۲۲ پاسخ

اگه شوهرم کمکم نکنه پارش میکنم، همینجوریش هم بیشتر فشار رو مادره

اخ ک چقد همه ی حرفای دل من بود
همه با رونیا بازی میکنن گریه ک میکنه میدن ب خودم میرن میخوابن😑

آدم وقتی تصمیم میگیره بچه بیاره باید هر۲نفر کمک هم بدن اینکه نمیشه همه ی سختی ها مال مادر باشه

منم تنهام منم و شوهرم ک شبا راحت میره می‌خوابه 😅 انگار ن انگار

ولی کلی خیلی درکت کردم چون بچه منم غذا نمیخوره و من شدیداً حس میکنم مامان بدیم پسرم تیرویید هم داره قرص می‌خورع و بازم خودمو مقصر می‌دونم میگم حتما چون من داشتم گرفته همش استرس غذا نخوردنشو دارم دیه جون بهم نمونده اینقدر لاغر شدم از بس حرص خوردم

از خدا بابت داشتن ی مامان خوب ک الآنم ک الانه پسرم یکسالش شده همش کمکم بوده و همچنین شوهررر مهربونم ک واقعا یک سری وقت ها از خواب خودش زده بچه رو نصفه شب گرفته و من خابیدم شکر برای وجودشون واقعا😍

تنهایی واقعا سخته من یه روز شوهرم نباشه احساس میکنم داره کم کاری میکنه پارش میکنم🤣🤣خداقوت واقعا کاربزرگی میکنی

سرمام ای بانوبگیر بده توغذاوماست و..ببین اب رواتیشهه بچه بی هیچ اذیتی خیلی سریع دندون درمیاره

چقدر درکتتت کردممم‌چون منم دس تنهایی از پا درم اوردده البته شوهرم دو ماه اول خیلی کمکم کردددا اونم‌چون نرف سر کار ک‌من دس تنها نباشم ولی بعد اون دگ اصلاااا چون صب تا شب سر کاره و میادم خستس حال نداره نهایت یه ربع باهاش بازی کنه ، مادرشوهرمم ۲۰ روز اول خیلی کمکم کرد همییین کلا دو ماه اول کمک داشم بعد اون دگ تکو تنها ، کلیم از اول بارداری دغدغه و دردسر داشم 😔

منم مثل توام، بهت افتخار میکنم ، برو تاپیکام رو ببین الان رو تخت بیمارستان هستم بدون بچم برا اولین بار ،مامانم مای بیبی شو عوض نکرده هی تاکید میکنم بچه بی تاب منه ،از عمل اومدم مگه خواب به چشمم می‌ره 😭😭

کم وزنی بد نیست اگ بچه قوی سالم وسرحالی باشع

خدا قوتت بده عزیزم تو بهترین مادر دنیایی ❤❤❤❤❤❤❤

مردا واقعا گاون!

نگران کم وزنی بچه نباش. مطمئن باش خوب میشه کم کم اصلا خودت رو مقصر ندون
و آره خیلی سخته شوهرت کمک نکنه

هعییییی منم همین بودم بخدا الانم تک تنها هیچیم نمیخوره کوچولوموندش💔🥲

چقدر بد و سخته شوهر آدم کمک نکنه

زندگی گاهی انگار همینه

عزیزم کم شیر بدی غذا میخوره

چرا میگن بهشت زیر پای مادر هست
ب این دلایلی هست ک گفتی عزبزم ناراحت نباش

خب باید به شوهرامون هم حق بدیم صبح تا غروب سرکارن شب اگ راحت نخوابن ک فردا سختشونه سرکار رفتن و بیشتر عصبی میشن ولی در عوض پنجشنبه جمعه سغی کن استراحت کنی من صبخ های حمعه دخترم بیدار میشه باباش نگهمیداره من دو ساغتی بیشتر میخوابم

