سوال:سلام‌خانوما خوبین من یه مشکلی دارم🔞






جدیدا اینجوری حس میکنم که شوهرم یجوری شده باید من بگم بغلم کن بخوابیم یا خودمو تو بغلش جا کنم یا من بگم که ب.و.س.م کن
الان ۳ روزه خونه مامانش اینایم چون راه پله کلا یخ بسته نمیتونم بالا پایین برم و بیام تو اتاق میخوابیم اصلا درخواست نداده!
الان میگید شاید خجالت میکشه و اینا نه اصلا اینطور آدمی نیس نامزد بودیم مامانش تو اتاق می‌خوابید منو رسوا کرده بود از بس درخواست میکرد منم میگفتم نه ولی به زور انجام می‌داد
الان حس میکنم یجوری شده بحث خیانت اینا هم نیس
بهش هم میگم مثلا زشت شدم شکمم اومده جلو میگه خجالت بکش تو الان هم جذابیت داری و فلان
ولی اینم بگم که رفتارش باهام تغییر نکرده
الانم میگم حس میکنم ازم سرد شدی میگه آخه اینجاییم بزار بریم خونمون منم گفتم چه ربطی داره و میگه این اخلاقت اصلا خوب نیس منم رفتم قرصمو خوردم اومدم گرفتم سرجام اونم سرجای خودش خوابید
ولی خب اینکه خودم میگن بغلم کن و اینا اذیتم میکنه چطور بهش بگم که از این رفتارات خوشم نمیاد ؟ واقعا میخوام روش تاثیر داشته باشه






#بارداری.بارداری.بارداری
#فرزندپروری
#زایمان
#حاملگی
#سزارین
#فرزندپروری

۲۲ پاسخ

نامزدی تو خماری بودن الان که مثل اون موقع نمیشه مخصوصا تو بارداری
همسر منم همینجوریه با این می‌دونم خیلی تمایل داره ولی بخاطر شرایط من خیلی مراعات می‌کنه چون رابطه تو بارداری واقعا سخته مثل قبل نیست که

عزیزم شاید میترسه اتفاقی واسه خودت و بچه بیوفته نگران خودته در اصل اونم استرس خودشو داره دیگ شایدم واقعا از اونجا بودن معذبه

عزیزم میترسن برای بچه مشکلی داشته باشه الان من نزدیک زایمانمه و رابطه برام خوبه ولی دوری میکنه ازم میترسه بلایی سر بچه بیاد

بخاطر باردایته گلم حساس نشو
هم هورمونای خودت بهم ریخته هم اینک دیگ این اخرا مردا همشون همینجوری میشن میترسن بلایی سرخودت و بچه بیاد کاری ندارن

شوهرمنم میگه کنارت میخوابم همش استرس دارم نکنه توخواب پام بخوره به شکمت تاصبح ذهنم درگیره میگه جدامیخوابم😂اما قبول نکردم طفلی میره گوووشه تخت میخوابه.امامنم بهش نیاز دارم واقعا کمرم دردمیکنه پاهام لگنم شکمم اصلاتنهایب برام سخته وقتی کنارم حس میکنم اروم ترمیشم حتی وقتی درد دارم میگم یکم ماساژ بده هم تاثیرداره وقتی ایناروبهش گفتم الان دیگه لج نمیکنه جدابخوابه اما ب قول خودش شب تاصبح باذهن مشغول میخوابم چاره ای نیست توبارداری همینجوریه بایدکنار بیایم ولی درکل حساس میشیم خیلی دقت میکنیم روی رفتارشون.اما انگار برای خودشون یه چیز عادیه

وای شوهر منممم اینطوری بود ولی خودش میگف که بخاطر نینیه ما دوماه اخر اصلااا رابطه نداشتیم و خیلی سخت بود😢😂

منم سر بچه اول این مشکلو داشتم دوس نداشتم رابطه داشته باشم ولی دوس داشتم ی بوس ی بغل ولی هیچی بعد زایمان هلاک بود انگار الانم وضعمون همینه فک کنم دوماه قبل ی رابطه سطحی داشتیم همین

همینای ک گفتی شرح حال الان منه 🙃

عزیزم شما حساس شدی
جوری ک صبت میکنی بیشتر حالت درک کردن هس شاید میخاد راحت باشی ازیت نشی

قهر کردن خوب نیس زن شوهرا همه مشکل دارن هیچکس بی مشکل نیس ک حل کنین اگ دیدی نشد خونواده ها بدونن بهتره ولی خونتو ترک نکن

دقیقا👌🏻👌🏻

پس نادیده بگیرش ببین چطور رفتارش بهت توجه میکنه یا ن

انشالله این فکرای منفی ازت دور میشن دگ ب بچه نازت فک کن اون بیشتر ب تو احتیاج داره🥺🥰

