چجوری از شیر بگیریم بچه رو به صورت تدریجی؟
این سوالی که خیلی ازم میپرسن و منم میخام تجربمو بزارم شاید چند تا مامان هم مثل من از قبلش استرس داشته باشن ندونن از کجا شروع کنن.
بهتون بگم این پروسه 1 ماه زمان میبره و باید خیلی صبر و آروم باشید چون واقعا فایده هاش زیاده و بچه بعدش پرخاشگر وعصبی نمیشه آروم آروم انجام میشه.
روز اول دختر من از ساعت 10 صب بیدار میشد عادت داشت شیر بخوره من بهش نمی‌دادم و به بهونه صبحونه درست کردن یکم مشغول‌ میکردم و بهش تنقلاتی دوست داشت میدادم بستنی و مغزیجات میبرمش بیرون گاهی هم خونه کلی مسخره بازی در میاوردم که یادش بره. این کار تا 5 روز ادامه دادم.
5 روز بعدی از 10 صب تا 4 بعد از ظهر بهش نمیدادم. به همون روش از 4 به بعد میزاشتم خودش درخواست کنه من بهش پیشنهاد نمیدادم. حتی توی اون روزا یادمه دخترم خواب روزشو نمی‌کرد چون عادت داشت زیر سینه بخابه هر وقت شیر می‌خورد می‌خوابید.
من سخت نگرفتم که خواب روز ساعت 2.30 بود هنوز تا 4 یا 5 نخوابیده چون اون منتظر شیر بود.
5 روز بعد هم از 10 صب تا 8 شب بهش ندادم و کلی تو این تایم بازی و بیرون میبردمش.
5 روز بعدی هم از 10 صبح تا 10 شب بهش نمی‌دادم و فقط خواب شبش با شیر بود و تا صبح مجاز بود بخوره.

۳ پاسخ

سلام عزیزم خوبی منم پسرم میخوام بگیرم نزدیک ۱ سال و ۸ ماهشه هفته پیش یع ۳ روز کم کم شیرشو کم کردم ولی ویروس گرفت مجبور شدم بدم تا زمانی که خوب بشه انشاالله میخوام از ۳ شنبه شروع کنم بگیرمش به نظرت الان خوبه

اره عزیزم تدریجیعتلی ساعت به ساعت اضافه میشه.

