۳ پاسخ

،،،،،،

پسر منم همینه
ولی اگر تو ماشین باشیم بدون شیر میخوابه
من رانندگی میکنم اونو میزارم کنارم بشینه و یکم صندلی رو میدم عقب و کمربمد میبندم و براش شعر میزارم
چند بار اینطوری ظهر ها خوابیده قشنگ
بعد قشنگ صبر میکنم خوابش یکم عمیق شه
بعد که میرسیم خونه آروم بغلش میکنم میزارم توی کالسکه با کالسکه میبرم بالا
چون اونطوری توی بغلم باشه بیدار میشه سریع

من به لطف خدا شیر شب رو قطع کردم اما مشکلم شیر موقع ظهر هس ک باید قبلش بخوره بعد بخوابه شب هم قبل خواب میخوره یعنی هردوتاشون بنظرت چیکارکنم اخه اب هم قبول نمیکنن

سوال های مرتبط

مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز چهارم ترک شیر آنیا :

امروز ساعت ۸:۳۰ بیدار شد. یه کم آب خورد و معلوم بود هنوز خوابش میاد. حدود ۹:۳۰ بدون شیر و بدون اینکه بغلش کنم خوابش برد. من جلو تلویزیون اوردم جاش رو انداختم وقتی بیدار شد چون میدونستم خیلی خوابش میاد و خودش رفت همونجا دراز کشید و خوابید. تا حدود ۱۱:۵۵ هم خواب بود.

بعد از بیدار شدن یه چیزی خورد و ناهارش رو هم خیلی خوب خورد که برای من اتفاق خیلی خوبی بود.

امروز تا ساعت ۱:۳۵ شیر نخورد. وقتی فهمید وقت شیر خوردنش رسیده، خیلی خوشحال شد و سریع اومد بغلم که شیر بخوره.

فعلاً حس می‌کنم چالش اصلی ما بیشتر وابستگی به شیر برای خوابیدن و آروم شدن هست تا خود گرسنگی.

با توجه به اینکه امروز تا ۱:۳۵ دوام آورد و بدون شیر خوابید، تصمیم گرفتم به جای اینکه مستقیم مرحله بعدی رو تا ساعت ۵ عصر ببرم، چند روز آینده آروم‌آروم جلو بریم و فعلاً ساعت شیر رو به حدود ۲ و ۳ بعدازظهر برسونم. بعد هم با توجه به واکنش دخترم تصمیم می‌گیرم مرحله بعدی چی باشه.

احتمالا دو روز دیگه برم تو فاز ساعت ۵

برای خوندن روشی که دارم برای ترک شیر استفاده میکنم به تاپیک های قبلیم مراجعه کنید
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز پنجم ترک شیر آنیا : 

امروز به خاطر آلارم باباش ساعت ۵ صبح بیدار شد و دیگه خوابش نبرد. با اینکه خیلی زود بیدار شده بود،  از شب ساعتای ۱ شب تا صبح ک شیر نخورد ولی بهش آب دادم 
در طول صبح کمی مغز  تخمه ، بیسکویت، چند لقمه خیلی کوچک نان و پنیر، کمی چای و آب خورد.
حدود ۹:۳۰ خوابید و تا حدود ۱ ظهر خواب بود.
نکته جالب امروز این بود که مثل روز قبل، برای خوابیدن سراغ شیر نرفت. خودش جاش را کنار مادربزرگ و خاله‌اش انداخت، سرش را روی متکا گذاشت و بعد از کمی وول خوردن و کش و قوس رفتن، بدون شیر خوابش برد.

بعد از بیدار شدن هم تا ساعت ۳:۲۰ بعدازظهر با بازی، کمک به کارهای خونه و خوردن خوراکی‌های مختلف مثل سیب‌زمینی و تخمه سرگرم بود.
امروز ساعت ۳:۲۰ اولین شیر  رو خورد یع.نی از ساعت ۱ شب قبل تا ۳ و ۲۰ دقیقه 
با توجه به اینکه با وجود بیداری از ساعت ۵ صبح باز هم تا ۳:۲۰ دوام آورد، فعلاً تصمیم گرفتم یکی دو روز دیگه هم به همین شکل ادامه بدم و بعد وارد مرحله بعدی بشم.

