۴ پاسخ

منم همینطورم..کلا خستم..دوتاپسرام که میفتن به جون هم من دادوفریادمیزنم..دیگ نمیکشم..باباشون که صبح میره شب میاد..ازاونم خسته شدم..همش بی پولی همش بدهکاری..جرات نمیکنم بگم یکم پول بده بهم شروع میکنه ازبدهکاریاش میگ..اسم بدهکاراش واسم ردیفم میکنه منم خفه میشم..کاش میشد میتونستم کارمیکردم ولی کی بچه هامو نگه میداره

منم اینجوریم همش داد بیداد اینقدر عذاب وجدان دارم به خاطر بچه هام

من اینجوری بودم از اهنم بود ذخیره اهنم پایین الان دارو میخورم و رعایت میکنم خوبم

من دقیقآ مثل تو هستم همش عصبانیم از کوره در میرم داد میزنم با بچهام درگیرم دلم نمیخواد هرکی سوال میپرسه حتی جوابشو بدم نمیفهمم چمه

سوال های مرتبط

مامان آی تای 🌙😇 مامان آی تای 🌙😇 ۳ سالگی
مامانا بچه های شمام تو این سن لجباز شدن؟دختر من چند مدتها اصلا خوب نیست صبحا پامیشه جیغ میزنه گربه می‌کنه بی دلیل یکساعت یا نیم ساعت حتی اون لحظه میگه بغلم نکن پیشم نیا نمی‌دونم دعوا میکنم اونموقع ها نمی‌خواد بغلش کنم همه چی لج می‌کنه جیش نمیگه بعضاً جیش می‌کنه خونه منم عصبی میشم داد میزنم سرش بعدش خیلیییی پشیمون میشم سعی میکنم از دلش در بیارم ولی بازم اونموقع ها که جیغ و گربه می‌کنه بازم داد میزنم اون لحظه نمیتونم خودمو کنترل کنم خدا لعنتش کنه زبونمو لال کنه امروز سه بار سرش داد زدم یه بار عصرو یه بارم الان خیلیم بلند و شدی. داد زدم ولی کاش اون لحظه لال میشدم چند روزه هی عصبی میشم خیلی پشیمونم می‌دونم مارک بده اون بچست ،مثلا سر چیزای بیخود گریه می‌کنه مثلا یکم پیش گریه میکرد فلان چیزو نزار اونجا ،شکا اون موقع ها اون ماریو که بی منطق میگه رو‌میکنین؟هر چی میگه میکنین؟من خواستم هرچی اون میگه نباشه بی محلی کردم دیگه آخرش بریدم داد زدم شدییید خاک تو سرم خوابیده دارم گربه میکنم دارم از عذاب وجدان میمیرم خدایا بهم صبر بده میترسم یادش نره بعدن تو همش بمونه بچم عصبی سه بد خلق شه
مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه
مامان آرتیا مامان آرتیا ۳ سالگی
سلام مامانا
من حالم خوب نیس تازگیا خیلی عصبی شدم گاهی سر پسرم داد میزنم کم میارم نمیتونم خودمو ببخشم منکه خیلی صبور بودم ب همه چی اعصابم میکشید ب همه چی حوصله داشتم
الان هیچی ب اسم اعصاب تو من نیستش 😖
سعی خودمو میکنم با پسرم راه بیام آخرشم نمیتونم
دوره سنی که همه چیو میگه خودم انجام بدم
درو باز میکنم میبنده دوباره خودش باز می‌کنه 😖😑
آشپزی میکنم میگه من باید هم بزنم غذا و 🫠
و و و خیلی چیزای دیگ
راه حلی چیزی دارین؟؟
مشاوره بهم معرفی کنین ،🥲
از هرچی بچه ای دیگ خوشم نمیاد
سر آرتیا خیلی اذیت شدم از روزی که بدنیا اومده از نوزادهای دیگ سخت تر بود الآنم ک بزرگتر شده لجباز شده نمی‌دونم تنها آرتیا اینطوریه یا همه بچه ها
یکیم اینکه دخالت اطرافیانم هم بی تاثیر نیس 😑🫡
یکی میگه چرا لاغره
یکی میگه چرا شلوغه
یکی میگه چقد حرف می‌زنه🥺
بدبختی هم اینکه تو یه ساختمون با قوم الظالمین یجا زندگی میکنم 🫣
خیلی همه چی به فشار آورده و سخت میگذره بهم
توروخدا راه حل بزارین جلو پام