چه جالب اونوقت واسه شبو چطوری باید بگیریم

سوال های مرتبط

مامان نیهان🌙✨ مامان نیهان🌙✨ ۲ سالگی
تجربه من درباره از شیر گرفتن دخترم
چون خیلی ها میپرسن و این پروسه براشون سخته ،گفتم منم تجربمو بزارم بلکه کمکی باشه😘🥰 اول اینکه من از شیر روز شروع کردم،دخترم چهار بار در طول روز شیر میخورد. اول شیر ظهرش رو قطع کردم،‌ هر وقت میومد طرفم فوری بهش خوراکی میدادم و سرگرمش میکردم بازم با این حال نیم ساعت بعد میومد طرفم.رژ میزدم و بهش میگفتم بوویه. تا سه روز ، روز چهارم شیر عصرش رو هم قطع کردم ، به همین منوال بهش خوراکی و نوشیدنی مخصوصا شیر توی لیوان میدادم بخوره. کلا اب و نوشیدنی شیر و دوغ و آبمیوه طبیعی توی این زمان زیاد بهش بدین،من میدادم با نی بخوره که اشتیاقش بیشتر بشه برا خوردنش. بعد چهار روز شیر صبح هم قطع کردم. همین که بیدار می‌شد واسه شیر بهونه میگرفت، ولی من بهش میگفتم بیا بریم صبحونه بخوریم.بیا بریم نون و پنیر و چایی بخوریم ، بیا بریم جوجو (تخممرغ) بخوریم😂😂 بلندش میکردم می‌بردم سر سفره.گاهی چشماش بسته بود اصلا صبحونه نمیخواست لباسمو سعی می‌کرد بزنه بالا. که من محل نمیدادم.نازش میکردم براش تلویزیون میزدم.بازی میزاشتم که آروم بشه. آروم که می‌شد دیگه صبحانه بهش میدادم. تا یه هفته. تا رسیدیم به شیر شب .شبا یک ساعت قبل خواب لامپا خاموش میکردیم که بخوابیم. اونم برا خودش بازی می‌کرد توی تاریکی تا خوابش میگرفت بعد که میومد سمتم منم فوری میزاشتم رو دوشم تکون میدادم تا بخوابه یا میزاشتم رو پاهام وقتی گیج خواب شده بود. بعد دیگه الان چند روزه کامل گرفتم خداراشکر. انشالله خدا کمک همه مادرا باشه راحت از شیر و پوشک بگیرن.
مامان آرینا گلی🌸 مامان آرینا گلی🌸 ۲ سالگی
مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام خانما من اومدم با تجربه از شیر گرفتن
اول از همه بگم که دکتر نیلا تشخیص دادن که باید نیلا رو از شیر بگیرم چون بشدت شیر میخورد و غذا نمیخورد و وزنش و قدش متوقف شده بود
دکتر گفتن ۱۸ ماهگی از شیر بگیر
من بعد از واکسن چهار روز کامل به نیلا شیر دادم بعد از پایان چهار روز شروع کردم کم کردن شیرش
مرحله اول شیر روز رو قطع کردم که چون میبردمش بازی و بیرون خیلی سخت نبود ولی بهونش رو میگرفت منم سرگرمش میکردم چند روز اول سخت بود ولی کم کم عادت کرد بیست روز شیر روز رو قطع کردم بعد از بیست روز رفتم سراغ مرحله بعد یعنی شیر قبل از خواب که سینه میخورد میخوابید
تایم خوابش که میشد نیم ساعت قبلش بهش فرتی چهار مغز و خرما میدادم و میذاشتمش تو تاب ریلکسی اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی انقدر صبوری میکردم که مقاومتش میشکست و خواب میرفت بعد از اینکه خوابش سنگین میشد میبردمش تو رختخواب
حدود یک هفته هم به این منوال طی شد و موند غول مرحله آخر یعنی شیر ساعت پنج یا شش صبح که بیدار میشد و به هیچ صراطی مستقیم نبود
پارت بعد
پوشک واکسن گهواره فرزند پروری
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز به روز من برای ترک شیر مادر (از شیر گرفتن ) دخترم
امروز دومین روز هست که شروع به این روند کردم
خیلی وقته دلم میخواد دیگه آنیا شیر مادر نخوره اما خیلی خیلی دخالت ها و نظرات اطرافیان روی نظر من و همسرم سایه انداخته بود ولی دل رک زدم ب دریا و با همراهی همسرم شروع کردیم درواقع بزور راضی شد اخه بنظر من هر سنی که مادر تشخیص بده که بچه لازمه از شیر گرفته بشه اون خیلی مهم تره تا اینکه اطرافیان بگن نههههه هنوز کوچیکه و فلان
الان شیر برای بچه ی من باعث شده تو خواب بخوره و بیشتر تا ظهر بخوابه و تایم خواب آخر شب ما افتضاح باشه همینطور باعث شده بشدت کم غذا شده و خودمم با توجه به اینا مادر عصبی تر از حد عادی شدم ترجیح میدم مادر خوش اخلاقی باشم تا مادری ک فقط و فقط داره شیر میده
من از روش زیر دارم استفاده میکنم امید که بدردتون بخوره
چون بسیار با شرایط آنیا جور بود
باید بگم که آنیا ابدا شیشه نمیخوره
شیر رو هم حتی تو لیوان نمیخوره با اینکه عاشق آب خوردن از لیوان هستش
و بشدت به شیر مادر وابسته
من برای دختر ۲۰ ماهه‌ام روش ۴×۴ رو شروع کردم.

توی این روش ۴ روز اول تا ساعت ۱۲ ظهر شیر نمی‌دم، ۴ روز دوم تا ساعت ۵ عصر، ۴ روز سوم تا ساعت ۱۰ شب و ۴ روز آخر فقط در صورت بیدار شدن شبانه.

اما من از همون روز اول یک تغییر دیگه هم دادم. از آخرین شیر شب که حدود ساعت ۱ بامداد بود، دیگه تا ساعت ۱۲ ظهر هیچ شیری نمی‌دادم. یعنی شیرهای سحرگاهی و صبح زود هم کاملاً حذف شدند.