عوضش چیزای خوشمزه میخوری

خیلی روزهای سختی بوده مطمینا درک میکنم اما میگذره این روزهام
نگران کم وزنی هم نباش بعضی بچه ها از شیر که گرفته بشن به غذا خوردن میفتن

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
من ب این مادرشوهر چی بگم ک انقد رو بچه من غیب میذاره( رو وزنش البته) چپ میره راس میاد میگه این بچه چرا لاغره با این ک از بدو تولد تا الان خداروشکر روی نمودار بوده قدشم ک کمی بالای نموداره من خودم راضیم از وزنش اصلا لاغر دیده نمیشه ولی نمیدونم این زن انتظار داره بند بند بشه دستو پای بچه تا بهش بگه چاق اینم بگم ک خودم اصلا بچه درون حد تپل واقعا دوس ندارم ولی واقعا با خرفاش خس ناکافی بودن بهم میده همش میگم لابد من بهش خوب نمیرسم یا میگم لابد از نظر من خوبه از نگاه بقیه ضعیفه و فلان....یا مثلا بچه من خیلی پرترکه مثلا زود چهاردستو پا رف یا زود راه رفتنو شروع کرد از هشت ماهگی تاتی میره میگه اگه تپل بود تا یه سالگیم نمیرف چون لاغره زود راه افتاده با این ک بچه دوستم همزمان با پسرم دنیا اومدن تو ی روز اونم اتفاقا تپل نیس و تازه راه میره اصلا منظورم مقایسه ی بچه ها نیستا و این ک هی میگه اگه یکم بشینه زیاد بالاپایین نپره وزن میگیره یجا نمیشینه ک اخه یکی نیس بگه بچه باید بازی کنه دیگه بچه ای ک یجا بشینه مگه بچسسسس ... 😑 انقد این حرفارو ک میزنه واقعا کلافه میشم از دستش
مامان فندوق مامان فندوق ۱ سالگی
خب میخوام یکی دیگه از تجربه هامو ب اشتراک بذارم
حتی اگه ی مامانو از استرس نجات بدم برام کافیه
من پسرم هم زود دنیا اومد هم با وزن کم هم ان ای سیو رفت کاری ب ایناش ندارم چون ی سری از بچه ها با همین شرایط همه حرکاتشون ب موقع انجام شد پسر من غلت میزد میذاشتم مینشست اما ن سینه خیز میرفت ن چهار دست و پا اینم بگم چون ضعیف بود و دو بار بستری شده بود خیلی روش حساس بودم مدام بغلم میگرفتم پس بچه تلاش ان چنانی برای حرکت نمیکرد از عالم و ادم حرف شنیدم چرا بچت تنبله چرا نمیره مشکل داره ببرش دکتر و .... از دکتر مغز و اعصاب بگیر تا اطفال و کاردرمانیم بردم یا میگفتن چیزیش نیس یا میگفتن یکم دستاش شله یا میگفتن ببر کاردرمانی ادامه بده و ...
تا اینکه از ماه قبل کلا رهاش کردم حتی گریه ام میکرد ب ندرت بغلش میکردم یهو ب خودم اومدم دیدم از مبل گرفته و وایساده چند روز بعد کنار مبل راه رفت با خودم گفتم پس از ایناییه ک یهو راه میوفته و سینه خیز و چهار دست و پا نمیره چند روز پیشا دیدم سینه خیز میره ب طرف وسیله هاش و دیشب تونست چهار دستو پا بره خواستم بگم ب حرف هیچ کس اعتنا نکنید الکی عیب روی بچتون نذارید تا میتونید باهاشون کار کنید من هر کاری از دستم میومد براش کردم ک بعدا ای کاشی برای خودم باقی نذارم اما کل تمرکزتون رو بچتون باشه ن اطرافیان
و در اخر ممنون از ی سری دوستانی ک براش دعا کردن خیلی ازتون ممنونم انشالله عاقبت بخیری و خوشبختی تمام نی نی هامون