۴ پاسخ

درکت می کنم
پسرم الان پنجمه همچنان هیچ علاقه ای نشون نمی ده
فقط رهاش کن
کدومشون با درس به جایی رسیدن
حداقل رابطه خودتو باهاش بهم نزن
من انقدر راه ها رو رفتم از مشاوره بگیر تا دارو درمانی فایده نداره باید ذاتی باشه فقط برن قبول بشن بیان کافیه
خدا حفظش کنه بعضی ها هم تو دبیرستان علاقه منو میشن اونم باز مهم نیست به نظرم

الهی درست میشه

عزیز وقتی هیچ راهی جواب نداده با معلمشون صحبت کن مثلا پسر خودم اولای سال با شوق تکلیف انجام میداد ولی الان نه براش کم اهمیت و تکراری شده معلمشون گفت من بهتون زنگ میزنم مثلا ساعت هشت شب که یاسین در چه حاله تکلیف انجام داده برام ازش عکس بفرست و... پسرم از معلمش حساب میببره
راه دیگه هم معلم گفت یک روز نذار مشق بنویسه بعد بیاد مدرسه اونوقت خودش باید به من جواب بده و من فرمالیته میبرمش دفترش
البته این روش ها در اخرین مرحله که با تشویق و هدیه... جواب نده

عزیزم با مشاور درسی مشورت کن حتما نتیجه میگیری

سوال های مرتبط

مامان گوجه گیلاسی مامان گوجه گیلاسی ۱ سالگی
مامانا صرفا جهت دردل بحث ناشکری نیست
ولی خیلی خستم خیلی ازدست بچه هام دوتا دارم یکی ۴سال نیم یکی یکسال نیم خیلی خراب کارن اولی دختر دومی پسر دخترم به حرفام گوش نمی‌ده ازم حساب نمی بره از هرراهی وارد شدم ولی بازم کار خودشو می‌کنه اینقد اذیتم میکنن که آیینه رو نکاه میکنم کلی آزمونهای سرم با۲۲سال سن سفید شده 😭😭
آخه من چکار کنم ازاین همه شلوغی و خراب کاری درسته بچه ان ولی نه دراین حد پسرم بس که شردوشب پیش با خواهرش دعوا افتادن سرش خورد ب لوله گاز اندازه گردو ورم کرد اومد بالا روز بعدش دوباره جاکفشی رو خودش انداخت موند زیرش چای و غذا رو بهمون زهر می‌کنه بس که کثیف کاری می‌کنه و بهم می‌ریزه تاازش غافل بشیم کل قندو خالی می‌کنه تو کتری و لیوانا در کتری رو باز می‌کنه اصلا نمی ترسه چندین بار سوخته ولی بازم برنمی‌گرده میدونم راهکار داره. که کتری قوری رو نیارم وخیلی چیزای دیگه همه راه هارو رفتم ولی اون از من هوشیار تره دیگه نمیتونم کنترلش کنم واقعا دست من نیست😔
دخترم صب تا شب می‌ره تو حیاط بانوه صاب خونه که پسره بازی می‌کنه ازطرفی کلی پسر میارن تو حیاط دوره زمونه خراب میترسم هرکار میکنم جلوشو بگیرم نمیش ارباباش خیلی می‌ترسه ولی همون لحظه بعدش کار خودشو می‌کنه از کله صب پامیش می‌ره تا خود آخر شب هرچقدر پسر رو بیرون میکنم نمیش به مادربزرگش و مامانش هم گفتم دخترم همیشه شلخته است بس که تو حیاط سیاه شده پوستش سوخته می‌ره ی ساعت بازی میاد کلی گریه و التماس بزار ی مشت بچه بیارم تو خونه میگم تو که بیرونی چرا باز بیاین تو خونه روان برام نمونده یا همش میاد خوراکی بده ببرم بیرون بابا گاهی وقتا ندارم