*پارت هفتم*

خلاصه ک دیگه ساعت پنج صبح منو بردن بخش و من انگار از ی زندان شکنجه گاه راحت شدم ی نفسی کشیدم اومدم بخش چشمم ب مادرشوهرم افتاد گریم گرفت و منو بوس کرد گف صدای تو بود میومد و من باورم نمیشد
اینم بگم خانم ها من زایمان اولم خییییلی عالی بود بیمارستان جوادالائمه اینقد باهام خوب بودن ایقد زود زایمان کردم کل تایم بستریم و زایمانم دوساعت بود خیییلی راضی بودم ،همه چی عالی بود ولی زایمان دومم سر پسرم واقعا مرگ ب چشام دیدم فهمیدم زایمان با زایمان فرق داره اخلاق پرسنل خیییلی مهمه رفتار بقیه ب شدت تاثییر گذاره توی زایمان قوت قلبی ک بهت میدن من از ای آل خانی راضی نیسم ب شدت عذابم داد باهام بد رفتار کرد ی خاطره تلخ از زایمان برام گذاشت بهتون توصیه میکنم اصلااا بیمارستان امام حسین نرین همه از دم گند اخلاق بودن تو بخش هم پرستار میومد فشار میگرف از الکی یجور گارد میگرفتن انگار کی هستن ، غذا میاوردن میگفتن سریع بخورین نیم ساعت دیگ میام جمع میکنم پ بخورین نخورین میبرم گشنه بمونین ، ینفر دیگ بس معاینه کردن ک بچه ب سر بود شد ب پا بردنش سزارین همونجا اصلااا از سزارینش راضی نبود میگف منو کشتن بخیه های بدی زده بودن براش ک میگف بعد سه تا زایمان طبیعی چهارمی سزارین کردن شکم الکی پاره کردن فقط

و بلاخره پسرم 1404/11/3 روز تولد امام حسین علیه السلام توی بیمارستان امام حسین زایمان کردم و ساعت 11 شب دکتر مرخصم کرد اومدم خونه ی نفس راحت کشیدم

انشاءالله همه باردارا ب سلامتی زایمان کنن

تصویر
۳ پاسخ

والا دوتا طبیعی آوردم بیمارستان امام حسین هیچی نفهمیدم

اتفاقا من سزارین شدم اونجا.قبلش قرار بود طبیعی باشم دکترم گفت بستریش کنین.
رفتم اول زایشگاه یکبار معاینه کردن.بعدم دکترم اومد بالا سرم.
یکبار معاینه کرد یک بارم رفت دوباره اومد کیسه ابمو پاره کرد و اون ماما پرستار اصلا اون تایم معاینه نکرد.فقط امپول فشار زدو مراقبم بود
بعدم دیگه ضربان قلب بچم اومد پایین دیگه سزارین کردن
شانست اون پرستاره بوده

وای اینجوری گفتی کلا ته دلم خالی شد من چون قرار امام حسین زایمان کنم چ میدونم خدا ب خیر بگذرونه بعضیا راضی بودن بعضیا ناراضی

سوال های مرتبط

مامان آراز مامان آراز ۹ ماهگی
سلام دوستان میخوام تجربه خودم برا زایمان طبیعی بگم ب صورت خلاصه ۰۰۰من از اول بارداری انتخابم سزارین بوو د اصلا ب طبیعی فک نمیکردم همه تلاشم میکردم واسه سزارین ۳۷ هفته ۲ روز م بود همینجوری گفتم برم بیمارستان ببینم قبول میکنن برا سزارین اختیاری رفتم وقتی فشارم گرفت گفت یکم بالاس بعد تست آمینو شور گرفت جوابش مثبت بود بعد اومد معاینه م کرد گفت ۲ ثانت باز هستی زود برو آماده شو برا زایمان من گفتم میخوام سزارین کنم گفتن باشه ۰ بعد منو بردن زایشگاه دیگ شروع کردن معاینه هر نیم ساعت میگفتم معاینه نکنین من سزارین میخوام گفتن نمیشه از شب شروع کردن معاینه ک ساعت ۸صب بود ک دردام شروع شد دهانه رحمم با آمپول فشار همینجور باز می‌شد ک وقتی رسید ب ۱۰ دوتا زور ک زدم نی نی اومد ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه کلا ۲ ساعت من درد کشیدم وقتی بچه ب دنیا اومد انگار ن انگار درد کشیدم ۰ میخواستم بگم ک با این ک اصلا اصلا ب طبیعی فکر نمیکردم و ی ترسی از طبیعی داشتم ۰ کلا از زایمانم راضی هستم ۰ گفتم تجربه م بگم ک طبیعی اونقدر ها هم ترس نداره ۰بیمارستان هرکس سزارین کرده بود ب من می‌گفت خوشحال ب حالت ک طبیعی آوردی ۰۰ ایشالا شما هم زایمان خوبی داشته باشین
پسر منم ²/²ب دنیا اومد 🥰
مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۲ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان گل پسرا🥰🩵💙 مامان گل پسرا🥰🩵💙 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت سوم
تا خانم وثوق اومدن ما ورزش کردن شروع کردیم از ساعت نه ک من سه چهارسانت بودم چهل دقیقه طول کشید با ورزش ها ک شدم هفت سانت
خانم وثوق برای کم شدن دردام بهم گاز بی حسی داد و گفت ک ورزش فعلا بسه من دراز ک کشیدم موقع دردام از گاز بی حسی استفاده کردم گاز یکم گیج کرده بود منو
ولی چهار پنج بار بیشتر استفاده نکردم سر پنج دقیقه از هفت سانت فول شدم و سر بچه دیده میشد من سریع ب اتاق زایمان بردن
و من ساعت ده پسر قشنگم بدنیا آوردم و گزاشتن رو سینم
کلا از موقعی ک خانم وثوق اومدن یک ساعت طول کشید تا زایمان کردم و دو سه تا بخیه داخلی خوردم و دو سه تا بیرونی
و اینم بگم طی زایمان ماما همراه کلا کنارم بود ولی زایمان ماما بیمارستان انجام دادن و بچه رو گرفتن و بخیه هارو زدن
از بعد زایمان دو ساعت ماما همراه همونجا کنارم بود کمک کرد تا بچه شیر دادم و بعد دو ساعت من بردن بخش و ب همراهیام گفتن ک اومدن بالا کنارمون
اینم از شرح حال زایمان من
من خیلی از ماما همراهم راضی بودم خدایی اگه نبود روند زایمان من انقد سریع نمیشد و انقد سریع فول نمی‌شدم و اگه نبودم مطمئنا خیلی اذیت میشدم
ب شما هایم پیشنهاد میکنم اگه ماما همراه ندارین یک ماما همراه بگیرین واقعا ارزشش خیلی بیشتر از این حرفاست کمک حالتون میشه اونقدر ک ماما همراه بهتون رسیدگی می‌کنه ماما های بیمارستان اصلا دوربرت نمیان ک

ادامه تاپیک بعدی 💙