تجربه ی روز به روز من برای ترک شیر مادر (از شیر گرفتن ) دخترم
امروز دومین روز هست که شروع به این روند کردم
خیلی وقته دلم میخواد دیگه آنیا شیر مادر نخوره اما خیلی خیلی دخالت ها و نظرات اطرافیان روی نظر من و همسرم سایه انداخته بود ولی دل رک زدم ب دریا و با همراهی همسرم شروع کردیم درواقع بزور راضی شد اخه بنظر من هر سنی که مادر تشخیص بده که بچه لازمه از شیر گرفته بشه اون خیلی مهم تره تا اینکه اطرافیان بگن نههههه هنوز کوچیکه و فلان
الان شیر برای بچه ی من باعث شده تو خواب بخوره و بیشتر تا ظهر بخوابه و تایم خواب آخر شب ما افتضاح باشه همینطور باعث شده بشدت کم غذا شده و خودمم با توجه به اینا مادر عصبی تر از حد عادی شدم ترجیح میدم مادر خوش اخلاقی باشم تا مادری ک فقط و فقط داره شیر میده
من از روش زیر دارم استفاده میکنم امید که بدردتون بخوره
چون بسیار با شرایط آنیا جور بود
باید بگم که آنیا ابدا شیشه نمیخوره
شیر رو هم حتی تو لیوان نمیخوره با اینکه عاشق آب خوردن از لیوان هستش
و بشدت به شیر مادر وابسته
من برای دختر ۲۰ ماهه‌ام روش ۴×۴ رو شروع کردم.

توی این روش ۴ روز اول تا ساعت ۱۲ ظهر شیر نمی‌دم، ۴ روز دوم تا ساعت ۵ عصر، ۴ روز سوم تا ساعت ۱۰ شب و ۴ روز آخر فقط در صورت بیدار شدن شبانه.

اما من از همون روز اول یک تغییر دیگه هم دادم. از آخرین شیر شب که حدود ساعت ۱ بامداد بود، دیگه تا ساعت ۱۲ ظهر هیچ شیری نمی‌دادم. یعنی شیرهای سحرگاهی و صبح زود هم کاملاً حذف شدند.

برای کمک به این روند، موقع خواب لباس‌هایی می‌پوشیدم که دسترسی به شیر براش سخت باشه. همین موضوع خیلی کمک کرد چون وقتی بیدار می‌شد امکان دسترسی مستقیم نداشت و کمتر یادش می‌افتاد.

تصویر
۱۱ پاسخ

عزیزم چطوری شیر سحرگاهی و خواب رو قطع کردی پسر منم شیر مادر میخوره شب بی‌خواب میشه تا سینه نخوره آروم نمیشه بخوابه

بسلامتی موفق باشی

منم از اسفند تدریجی کم کردم و امروز ۴امین روزیه که دیگه کامل نمیخوره
ظهر یادش افتاده بود باز لباسمو میداد بالا دهنشو میذاشت رو سینم ولی نمیخورد💔
میگفت مامان ببین تموم شده
قشنگ جیگرم تیکه پاره شد براش🥺

دلم گرفت اینجا درد دل کردم

منم خیلی دوست داشتم بگیرمش تا صبح بیدار نمیشه فقط 6 صبح یکبار شیر خشک میخوره تو روزم بیدار باشه حواسش رو پرت کنی نمیخوره.فقط باید سیر باشه و من در حال کار باشم فقط خواب ظهر و شبش حتما باید دو تا مک بزنه تا بخوابه....
متاسفانه همسرم کمرش گرفته خونست شرایطم سخته دخترمم 9 سالشه همه کارا از خرید و بیرون بردنشون همه چیز با خودمه با روحیه داغون 😩
میترسم برم جلو بدتر بشه بخاطر همین هم پوشک هم شیر رو فعلا گذاشتم برا بعد