امروز مادر بزرگش و خالش خونمون بودن چون روز طولانی تری بود احتیاج به سرگرمی بیشتری داشتیم


راجب روش از شیر گرفتن آنیا تو تاپیک های قبلی خودم هست اونجا کامل میتونید بخونید
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز ۶ تا ۱۱ ترک شیر آنیا :

این چند روز واقعاً انقدر این تجربه خسته‌کننده و انرژی‌بر بود که بعضی شب‌ها دیگه حتی جون و حوصله نوشتن نداشتم تجربیاتم رو برای گروه بنویسم، ولی خلاصه‌ی روند روزهای ۶ تا ۱۱ رو یکجا می‌نویسم:

---

روز ششم:
این روز رو خونه مادربزرگم بودیم و مامانم و خواهرم هم اونجا بودن و خیلی کمکمون کردن. از شب قبلش شیر نخورده بود. صبح زود بیدار شد و درگیر بیرون رفتن و فعالیت بود. با اینکه صبح خیلی زود بیدار شده بود، تونست تا حدود ۴:۳۰ بعدازظهر بدون شیر دوام بیاره. یک بار عصر یه مقدار شیر خورد.

---

روز هفتم:
از ساعت حدود ۱۲ تا مدت طولانی خونه مادرشوهرم بود. حدود ۷:۱۵ رسیدیم پیش آنیا و تا اون موقع شیر نخورد. بعد از اینکه شیر خورد، حدود نیم ساعت هم دیگه سراغ شیر نرفت. این روز بیشتر در جمع و درگیر بازی و محیط جدید بود و همین باعث شده بود راحت‌تر بگذره.

---

روز هشتم:
خیلی چیز خاصی یادم نمیاد و تقریباً یه روز عادی و مشابه قبل بود. روند کلی همون ادامه پیدا کرد و بدون تغییر خاصی گذشت.

---

روز نهم:
تا حدود ۸:۱۰ شب بدون شیر دوام آورد. این روز یه مقدار خواب ظهرش سخت‌تر شد و با کمک بغل و تاب خوابش برد.

---

روز دهم:
تا حدود ۸:۳۰ شب شیر نخورد. کم‌کم مشخص بود که وابستگی به شیر برای خواب داره کمتر میشه و بیشتر با بغل و تکان آروم می‌گرفت.

---

روز یازدهم:
صبح با بی‌قراری شروع شد و کمی شیرکاکائو خورد و خوابید. بعد از اون تا حدود ۹ شب هم بدون شیر ب پایان رسید
مامان نی نی مامان نی نی ۱ سالگی
تجربه من برای کم کردن شیر نی نی (۳)
راهکارهای تکمیلی و عملی:

(۱) با نی‌نی صحبت کنید، به زبان خودش
می‌توانید به او بگویید: «الان شب شده، خورشید خانم خوابیده. شیر‌ها (می‌می یا هر چیزی که بهش می‌گویید) هم می‌خواهند بروند بخوابند. بیا با شیرها بای‌بای کن تا فردا صبح که خورشید خانم درآمد، شیرها بیدار شوند و دوباره شیر بخوریم.»

در طول شب، هر بار بیدار شد، یادآوری کنید: «الان شب است، نگاه کن شیرها خوابیده‌اند. بیدارشان کن، می‌بینی بیدار نمی‌شوند. صبح که شد و خورشید آمد، شیرها بیدار می‌شوند و شیر می‌خوریم.»

در طول روز هم حتماً به او بگویید: «ببین روز شده، خورشید خانم آمده، شیرها هم بیدار شده‌اند. حالا می‌توانیم شیر بخوریم.»

(۲) در طول روز، هر طور می‌توانید کودک را سرگرم کنید تا شیر نخواهد
هر بار شیر خواست، سریع یک خوراکی به او بدهید؛ مثلاً شیر پاستوریزه با نی.
چون معمولاً وقتی گرسنه یا تشنه هستند، یا خوابشان می‌آید، یا نیاز به آرامش دارند، شیر می‌خواهند. اگر هر بار شیر خواستید این نیازها را به روش دیگر فراهم کنید، کم‌کم یادش می‌رود که حتماً باید شیر بخورد.

(۳) خواب روزانه‌اش را هم تنظیم کنید

· صبح اگر ساعت ۸ بیدار شد،
· ظهر ساعت ۱۲ یا ۱ برای دو ساعت (بیشتر نه) بخوابد.
· شب هم ساعت ۸:۳۰ یا نهایت ۹:۳۰ به راحتی می‌خوابد.

تجربه خودم: تا سه هفته اول، صبح دو ساعت و عصر دو ساعت نی‌نی را بیرون بردم تا بازی کند و خسته شود. همین باعث شد خوب بخوابد. الان الحمدلله کاملاً تنظیم شده است.

