سوال های مرتبط

مامان میران مامان میران ۳ ماهگی
پارت 1 خاطرات زایمان سزارین من❤️
صب ساعت 9بود یه دردای خفیف داشتم اون روز تازه شده بودم 35هفته دردای زیر شکمم خیلی کم بود و فک میکردم طبیعیه از خواب بیدار شدم مثل همیشه صورتمو شستم و مسواک زدم نشستم پای تلویزیون داشتم فیلم نگاه میکردم و تنها بودم حوصلم سر رفت خونه داداشم یه کوچه بالاتر بود آماده شدم و رفتم نشستم زن داداشم برام صبحانه آورد ولی همچنان یکم زیر شکمم درد میکرد ولی قابل تحمل بود بعد از دو ساعت دیگه رفتم که برم خونه برا شوهرم غذا درست کنم حتی سوپر مارکتم رفتم خرید کردم رسیدم خونه احساس کردم شکمم شل و سفت میشه و دردا یکم بیشتر شده و دیگه کمرمم درد میکرد وقتی رسیدم خونه دردا داشت غیر قابل تحمل میشد یعنی بیشتر کمرم درد میکرد سریع هیچ کس کنارم نبود مادرم شهرستان بود و من تنهای تنها بودم به خواهرم زنگ زدم گفتم ک فک کنم دردام شروع شده گفت که فک کنم دردای کاذب باشه بهش گفتم پس میرم حموم اگه بیشتر شد بهت زنگ میزنم هر طوری بود خودمو تا حموم رسوندم تا بتونم تمیز شیو کنم خودم از حموم اومدم بیرون و دردا بیشتر شده بود امونو ازم بریده بود سریع لباس پوشیدم و خودمو رسوندم خونه داداشم در خونه داداشم ک رسیدم گفتم که فقط منو ببرین بیمارستان که کاش هیچ وقت نمی‌رفتم اون بیمارستان ،که البته بیشتر شبیه تیمارستان بود
مامان کیان🩵👼🏻 مامان کیان🩵👼🏻 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی:
من هفته۳۸و۶ روز بود که شب مثل همیشه رابطه بدون جلوگیری داشتیم و دو روز قبل هم معاینه تحریکی شده بودم من بعد اینکه رابطه تموم شد دیدم خیلیییی درد دارم هر پنج دقیقه یه بار همین که دیدم درد دارم دیگه اون شب نتونستم گل مغربی استفاده کنم ساعت ۲:۳۰ دردام شروع شد و تحمل میکردم بعد ساعت ۴ شد دیگه نتونستم تحمل کنم شوهرم و بیدار کردم و مامانمم و سه،چهار روز قبل همین درد که ترشحات قهوه‌ای داشتم گفته بودم از شهرستان بیاد خونه ما ارومیه
شوهرم و مامانم و بیدار کردم همه چیو برداشتیم و رفتیم بیمارستان با یه مامای بد اخلاق و ناز نازی روبرو شدم گفتم بهش درد دارم اومد معاینه کرد گف دو سانتی در واقع من سه روز قبل که معاینه تحریکی شده بودم دکترم گفته بود دو سانتی ولی من باور نداشتم به این ماما اومد آن اس تی وصل کرد گف درد داری ولی شدید نیستم منم همینجوری گذاشته بود زیر دستگاه خودش رفته بود خوابیده بود من دیگه دیدم شدید خوابم میاد خیلی گرسنمه و نیاز به دوش دارم دردام و هم میتونم تحمل کنم خودم و از زیر دستگاه کشیدم کنار و رفتم بیرون از اون اتاق رفتم دیدم یه مامای دیگه نشسته اونجا باهاش حف زدم و ساعت شش رفتم خونه اومدم خونه رفتم دوش گرفتم زیر آب ورزش کردم بعد یه چیزی خوردم و خوابیدم صبح ساعت ۱۲ بیدار شدم دیدم هیچ دردی ندارم