منم از ۹ خرداد بهش شیر ندادم
امیدوارم راحت بگذره براتون

مرسی ازوقتی ک گذاشتی منم کلافه ام شیر مدااااوم وصله بمن

ما امروز روز سوم هستیم
پسر منم کاملا وابسته شیر و باشیر میخوابید
ولی طول روز خیلی باهاش بازی میکنم بیرون میبرمش و سعی میکنم صبح زود بیدار شه یه چرت کوچیک بزنه ظهر و شب راحتتر بخوابه
یکم برای خوردن مقاومت میکنه ولی خب پسر منم عاشق میوه و مغزیجات بیشتر سعی میکنم اینارو بخوره و غذاهایی ک دوسداره رو درست میکنم
من براش دوتا جوجه هم خریدم خیلی کمک کرد خیلی باهاشون مشغول میشه و خداروشکر بهشون دست نمیزنه یا بخاد فشارشون بده
فقط باهم بهشون غذا میدیم یا میشینه پیششون
واقعا کمک کنندس

عزیزم بسلامتی منم پسرم دومین روز از شیر گرفتم

تجربه روز دوم:

روز دوم برای من امیدوارکننده‌تر بود.

از آخرین شیر شب دوباره تا ظهر هیچ شیری نخورد و این بار تا حدود ۵ دقیقه مانده به ساعت ۱۲ دوام آورد.

در طول روز هر بار احساس می‌کردم کلافه شده یا به سمت شیر می‌آید، سعی می‌کردم با اسباب‌بازی‌های جدید، فعالیت متفاوت یا خوراکی موردعلاقه‌اش حواسش را پرت کنم.

نکته مهم این بود که لباس پوشیده ماندن و قرار نگرفتن در موقعیت‌هایی مثل دراز کشیدن یا نشستن طولانی خیلی کمک کرد، چون این‌ها از محرک‌های اصلی یادآوری شیر برای دخترم هستند.

فعلاً احساس می‌کنم بزرگ‌ترین چالش ما جدا کردن خواب از شیر است و نه خود حذف شیر

همچنین متوجه شدم اگر بنشینم یا دراز بکشم سریع یاد شیر می‌افتد و می‌آید سراغم. برای همین این دو روز از صبح تا ساعت ۱۲ سعی کردم کمتر در موقعیت‌هایی قرار بگیرم که برایش یادآور شیر خوردن باشد.



کمک کننده ها
افرادی به جز شما اگر کمک دست داشته باشید بهتره ولی من ندارم گاهی فقط شوهرم
بازی‌های جدید و اسباب‌بازی‌های متفاوت
سرگرمی‌هایی که قبلاً کمتر استفاده شده‌اند
خوراکی و میان‌وعده برای پرت کردن حواس
فعالیت بدنی و تغییر فضا


و مشکلات اصلی ما این بود این دو روز
تو این روند، مشکل اصلی معمولاً گرسنگی نیست
بیشتر چالش‌ها مربوط به:
وابستگی خواب به شیر
کلافگی قبل از خواب
عادت رفتاری قدیمی


تجربه روز اول:

روز اول از آخرین شیر شب تا حدود ساعت ۱۱ و ۱۰ دقیقه صبح دوام آورد.
۶ صبح چشماش باز شد شیر خواست بهش ی لیوان آب دادم به آب صبح عادت داره ولی بعدش همیشه شیر میخواست
بعد آوردمش آشپز خونه و صبحانه خوردیم البته بگم چون عاشق میوه اس اول صبحانه قبول نکرد با هندونه شروع کرد
کم کم چیزای دیگم خورد
ولی ساعت طولانی بود ۶ صبح تا ۱۱ اینا و این برام جالب بود چون آنیا اغلب چون شیر می‌خورد تا ۱۲ ظهر خواب بود ولی اینبار روز ما متفاوت شروع شد

چیزی که برای من جالب بود این بود که مشکل اصلی گرسنگی نبود. بیشتر نزدیک زمان خواب کلافه می‌شد. خوابش می‌آمد، چشم‌هایش را می‌مالید و مشخص بود خسته است.