خداروشکر ماله من همونه بیشترم روم حساس شده

خب عزیزم بخاطر خودته دوس نداره اذیت شی میگ‌الان نزدیک‌شم یا نزدیکی کنم خدایی نکرده ی چی میشه زیاد حساس نشو اون بغل نمیکنه پشتتو کن بگو از پشت بغلم کن بخوابم تو بگی یا اون خودش انجام بده چ فرقی داره تو فکر ننداز خودتو بجا سوال های الکی بگو من بهت خیلی نیاز دارم بیشتر نیاز عاطفی بذار بدونه

شوهرمنم اونطوری شده بود میگفتم زشت شدم ؟ میگف نه همونی بخدا
ولی رابطه اصلا نداشتیم میگفتم اخه چطور تحمل میکنی !؟ اذیت نمیشی
میگف ن بحث سلامتی تو و بچه باشه من کنترل میکنم مهم نیس برام
ولی ته دلشو میخوندم خیلی مضطرب‌بود استرس داشت فکروخیال میکرد
فکر زایمان ،فکر اتاق بچه ، فکر کار وبار
مردا خیلی تودارن شوهرمن اگ یذره مشغلع ذهنی داشته باشه اصلا بفکر بوس و اینا نمیوفته
نگران نباش بعد زایمان خوب میشه سعی کن از نظر عاطفی ساپورتش کنی دلداریش بده روحیه بده بگو دخترمون میاد .میریم بیرون .میریم مهمونی و....

منم همین مشکلو داشتم پس همه مردا اینجوری میشن

تازگیا اخلاق همسرمنم اینطوری شده
متنو میخوندم حس میکردم کلا همسر منو توصیف میکنی خط به خطش
بخاطر شرایطمونه حس میکنم مستقیم نمیتونن بگن میترسن یا چون شکممون جلوعه واقعا شاید خوششون نمیاد

تهدیدش کن با شوخی بگو این هفته های آخر هم قدر میمی ها دونستی ک هیچ ندونستی دیگه نینی بیاد یه ذره اش هم به تو نمیرسه 😝

منم همین حسو دارم نسبت ب همسرم

منم همسرم خیلی تغییر کرده یجورایی انگار سرد شده بغلم نمیکنه بوسم نمیکنم تا من میخام بغلش کنم هی میگه برو اون طرف تا میخام باهاش حرف بزنم دعوام می‌کنه تا میخام دستاش بگیرم دعوا می‌کنه میگه مگه نمی‌بینی گوشی دستمه برو اونطرف تا میگم دس بزار رو شکمم داره تکون میخوره سرو صدا می‌کنه دعوام می‌کنه تا میخام ازش یچیزی بپرسم دعوا می‌کنه میگه خستم کردی برو اونطرف حرف نزن 🥲

منم همین مشکل و دارم چون پیش خونوادشونن اینجور ‌‌مخصوصا حامله ایم سرد میشن ناخواسته بنظرم

سوال های مرتبط

مامان اوینا و ادرینا مامان اوینا و ادرینا ۱ ماهگی
مامان 💕🎀Deniz🎀💕 مامان 💕🎀Deniz🎀💕 هفته سی‌وچهارم بارداری
سلام خانوما من یه مشکلی دارم میشه قضاوتم نکنید
من یه مشکلی دارم از پارسال بهش درگیرم
فقط حس میکنم از خدا جسارت می‌کنم درواقع اصلا اونطور آدمی نیستم خیلی ایمان دارم اصلا حالم یهویی بد میشه
یعنی فقط زمستون ها اینطوری میشم تابستون اینا حالم خوب میشه
مثلا اینطوریم که به جایی خاصی از بدنم دس میزنم یاد خدا میاد تو ذهنم حس میکنم جسارتی کردم نخندین ها تروخدا
یا مثلا وقتی یه حرف زشتی چیزی میاد تو ذهنم یا دهنم یاد خدا میاد تو ذهنم حس میکنم این حرفو به خدا زدم کلا درگیرم بهش میگن وسواس فکری وسواس مذهبی
بعدشم هزار تا فکر و خیال میاد تو ذهنم که خدایی نکرده بچم چیزیش بشه یا صحیح و سالم نگیرم بغلم به زور این فکرو خیال و از سرم میندازم بیرون خودمو دلداری میدم کلی دعا میکنم که خدایا من جسارتی بهت نکردم خلاصه ۱ ساعت با استرس دعا میکنم
امروز دیگه اونقدر اعصابم خورد شد کلی گریه کردم
میشه کمکم کنید شما هم از این مشکلا داشتید








بارداری بارداری بارداری