(۴) بعد از کم کردن شیر، حتماً روزی دو لیوان لبنیات بخورد

این نکات برای کم کردن شیر روزانه‌شان هم خیلی مفید است.
(ادامه دارد )
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز به روز من برای ترک شیر مادر (از شیر گرفتن ) دخترم
امروز دومین روز هست که شروع به این روند کردم
خیلی وقته دلم میخواد دیگه آنیا شیر مادر نخوره اما خیلی خیلی دخالت ها و نظرات اطرافیان روی نظر من و همسرم سایه انداخته بود ولی دل رک زدم ب دریا و با همراهی همسرم شروع کردیم درواقع بزور راضی شد اخه بنظر من هر سنی که مادر تشخیص بده که بچه لازمه از شیر گرفته بشه اون خیلی مهم تره تا اینکه اطرافیان بگن نههههه هنوز کوچیکه و فلان
الان شیر برای بچه ی من باعث شده تو خواب بخوره و بیشتر تا ظهر بخوابه و تایم خواب آخر شب ما افتضاح باشه همینطور باعث شده بشدت کم غذا شده و خودمم با توجه به اینا مادر عصبی تر از حد عادی شدم ترجیح میدم مادر خوش اخلاقی باشم تا مادری ک فقط و فقط داره شیر میده
من از روش زیر دارم استفاده میکنم امید که بدردتون بخوره
چون بسیار با شرایط آنیا جور بود
باید بگم که آنیا ابدا شیشه نمیخوره
شیر رو هم حتی تو لیوان نمیخوره با اینکه عاشق آب خوردن از لیوان هستش
و بشدت به شیر مادر وابسته
من برای دختر ۲۰ ماهه‌ام روش ۴×۴ رو شروع کردم.

توی این روش ۴ روز اول تا ساعت ۱۲ ظهر شیر نمی‌دم، ۴ روز دوم تا ساعت ۵ عصر، ۴ روز سوم تا ساعت ۱۰ شب و ۴ روز آخر فقط در صورت بیدار شدن شبانه.

اما من از همون روز اول یک تغییر دیگه هم دادم. از آخرین شیر شب که حدود ساعت ۱ بامداد بود، دیگه تا ساعت ۱۲ ظهر هیچ شیری نمی‌دادم. یعنی شیرهای سحرگاهی و صبح زود هم کاملاً حذف شدند.

برای کمک به این روند، موقع خواب لباس‌هایی می‌پوشیدم که دسترسی به شیر براش سخت باشه. همین موضوع خیلی کمک کرد چون وقتی بیدار می‌شد امکان دسترسی مستقیم نداشت و کمتر یادش می‌افتاد.
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
ترک تدریجی شیر: روز اول
امروز باید از وقتی بیدار میشد تا ساعت ۱۲ ظهر بهش شیر نمیدادم.
از شب قبل با باباش رفتیم خوراکی های مختلف خریدیم که هر وقت بهانه گرفت بتونم حواسشو از شیر پرت کنم. نهارمو هم سر هم بندی کردم که صبح بتونم کامل در اختیارِ خانم باشم.
صبح قبل از اینکه بیدار شه براش فرنی مغزیجات که یکی از صبحانه های مورد علاقشه و خوب میخوره درست کردم.
ساعت ۸ بیدار شد بردمش خونه مامانم (طبقه بالا) که همیشه براش شوق داره. همونجا صبحانه‌شو خورد و بازی کرد. منم رفتم خونمون حمام و وقتی برگشتم براش شیر پاستوریزه بردم. توی یه استکان دادم خورد.
برنامه بعدی این بود که عروسکشو ببریم بیرون بگردونیم.وقتی رفتیم خونه دیدم انگار مشغول شده و بهانه نمیگیره. منم از فرصت استفاده کردم و یه بیست دقیقه‌ای کارای خونه رو انجام دادم. تا شروع کرد به بهانه گرفتن لباس تنش کردم و رفتیم بیرون. تقریبا از ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۱۵ بیرون گردوندمش. بعدم برگشتیم خونه پیش دختر خاله‌ش که چند ماه ازش کوچیکتره یه مقدارم با اون بازی کرد تا ساعت شد ۱۲ و وقت نهارش بود.
نهارم دمپخت عدس و کلم درست کرده بودم که دوست داره. با اینکه حسابی بی‌تاب شیر بود خدا رو شکر نهارشو خورد و در نهایت تعجب تا ساعت ۱:۳۰ بهونه نگرفت. دیگه ۱:۳۰ بهش شیر دادم و خوابید.
در کل بزنم به تخته روز اول خیلی بهتر از انتظارم بود. دخترم عادت به مکیدن انگشتش داره ولی حتی اونم امروز به حداقل رسیده بود.
امیدوارم این نوشته‌ها بتونه به یه مامان دیگه برای این مسیر قوت قلب بده و مسیر منم همینجور راحت و بی دغدغه بگذره.
الهی آمین