باباش هم خانه بود و باهاش بازی کرد و حتی تلاش کرد بخواباندش، اما قبول نکرد و در نهایت ساعت حدود ۱۱ و ۱۰ دقیقه شیر خورد و حدود ۱۰ دقیقه بعد خوابید.

برداشت من این بود که وابستگی اصلی فعلاً بیشتر به خوابیدن با شیر است تا خود شیر خوردن.

سوال های مرتبط

مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز ۶ تا ۱۱ ترک شیر آنیا :

این چند روز واقعاً انقدر این تجربه خسته‌کننده و انرژی‌بر بود که بعضی شب‌ها دیگه حتی جون و حوصله نوشتن نداشتم تجربیاتم رو برای گروه بنویسم، ولی خلاصه‌ی روند روزهای ۶ تا ۱۱ رو یکجا می‌نویسم:

---

روز ششم:
این روز رو خونه مادربزرگم بودیم و مامانم و خواهرم هم اونجا بودن و خیلی کمکمون کردن. از شب قبلش شیر نخورده بود. صبح زود بیدار شد و درگیر بیرون رفتن و فعالیت بود. با اینکه صبح خیلی زود بیدار شده بود، تونست تا حدود ۴:۳۰ بعدازظهر بدون شیر دوام بیاره. یک بار عصر یه مقدار شیر خورد.

---

روز هفتم:
از ساعت حدود ۱۲ تا مدت طولانی خونه مادرشوهرم بود. حدود ۷:۱۵ رسیدیم پیش آنیا و تا اون موقع شیر نخورد. بعد از اینکه شیر خورد، حدود نیم ساعت هم دیگه سراغ شیر نرفت. این روز بیشتر در جمع و درگیر بازی و محیط جدید بود و همین باعث شده بود راحت‌تر بگذره.

---

روز هشتم:
خیلی چیز خاصی یادم نمیاد و تقریباً یه روز عادی و مشابه قبل بود. روند کلی همون ادامه پیدا کرد و بدون تغییر خاصی گذشت.

---

روز نهم:
تا حدود ۸:۱۰ شب بدون شیر دوام آورد. این روز یه مقدار خواب ظهرش سخت‌تر شد و با کمک بغل و تاب خوابش برد.

---

روز دهم:
تا حدود ۸:۳۰ شب شیر نخورد. کم‌کم مشخص بود که وابستگی به شیر برای خواب داره کمتر میشه و بیشتر با بغل و تکان آروم می‌گرفت.

---

روز یازدهم:
صبح با بی‌قراری شروع شد و کمی شیرکاکائو خورد و خوابید. بعد از اون تا حدود ۹ شب هم بدون شیر ب پایان رسید
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز پنجم ترک شیر آنیا : 

امروز به خاطر آلارم باباش ساعت ۵ صبح بیدار شد و دیگه خوابش نبرد. با اینکه خیلی زود بیدار شده بود،  از شب ساعتای ۱ شب تا صبح ک شیر نخورد ولی بهش آب دادم 
در طول صبح کمی مغز  تخمه ، بیسکویت، چند لقمه خیلی کوچک نان و پنیر، کمی چای و آب خورد.
حدود ۹:۳۰ خوابید و تا حدود ۱ ظهر خواب بود.
نکته جالب امروز این بود که مثل روز قبل، برای خوابیدن سراغ شیر نرفت. خودش جاش را کنار مادربزرگ و خاله‌اش انداخت، سرش را روی متکا گذاشت و بعد از کمی وول خوردن و کش و قوس رفتن، بدون شیر خوابش برد.

