۸ پاسخ

دخترمن خیلی خیلی وابسته بود شیشه شیرشو نشستم بعد توش اشغال انداختم گفتم ببین پیشی پی پی کرده توش اخ شده بعد یه قمقمه خریده بودیم اونو بهش نشون دادم گفتم عوضش پیشی مهربون اینو برات فرستاده

پسر من از یکسالگی مستقل میخابید اما خواب شبش با شیشه بود شیرپیخورد میخابید یهو دوسالگی قطع کردم یک شب بهانه کرد نق زد قایم کردم گفتم گم شده دیگ یادش رفت

منم بچم فقط با شیشه میخوابید.به مدت یک ماه.هر روز یک وعده شیرش رو کم کردم تا جایی ک فقط روزی یکی دو بار شیر میخورد .تا رسید فقط ب شیر شب ک اونم ندادم کلی باهاش بازی کردبم با ماشین اینقد دورش دادیم تا خوابید.بعدشم کلی براش پاستیل و ابمیوه پاکتی و شکلات و پیتزا و این چیزایی ک تا حالا بهش نداده بودم رو شروع کردم بهش از صبح تا شب میدادم اصلا نفهمیدم چطوری از شیر بریده شد اصصصلا اذیت نشد.فقط بعد از دو سه روز یکی دو بار فقط بهانه شیر رو گرفت ک اونم مشغولش میکردم بهش خوراکی میدادم ک اونم از سرش افتاد

من راحت گرفتم ازش،کم کم مقدارش و کم کردم و بعد به روزی یه بار رسوندم بعدم توش آب میکردم،شیشه نیدار گرفتم براش….این شیشه رو گرفتم ازش

باید ببینی بچت از چی بدش میاد ، یه بچه از بوی بد بدش میاد ، یه بچه از کثیفی بدش میاد، اونو بهونه کن
من یه شب سرشو بریدم گفتم خراب شده، یه میک زد دید خیلی میریزه خوشش نیومد
چند بارم بهونه کرد همونو آوردم باز دید خرابه بیخیال شد

من اردیبهشت گرفتم
شیشه رو رسوندم فقط به شب
کم کم شیرخشک رو تو لیوان بهش دادم
بعد شیشه فقط شد یک وعده
اونم بعد چند روز قطع کردم
خداروشکر بهونه ی نگرفت

منم این مشکل دارم

عزیزم دختر من خیلی وابسته بود هم شیر خشک هم شیشه شیر
هر کاری کردم ول نمیکرد
یه روز کلا شیشه هاشو نشستم
همین که شیر خواست گفتم ببین پیشی تف کرده بود میده
بو کرد گفت پیف برد انداخت اشغالی
و تمام!!!!!!!
بعد اون هر روز دو پاکت کوچیک شیرپاستوریزه میدم گاهی هم یکی فقط شبا

سوال های مرتبط