۱۱ پاسخ

خداراشکر برای بودنش، تولدش مبارک

عزیز شما آموزگاری قبول شدی؟

ای جانم تولدش مبارک باشه خوشبختیشو ببینی الهی

فسقل خانوم خدا حفظش کنه ♥️

خدا حفظش کنه همیشه براتون و این فروپاشی ها چقدددر که زیاد بودن ،راهی پ استرس و سخت و بسیار بسیار شیرین ،انشالله سال های روبرو براتون سال های پر از اتفاقات خوب باشه با دختر کوچولوی نازتون 🥰🥰🥰

خدا حفظش کنه

اییی جااانم 🥰🥰🥰خداراشکر ک بچت سالم وسلامته الان.بهت خداقوت میگم بابت این سه سالی ک برای بزرگ کردن گل دخترت ازخودت گذشتی وسختی کشید.روزهای شاد وشیرین درانتظارتون باشه الهی

ماشالله چقدر تپل بود 😍

ماشاالله بهش خدا حفظ کنه
درمورد جارو برقی هم باید بگم که دخترمنم دوست داره اون جارو کنه به سختی جارومیکمم خونرو

همون اتفاقی که واسه پسر من افتاده بود بند ناف پیچیده بود دور پاش خشک شده بود پاشم لاغرماغر بود هی چپه میشد پا..دوروز نکهمون داشتن بیمارستان تا دکتر ارتپد گف با روغن تراپی درست میشه برین هیجی نیس

عزیزم..خدا حفظش کنه🥰

سوال های مرتبط

مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
امروز ده روز که رایبد از پوشک گرفتم باید عرض کنم من همیشه قبل از هر چالش و موقعیتی اینقدر که استرس قبلش از پا درآوردتم خود اون موقعیت سخت و جانفرسا نبوده😂
مثلاً از شیر گرفتن، واکسن زدن، تایم های بیماری و مریضی و در نهایت همین پوشک گرفتن...
اینقدر ترک پوشک برام شده بود کابوس که اصلا دلم نمی‌خواست وارد این پروسه بشم خصوصاً که هر روز کلی مامان مستاصل اینجا میدیدم که راجع به قضیه پوشک گیری مینالیدن😥
اما خداروشکر این مرحله هم خیلی راحتتر از اون چیزی که تصور من بود سپری شد، و رایبد بخوبی با این قضیه کنار اومد و همکاری کرد...
اینم بگم تا الان خیلی مواخذه شدم که چرا بچه رو از پوشک نمی‌گیری و دیر شد اما من از اول زمان مورد نظرم سه سال بود که بچه به آمادگی کافی برسه، خیلی ها مسخره‌ام کردن، خیلی ها بهم طعنه زدن و فکر کردن بخاطر تنبلی و راحتی خودم این کارو تاخیر میندازم اما برام مهم نبود، مهم این بود که تو این مسیر بچه ام آسیبی نبینه و هر دو اذیت نشیم، که خداروشکر همینم شد😍
شما هم کاری به اظهار نظر اطرافیان نداشته باشین، هر مادری شناخت بهتری از بچه اش داره👌
مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
از پوشک گرفتن بچه
بعد از چند بار امتحان کردن و موفق نشدن فهمیدم اونی که همکاری نمی کنه اونی که کم میاره اونی که بلد نیست محمد نیست،













خودمم
بله خودم
همه جا هم جار زدم که دیوونه شدم و بچه مو پایین آوردم که نمی فهمه حالیش نیست نمیشه
خوب که فهمیدم مشکل خودمم
حتی تو شیر گرفتن هم همین بود
فهمیدم من باید آماده باشم من باید صبور باشم من باید همکاری کنم
الان راضی ام که اقدام کردم و دارم این مرحله رو پشت سر میگذارم و شرمنده این هستم که گاهی توانایی های بچه م رو درک نمی کنم و ناتوانی خودمو پشت بچگیش پنهان می کنم
بچه ها خیلی مقدسن خیلی زیبا هستن
کاش این آگاهی رو زودتر کسب می کردم
💔
چیزایی که باعث شد آروم بشم مطالعه درباره مرحله مقعدی فروید بود که باعث شد از هر عصبانیت و تهدیدی بترسم
کل خونه رو سفره یکبار مصرف کشیدم و روفرشی پهن کردم
برای خودمو پسرم سرگرمی پیدا کردم تو خونه بمونیم
بچه داری چالش زیاد داره
بعد از اون همه فشاری که خودم به خودم دادم الان راضی ام که داره میگذره و پذیرفتم که تا مدت‌های زیادی همراه بچه م تو دستشویی رفتن باشم
و اینکه کلی مطلب انگیزشی با ماژیک رو کاغذ نوشتم و همه جای خونه چسبوندم و یادم نمیره که یه مادر چقدر می‌تونه قوی باشه