بعد از بیدار شدن هم تا ساعت ۳:۲۰ بعدازظهر با بازی، کمک به کارهای خونه و خوردن خوراکی‌های مختلف مثل سیب‌زمینی و تخمه سرگرم بود.
امروز ساعت ۳:۲۰ اولین شیر  رو خورد یع.نی از ساعت ۱ شب قبل تا ۳ و ۲۰ دقیقه 
با توجه به اینکه با وجود بیداری از ساعت ۵ صبح باز هم تا ۳:۲۰ دوام آورد، فعلاً تصمیم گرفتم یکی دو روز دیگه هم به همین شکل ادامه بدم و بعد وارد مرحله بعدی بشم.

امروز مادر بزرگش و خالش خونمون بودن چون روز طولانی تری بود احتیاج به سرگرمی بیشتری داشتیم


راجب روش از شیر گرفتن آنیا تو تاپیک های قبلی خودم هست اونجا کامل میتونید بخونید
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز چهارم ترک شیر آنیا :

امروز ساعت ۸:۳۰ بیدار شد. یه کم آب خورد و معلوم بود هنوز خوابش میاد. حدود ۹:۳۰ بدون شیر و بدون اینکه بغلش کنم خوابش برد. من جلو تلویزیون اوردم جاش رو انداختم وقتی بیدار شد چون میدونستم خیلی خوابش میاد و خودش رفت همونجا دراز کشید و خوابید. تا حدود ۱۱:۵۵ هم خواب بود.

بعد از بیدار شدن یه چیزی خورد و ناهارش رو هم خیلی خوب خورد که برای من اتفاق خیلی خوبی بود.

امروز تا ساعت ۱:۳۵ شیر نخورد. وقتی فهمید وقت شیر خوردنش رسیده، خیلی خوشحال شد و سریع اومد بغلم که شیر بخوره.

فعلاً حس می‌کنم چالش اصلی ما بیشتر وابستگی به شیر برای خوابیدن و آروم شدن هست تا خود گرسنگی.

با توجه به اینکه امروز تا ۱:۳۵ دوام آورد و بدون شیر خوابید، تصمیم گرفتم به جای اینکه مستقیم مرحله بعدی رو تا ساعت ۵ عصر ببرم، چند روز آینده آروم‌آروم جلو بریم و فعلاً ساعت شیر رو به حدود ۲ و ۳ بعدازظهر برسونم. بعد هم با توجه به واکنش دخترم تصمیم می‌گیرم مرحله بعدی چی باشه.