برای کمک به این روند، موقع خواب لباس‌هایی می‌پوشیدم که دسترسی به شیر براش سخت باشه. همین موضوع خیلی کمک کرد چون وقتی بیدار می‌شد امکان دسترسی مستقیم نداشت و کمتر یادش می‌افتاد.
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
همه میگن بچه رو کمتر از دوسال از شیر نگیر ولی به نظرم نمیشه یه نسخه رو برای همه پیچید
دختر من به شدت وابسته ی شیر بود ،توی طول رور کلا من همش یه سره داشتم شیر میدادم و بهم آویزون بود حتی سر سفره هم من غذا میخوردم دخترم رو پام داشت شیر میخورد،شبا هم که قشنگ 10 بار بیشتر بیدار میشد شیر میخورد حتی اگر سیرش میکردم و کلی به زور و بازی بهش غذا میدادم باید مثل پستونک تو دهنش بود،نگین چرا شیر شبو قطع نکردی چون من تمااام سعی خودمو کردم ولی نشد که نشد و برای دختر من تعریف نشده بود که صبحا میشه شیر بخوره و شبا شیر نمیتونه بخوره و اینکه کلا دخترم بدون شیر نمیخوابید یعنی کلا با سینه خوابش میبرد وشیر شب باعث خرابی دندونش داشت میشد و روی دندنش لکه افتاده ..
غذا هم یا کلا نمیخورد یا کم میخورد چون شکمش رو با شیر سیر میکرد و کلا بعد از یکسال و نیم وزنش به 9 کیلو هم نمیرسه😑😢
و اینکه من یکسال و هشت ماه بود آرزوی خوااااب داشتم و چون خودش شبا تا صبح شیر میخورد خواب آرومی نداشت و میگن بچه تو خواب رشد میکنه ولی حتی یک ساعت خواب عمیق نداشت😑
خلاصه دوست داشتم تا دوسالگی بهش شیر بدم ولی درحقش لطف که نمیکردم هیچ،باعث ظلم بهش داشتم میشدم چون بعد از یکسالگی هم اولویت با غذا هست نه شیر مادر
خلاصه یکسال و هشت ماه کامل شیر خورد و تصمیم بر این شد که اول یکسال و نه ماه ازش شیرو بگیرم و تماااام
و پنجشنبه صبح چسب زخم زدم روی سینم و یه تیکه از موهام رو چیدم و زیر چسب زخم وصل کردم و گفتم اوف شده ،شب اول خیلی گریه کرد ولی بعدش کم کم باهاش کنار اومد،الانم شبا یه بار بیدار میشه آب میخوره و میخوابه
با امروز شش روز هست شیرو قطع کردم و به شدت از کاری که کردم راضی هستم و بی نهایت از تصمیمم خوشحالم😍
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن قسمت دوم:

بعد اینکه شیر دادنو به ۳ بار تو روز باید برسونیم اولش و شیر های اضافه که میخوادو قطع کنیم، من همه ش این مدت تا بهونه شیرو میگرفت بهش ژله و کیک خونگی و پفیلا و خوراکی هایی که دوست داشت میدادم یا بیرون میبردم پارک یا خونه مامانم اینا سرشو گرم میکردم، تا رسید به ۳بار در روز صبح ها و عصر ها و شب قبل خواب،. و نصفه شب هم که شیر شبو میخورد، بعد شیر صبحشو قطع کردم تا بیدار میشد سریع میاوردمش بیرون سرگرمش میکردم و خوراکی میدادم شیر یادش بره، ۴ ، ۵ روزی اینجوری بود بعد شیر بعد از ظهرشو قطع کردم، ( ظهرا اکثرا چون میبردمش بیرون تو کالسکه از خستگی خوابش میبرد) بعدم هم شیر قبل خوابشو، بعد هرکدوم که قطع میکردم ۳، ۴ روزی طول میکشید بعد وعده بعد قطع میشد، در آخر برا قطع شیر شب پسرم خودش دیگه ۱ بار بیدار میشد، اتفاقی ۱ روز از سینه چپم شیر نخورد و خوابید فرداش دیدم سینه م پر نشده دیگه ۳ روز از سینه چپم نصف شب شیر ندادم دیدم درد ندارم و اینا سینه راستم دیگه ۲ روزه الان بهش ندادم اونم درد ندارم و پر نشده، بچه هم فقط شب اولش یذره اذیت شد بیدار شد ، فرداش دیگه میبردم سر یخچال بهش آب میدادم میخوابید بعدش

