتا دردو بکشم آخرم یا سزارین شم یا بی حسی بخوام بگیرم آخه با بی حسی سزارین چ فرقی میکنه خلاصه شوهرمم گفت برگرد بریم با دکتر حرف بزنیم نامه بگیریم اگ نظرت تو این هفته عوض شد بری سزارین برگشتیم و دکتر نامه رو نوشت و کلی توضیحات ولی گفت نمیتونی هروقت دلت خواست بری یکساعت بهت وقت میدم فکراتو کن زنگت میزنم اگ اوکی بودی برو بیمارستان واسه تشکیل پرونده
من ک انگار ی پرنده بودم ک از قفس آزاد شده بود اینقدر خوشحال بودم و سبک شده بودم رفتیم خلاصه ب یکساعت هم نرسید تصمیم گرفتم برم سزارین کنم وقتی فکر میکردم ک فردا دخترمو بغل میگیرم دیگ بدتر میشدم😂
مامان یونا😍👶 مامان یونا😍👶 ۲ ماهگی
تجربه من از سزارین

من روز ۱۹مرداد نوبت دکتر داشتم رفتم واسه چکاب بعد ب دکترم گفتم بعضی موقع ها لباس زیرم نمناک میشه گفت ممکنه از کیسه آب باشه الان برو سونو رفتم سونو گفتن آب دور بچه کم شده دکترم گفت باید سریع بستری بشی واسه زایمان منم انتخابم طبیعی بود خلاصه ساعت ۱۲تا ۵صبح اورژانس بودم ساعت ۵منو بردن زایشگاه ساعت ۶واسم سرم فشار وصل کردن خلاصه سرم فشار اصلا اثری نداشت واسه من تا ساعت ۶بعد از ظهر من داخل زایشگاه بودم ک هی بهم سرم فشار وصل میکردن و هیچ خبری از درد نبود هر نیم ساعت یکی میومد معاینه میکرد بد ترین تجربه عمرم بود یعنی با اولین معاینه گفتم خدایا چ اشتباهی کردم اومدم واسه طبیعی معاینه ها اینقدر درد داشت ک میگفتم من چجوری می‌خوام از پس زایمان بر بیام خلاصه ساعت ۶بعد از ظهر دکترم اومد منو معاینه کرد بعد کلی سرم فشار و قرص گفت فایده نداره حتی نیم سانت هم نیستی میریم واسه سزارین اومدن منو آماده کردن فرستادن اتاق عمل
سزارین واسه من خیلی خوب بود فقط چون تجربه ای نداشتم خیلی استرس و ترس داشتم بعد سزارین بدترین قسمتش راه رفتن اول هست ولی در کل سزارین خیلی خیلی بهتره اصلا حتی فکر طبیعی رو نکنید ک خیلی عذاب اوره
مامان آراز مامان آراز ۱ سالگی
سلام دوستان میخوام تجربه خودم برا زایمان طبیعی بگم ب صورت خلاصه ۰۰۰من از اول بارداری انتخابم سزارین بوو د اصلا ب طبیعی فک نمیکردم همه تلاشم میکردم واسه سزارین ۳۷ هفته ۲ روز م بود همینجوری گفتم برم بیمارستان ببینم قبول میکنن برا سزارین اختیاری رفتم وقتی فشارم گرفت گفت یکم بالاس بعد تست آمینو شور گرفت جوابش مثبت بود بعد اومد معاینه م کرد گفت ۲ ثانت باز هستی زود برو آماده شو برا زایمان من گفتم میخوام سزارین کنم گفتن باشه ۰ بعد منو بردن زایشگاه دیگ شروع کردن معاینه هر نیم ساعت میگفتم معاینه نکنین من سزارین میخوام گفتن نمیشه از شب شروع کردن معاینه ک ساعت ۸صب بود ک دردام شروع شد دهانه رحمم با آمپول فشار همینجور باز می‌شد ک وقتی رسید ب ۱۰ دوتا زور ک زدم نی نی اومد ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه کلا ۲ ساعت من درد کشیدم وقتی بچه ب دنیا اومد انگار ن انگار درد کشیدم ۰ میخواستم بگم ک با این ک اصلا اصلا ب طبیعی فکر نمیکردم و ی ترسی از طبیعی داشتم ۰ کلا از زایمانم راضی هستم ۰ گفتم تجربه م بگم ک طبیعی اونقدر ها هم ترس نداره ۰بیمارستان هرکس سزارین کرده بود ب من می‌گفت خوشحال ب حالت ک طبیعی آوردی ۰۰ ایشالا شما هم زایمان خوبی داشته باشین
پسر منم ²/²ب دنیا اومد 🥰