بعد چن ساعت دردام باز شروع شد ولی خیلی کم بود باز شب شروع شد ولی هر سه دقیقه یه بار شده بود دردام تو خونه همش راه میرفتم و دردامو تحمل میکردم تا صبح ساعت ۷ دردامو تحمل کردم و ۷ رفتم حموم و ورزش کردم یه چیزی خوردم رفتیم بیمارستان گفتم درد دارم و من و بستری کردن شده بودن ۳۹و۱ روز خانم علیزاده بهترین ماما عامل زایمان بودن که بچمو ایشون به دنیا آوردن بقبه متن بعد
مامان delvin مامان delvin ۱۴ ماهگی
مامان شایان و شهرزاد مامان شایان و شهرزاد ۱ ماهگی
پارت دوم
خلاصه من دیگه خسته شده بودم و ول کردم همه چیزو گفتم هر موقع خودش بخواد میاد دیگه
تا اینکه دیشب به همسرم گفتم بیا رابطه داشته باشیم تا پسرمو خوابوندم و اماده شدیم و تموم شد
ساعت ۴ صبح شد
دیگه خوابیدم تو خواب احساس کردم کمرم میگیره و ول میکنه
ساعت ۶ صبح بیدار شدم دیدم درد دارم
منظمم بود هر ۵ دقیقه میگرفت اما میتونستم تحمل کنم
دیگه رفتم حموم و آب داغ گرفتم به کمرم
بعدش اومدم یکم راه رفتم و وسایلمو آماده کردم
ساعت ۷ همسرمو بیدار کردم که بلندشو درد دارم و اماده شو که بریم بیمارستان
دیگه تا همسرم آماده شد ساعت ۸ شد تا اومدیم بیمارستان ۸ و نیم نزدیک ۹ بود
اومدم بخش زایشگاه ماما معاینه ام کرد گفت دو سانتی بستری باید بشی
زنگ زد به دکترم که بیا
به ماما هم گفتم که من تحمل درد ندارم و می خوام اپیدورال بزنم گفت باشه
وارد فاز فعال که شدی میان میزنن برات
دیگه به این هوا بودن که من کم کم باز میشم رفتن بهم سرم زدن و ضربان بچه رو چک میکردن
دیگه من دستشوییم گرفت گفتم می خوام برم سرویس
گفتن جیش داری یا مدفوع


بقیشو پارت بعد میزارم
مامان هیرمان مامان هیرمان ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم
من از چهارشنبه شروع کردم مابقی کارام که مونده بود رو انجام دادم کل خونه رو جارو برقی کشیدم و بعدش کل خونه رو طی کشیدم بعدش تمام پنجره‌ها رو تمیز کردم عصر دیگه کاری انجام ندادم و به خودم استراحت دادم ولی یه کم کمرم درد میکرد که حدس زدم واسه کارایی که انجام دادم. نظرم این بود که تا پنجشنبه کارای خونه رو تموم کنم از جمعه ورزش و پیاده روی رو شروع کنم .. فردا صبحش یعنی روز پنجشنبه ۲۸خرداد صبح که از خواب بیدار شدم هیچ دردی نداشتم شروع به گردگیری کردم یه مرتب کاری که دیدم به کم درد خفیف پریودی دارم اومدم یه کم استراحت کردم دیدم بهتر شدم حدس زدم به خاطر کارایی که انجام دادم مثل دیروز دارم یه کم اذیت میشم . بعد از نهار یه کم زیر دلم تیر میکشید رفتم استراحت کردم . تو این زمان که درد پریودی داشتم حرکتهای بچه هم خوب بود . یه کم درد پریودی داشتم ولی نامنظم بود چون یه کم اذیت میشدم نتونستم بخوابم بلند شدم یه کم تو خونه راه رفتم به کم دراز کشیدم حدود ساعت ۵عصر دیگه دردم ول شد.
مامان هیرمان مامان هیرمان ۱ ماهگی