در تمام این مدت هم البته از اول بهش گفتم نیکان تو دیگه پسر بزرگی شدی کم کم دیگه کوچولو کوچولو باید میمی نخوری، بعد میگفتم مامان که میمی نمیخوره، بابا که میمی نخوره، دادا که میمی نمیخوره، خاله که میمی نمیخوره همه افراد فامیلو عروسکاشو اسم میبردم اینم خودش خیلی تاثیر داشت تا کنار اومد الانم دیگه تا یادش میاد میگم نیکان که میمی نمیخوره میره دیگه
خلاصه این بود از تجربه ی من امیدوارم به دردتون بخوره
مامان پسرچه مامان پسرچه ۲ سالگی
🤱🏻⁉️مامانا روشی که من بچمو تدریجی از شیر گرفتم
اینجوری بود که :
کلا بعد از یکسالگی نمیتونست هرموقه که خواست شیر بخوره و شیر خوردنش قانون داشت
اکثرا وقتایی که میخاست بخابه و معمولا هم بعد از غذا خوردنش که شیر باعث پرشدن معدش نشه ، حدودا میشد ۳-۴ بار در روز …
برا ترک شیر من اول اومدم وعده های الکی رو حذف کردم مثلا وقتایی که نمیخاس بخابه یا برا سرگرمی فقط شیر میخورد حذف شد ، بجاش با بازی کردن، کتاب و شعر خوندن ، اهنگ و رقص😂 ، بیرون رفتن و … جایگزین کردم
که درواقع شیر خوردنش شد فقط صبحا بعد از بیداری ، عصرا برا خاب و شبا قبل از خاب …و نصف شب اگر بیدار شه
پسر من فوق العاده عادت داشت که فقط با ممه بخابه و حذف شیر عصر برامون مرحله چالشی بود🫠من از یه مدت قبل یه اهنگ لالایی که دوس داشت رو همیشه نزدیک به خابیدن براش میذاشتم ک بهش عادت کنه ، بعدم یوقتا رو پا تکونش میدادم یوقتا تو بغل میگردوندمش تا بخابه ، این کارا شاید دو سه ساعت زمان میبرد تا خابش ببره ، یه روزا هم اصلا حاضر نبود بخابه تا ساعت ۶و۷ عصر ک از خاب بیهوش بشه !
مهمترین چیز اینه ک شما قاطع برخورد کنین و اگه دیدین نمیخابه یا خودتون خسته و بی حوصله این سریع سینه رو بهش ندین ، باید خیلی صبوری کنین و استمرار داشته باشین
بعد از این مرحله ما رسیدیم به حذف شیر صبحا بعد از بیداری ، این یکم اسونتره
تا بیدارمیشه بغلش میکنم براش شعر میخونم میبرمش سراغ وسایل بازی مورد علاقش خلاصه یجوری سرگرمش میکنم
تا الان شیر روز رو قطع کردیم
منتظرم یک هفته از این مرحله بگذره دیگ میریم سراغ قطع شیر قبل از خاب شب🫠🤪
(البته درطول روز معمولا یک یا دو بار شیرخشک با لیوان میخوره چون بچه ها تا ۲سالگی به شیر خوردن نیاز دارن )
#فرزندپروری#شیر
مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
سلام صبحتون بخیر
خانما من پسرمو دارم از شیر میگیرم
روش تدریجی و شروع کردم . خیلیییی زیاد وابسته سینه بود خواب روز و شبش با اون بود فقط زیر سینه میخوابید
۱۷ روزه شروع کردم، اول ۴ روزصبح از وقتی که بیدار میشد تا ظهر شیر ندادم ( اینم بگم ک دم ب دقیقه میومد شیر میخورد حتی بعد اینکه غذاشو خورده بود)
بعد دوباره ۴ روز از صبح تا ۷. ۸ شب نمیدادم
۴ روز هم از وقتی ک صبحا بیدار میشدتا خواب شب ندادم موقع خواب میخورد تا صبح هر وقت ک دلش بخواد .
اون تایمی ک تایین کرده بودم تموم ک میشد هر وقت شیر میخواست میخورد
بعد الان چند روزی هم هست ک دیگه وقتی میخواد بخوابه نمیزارم زیر سینه بخوابه یا تو تاب یا تو بغل میخوابه بعد شبا ک دو یا سه بار بیدار میشه تو عالم خواب شیر میخوره . امشبم خیلی بهونه و بی قراری کرد تا خوابش ببره یک ساعت پیش هم بیدار شد یزره خورد کشید عقب اما بازم میخواست ندادم ک بخوره تا همین چند دقیقه پیش فقط گریه کرده . حتی اجازه نمیداد بغلش کنم یا بهش دست بزنم بدتر جیغ میزد اجازه نداد بزارمش تو تاب براش شیر پاستوریزه و اب اوردم هیچکدومو نخورد میگفت دراز بکش پیشم شیرخودتو بخورم . خیلی ناراحت میشم براش خیلی مظلوم گریه میکنه
راهکاری دارید چیکار کنم ک یادش بره ؟
جیگرم کباب میشه براش اما کلی اذیت شدیم هردو نمیخوام زحمتامون ب باد بره
شیر خشک
فرزند پروری
پوشک
رفلاکس
کولیک
عکس برا الان نیست الان زمین خوابیده