۸ پاسخ

مرسی انرژی😅💝

به سلامتی عزیزم

عزیزم شکرخدا.تبریزی هستی؟

پارت سه
اصلا نترسید اونتور میگن نیست آخر یجور درد میاد اصلا انگار بچه نیست کع فک میکنی اسهالی ببخشید ها ولی واقعیتع از پشت زور میاد

من سرش اومد در شد انگار تمام دردام ریخت
من اکسیژن گرفتم اصلاااا بدردنخورد فقط سردردوگلودرد برام مونده هی سرفه میومد تا صبح
سب مرخص شدم الآنم خونم

برای همتون دعا کردم ایشالله دامنه تمام اقدامیا سبز ایشالله
وای بچه ها خیلی حس خوبیه بچرومیزارن رو شکمتتتت

جفتمم زود افتاد

پارت دو
دیگه تا ساعاتی ۱ظهر همین بود تند تند راه میرفتم دردمدمیومد دکترم گفته بود وایسا کمرتو بچرخون خیلی سخت بود اما انجام دادم
تا بعدظهر پنج ونیم فک کنم بود وسایلام آماده از ۳۸هقاه ظهر حمام رفتم و رفتیم بیمارستان ساعت ۶ونیم ۷بود فک کنم رسیدیم
صبح معاینه شده بودم گفتن ۴به ۵هستی با رضایت خودم رفتم خونه چون دکترم گفته بود نمون هم دیر میشه هم اذیتت می‌کنه وفلان

دیگه معاینه شدم دوباره گفتن روبه ۷هستی نامه داد بستری
طی دردام میرفتم حمام رو کمرم آب کرم میگرفتم خیلیییی خوب میشد
حرکات دکترم می‌گفت و... تا ۲۰دقیقه به ۱۰بود بنظرم زایمان کردم

زایمان هرکسی بنظرم متفاوته و اینکه چقدر خوب که زایمان خوبی داشتی عزیزم

سلام چجوری فهمیدی مدفوع کرده

دردات چجوری بود اوایلش مث درد پریودی بود؟قیل منظم شدنش

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۲ ماهگی
سلام . اومدم تجربه زایمانمو بگم براتون خیلی خلاصه وار . من طبیعی زایمان کردم 38هفته و 1 روز دکترم ختم بارداری داد 1 اردیبهشت صبح زود رفتم بیمارستان . تا ساعت 10ونیم کارای بستری رو انجام دادیم و بستری شدم . همون لحظه نوار قلب و معاینه و کلی سرم آوردن وصل کردن ولی آمپول فشار نزدن . معاینه شدم گفتن 1 سانتی . هر یک ساعت معاینه تا دردم خیلی کم شروع شد تا ساعت 3 تحمل کردم و بعد ماما همراهم اومد توی همون یک سانت شروع کردیم به ورزش های و اسکات زدن تا ساعت 8 که تایم ماما تموم شد من 5 سانت شدم اون لحظه سرم فشار و وصل کردن آما خیلی خیلی کم چون من درد داشتم ولی با تکنیک تنفسی و ورزش کنترلش میکردم و زایاد سخت نبود. ماما که رفت .و ماما های کشیک اومدن .بهم گفتن نشین بلند شو ورزش دردام تند شده بود ولی بازم تحمل کردم و ورزش میکردم معاینه شدم 6 سانت .لحظه شروع درد من اسکات میزدم و نفس عمیق میکشیدم بعد رفتم رو تخت و سه تا سجده زدم یهو از 6 سانت توی یک ساعت فول شدم و زایمان کردم . خلاصه که کسایی که زایمان طبیعی دارید اصلا استرس نگیرید و حتما ماما همراه بگیرید و اصلا نخوابید فقط ورزش کنید تا روند زایمانتون انشاالله زودتر اتفاق بیوفته. و در آخر آرزوی سلامتی برای همه مامانا و نی نی های تو راهیتون. شماهم دعا کنید نینی منم زودتر ترخیص بشه بچم بخش مراقبت های ویژست🤍❤️
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی با اپیدورال ( پارت ۲ )
دیگه رفتم خونه و سه روزی که تا زایمانم مونده بود رو شروع کردم به ورزش و پیاده روی روزی یک ساعت و نیم پیاده روی میرفتم و یک ساعت هم ورزش کردم
روز زایمانم بدون درد رفتم بیمارستان معاینه کردن هنوز ۲ سانت بودم بهم گفتن از کی آبریزش داری گفتم آبربزش ندارم گفتن چرا کیسه آبت سوراخ شده😐 فکر کنم شب قبلش سوراخ شده بود که متوجه نشده بودم
ساعت ۶ و نیم صبح بستری شدم یه قرص دادن گذاشتم زیر زبونم و کیسه ابمو هم پاره کردن دردام کم کم شروع شد ولی شدید نبود یه کیسه آب گرم هم دادن گذاشتم رو کمرم دردام کم کم شدید میشد ولی بازم قابل تحمل بود مثل درد پریودی یکم شدید تر بدنمم شدید میلرزید که گفتن بخاطر سرمه چون سرده وارد بدنم میشه حالت تهوع شدید هم داشتم مدام استفراغ میکردم بعد یک ساعت یعنی ساعت ۷ و نیم باز معاینه کردن ۴ سانت شده بودم گفتن اگه ماما همراه یا اپیدورال میخوام بگم که گفتم هر دو رو میخوام اپیدورال بهم تزریق کردن ۵ دیقه بعدش همه دردام خوابید ماما همراهمم همون موقع رسید اولش چون یکم پاهام بی حس بود نمیتونستم پاشم ورزش کنم ماما همراه با روغن بچه پاهامو ماساژ داد بهترین قسمت زایمانم اونجا بود انگار همه خستگی بارداریم با اون ماساژه داشت خارج میشد😂 انقدرم ماما همراهم خوش اخلاق بود قربون صدقم میرفت خوراکی میزاشت دهنم اینا کلا خیلی خوب و مهربون بود بعد یک ساعت که بی حسی پاهام رفت از تخت اومدم پایینو ماما همراه بهم ورزش داد تا ساعت ۹ و نیم که تو واژنم احساس فشار کردم
مامان لاوین مامان لاوین ۱ ماهگی
❌تجربه من از زایمان طبیعی با امپول فشار❌
خانما من از روز اول بارداری انتخاب نوع زایمانم طبیعی بود چون لگن خوبی داشتم و قدم بلنده و مرتب هم ورزش میکردم .. سیو نه هفته تمام رفتم بیمارستان ب دلیل ترشح زیاد اونم ب دلیل معاینه بود با دستگاه ضربان قلب بچر گرفتن گفتن بچه ضربانش پایینه ... بستریم کردن شب صبح ساعت شیش صبح یه قرص فشار بم دادن .. ساعت نه صبح هم سرم فشار وصل کردن ... گفتن ورزش کن منم با توپ بارداری بیمارستان ورزش کردم اسکات زدم دردام کم کم شروع شدن ... فک کردم الان زایمان میکنم ولی یهو دردام بذحدی شدید شد که تا سر حد مرگ رفتم جوری التماس میکردم که همین الان صد میلیون میدم سزارینم کنید ... سه ساعت تمام درد بدون تپقف گرفتم که وحشتناک بود نه تکنیک تنفس کار میکرد نه هیچی ... واقعا وحشتناک بود خدا شاهده بقران قسم درد به این سختی تو زندگیم نکشیدم و ندیدم .‌.مردن یه باره من از شدت درد تا مرز بیهوشی میرفتم برمیگشتم ... بقیش پارت بعد#فرزند پروری