احتمالا دو روز دیگه برم تو فاز ساعت ۵

برای خوندن روشی که دارم برای ترک شیر استفاده میکنم به تاپیک های قبلیم مراجعه کنید
مامان تابان مامان تابان ۲ سالگی
چجوری از شیر بگیریم بچه رو به صورت تدریجی؟
این سوالی که خیلی ازم میپرسن و منم میخام تجربمو بزارم شاید چند تا مامان هم مثل من از قبلش استرس داشته باشن ندونن از کجا شروع کنن.
بهتون بگم این پروسه 1 ماه زمان میبره و باید خیلی صبر و آروم باشید چون واقعا فایده هاش زیاده و بچه بعدش پرخاشگر وعصبی نمیشه آروم آروم انجام میشه.
روز اول دختر من از ساعت 10 صب بیدار میشد عادت داشت شیر بخوره من بهش نمی‌دادم و به بهونه صبحونه درست کردن یکم مشغول‌ میکردم و بهش تنقلاتی دوست داشت میدادم بستنی و مغزیجات میبرمش بیرون گاهی هم خونه کلی مسخره بازی در میاوردم که یادش بره. این کار تا 5 روز ادامه دادم.
5 روز بعدی از 10 صب تا 4 بعد از ظهر بهش نمیدادم. به همون روش از 4 به بعد میزاشتم خودش درخواست کنه من بهش پیشنهاد نمیدادم. حتی توی اون روزا یادمه دخترم خواب روزشو نمی‌کرد چون عادت داشت زیر سینه بخابه هر وقت شیر می‌خورد می‌خوابید.
من سخت نگرفتم که خواب روز ساعت 2.30 بود هنوز تا 4 یا 5 نخوابیده چون اون منتظر شیر بود.
5 روز بعد هم از 10 صب تا 8 شب بهش ندادم و کلی تو این تایم بازی و بیرون میبردمش.
5 روز بعدی هم از 10 صبح تا 10 شب بهش نمی‌دادم و فقط خواب شبش با شیر بود و تا صبح مجاز بود بخوره.
مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
سلام صبحتون بخیر
خانما من پسرمو دارم از شیر میگیرم
روش تدریجی و شروع کردم . خیلیییی زیاد وابسته سینه بود خواب روز و شبش با اون بود فقط زیر سینه میخوابید
۱۷ روزه شروع کردم، اول ۴ روزصبح از وقتی که بیدار میشد تا ظهر شیر ندادم ( اینم بگم ک دم ب دقیقه میومد شیر میخورد حتی بعد اینکه غذاشو خورده بود)
بعد دوباره ۴ روز از صبح تا ۷. ۸ شب نمیدادم
۴ روز هم از وقتی ک صبحا بیدار میشدتا خواب شب ندادم موقع خواب میخورد تا صبح هر وقت ک دلش بخواد .
اون تایمی ک تایین کرده بودم تموم ک میشد هر وقت شیر میخواست میخورد
بعد الان چند روزی هم هست ک دیگه وقتی میخواد بخوابه نمیزارم زیر سینه بخوابه یا تو تاب یا تو بغل میخوابه بعد شبا ک دو یا سه بار بیدار میشه تو عالم خواب شیر میخوره . امشبم خیلی بهونه و بی قراری کرد تا خوابش ببره یک ساعت پیش هم بیدار شد یزره خورد کشید عقب اما بازم میخواست ندادم ک بخوره تا همین چند دقیقه پیش فقط گریه کرده . حتی اجازه نمیداد بغلش کنم یا بهش دست بزنم بدتر جیغ میزد اجازه نداد بزارمش تو تاب براش شیر پاستوریزه و اب اوردم هیچکدومو نخورد میگفت دراز بکش پیشم شیرخودتو بخورم . خیلی ناراحت میشم براش خیلی مظلوم گریه میکنه
راهکاری دارید چیکار کنم ک یادش بره ؟
جیگرم کباب میشه براش اما کلی اذیت شدیم هردو نمیخوام زحمتامون ب باد بره
شیر خشک
فرزند پروری
پوشک
رفلاکس
کولیک
عکس برا الان نیست الان زمین خوابیده
مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام خانما من اومدم با تجربه از شیر گرفتن
اول از همه بگم که دکتر نیلا تشخیص دادن که باید نیلا رو از شیر بگیرم چون بشدت شیر میخورد و غذا نمیخورد و وزنش و قدش متوقف شده بود
دکتر گفتن ۱۸ ماهگی از شیر بگیر
من بعد از واکسن چهار روز کامل به نیلا شیر دادم بعد از پایان چهار روز شروع کردم کم کردن شیرش
مرحله اول شیر روز رو قطع کردم که چون میبردمش بازی و بیرون خیلی سخت نبود ولی بهونش رو میگرفت منم سرگرمش میکردم چند روز اول سخت بود ولی کم کم عادت کرد بیست روز شیر روز رو قطع کردم بعد از بیست روز رفتم سراغ مرحله بعد یعنی شیر قبل از خواب که سینه میخورد میخوابید
تایم خوابش که میشد نیم ساعت قبلش بهش فرتی چهار مغز و خرما میدادم و میذاشتمش تو تاب ریلکسی اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی انقدر صبوری میکردم که مقاومتش میشکست و خواب میرفت بعد از اینکه خوابش سنگین میشد میبردمش تو رختخواب
حدود یک هفته هم به این منوال طی شد و موند غول مرحله آخر یعنی شیر ساعت پنج یا شش صبح که بیدار میشد و به هیچ صراطی مستقیم نبود
پارت بعد
پوشک واکسن گهواره فرزند پروری