تجربه زایمانم بعد از ۱۵ روز میخام بگم شاید به کار کسی اومد
ماما همراه داشتم بیمارستان خصوصی بودم به نظرم هرکسی میخاد زایمان طبیعی انجام بده حتما به خودش اهمیت بده
۳۹ هفته بودم که ظهر معاینه تحریکی شدم اوفتادم به خون آبه و درد شدید زیر شکم شب به ماماهمراهم زنگ زدم گفت بیا بستری شو دیگه شب شوهرم گفت نمی‌برم مگه میشه به زور بچه را بدنیا بیاری دیگه خلاصه نرفتیم فردا شوهر فرستادم سر کار اسنپ گرفتم رفتم بیمارستان ان اس تی دادم گفت خوبه معاینه شدم گفت ۲و نیم ولی هنوز اون درد زیر شکم داشتم جوری بود که به زور راه میرفتم همین که پاشدم یک دفعه یه آبی اومد گفت کیسه اب سوراخ شد به پزشکم زنگ زدن گفتن بستری کنید ماما همراهم اومد یه چنتا قرص گذاشت داخل رحمم و از ۲ سانت شد ۶ سانت و درد ها کم کم شروع شد و فاصله درد ها کم شد و از زمان بستری تا زمان زایمان کلا دوساعت طول کشید نی نی کوچولوی من هم به دنیا اومد

۹ پاسخ

چنتا ورزش رویه توپ بهم داد ۳ تومن هزینه ماما همراهم شد ولی خدا خیرش بده اینقد کمکم بود توصیه میکنم هرکسی زایمان طبیعی هست بگیره

چنتا آمپول بهم زد گفت مسکن. از ۶ تا فول بشم یه رب طول کشید که اون درد شدید بود

ورزش اره روزی ۱۰۰ تا ۱۲۰ تا اسکات میزدم از هفته ۳۶ شروع کردم پیاده روی و پله هم زیاد رفتم

بچه سوم بود ولی بد زایمان
چشمتون روز بد نبینه از زایمان اول و دومم خیلی اذیت شدم

مچکرم انشاالله شماهم بسلامتی بچهاتون را بغل بگیرید

سلام خانم
قرص چی بود وقتی شدید از دو به شش درد داشتید؟

مبارک باشه خوش به سعادتت چقدر راحت بوده زایمانت بچه چندمیت بود ورزش اینا کرده بودی

من ۳۹ هفته و ۳ روزم
دوروز پیش معاینه شدم ۱ سانت بودم
اصلا اصلا درد نداشتم و ندارم
امروز لک قهوه ای دیدم دوش گرفتم دیگه خبری از لک نشد
باید منتظر بمونم

مبارک باشه عزیزم بسلامتی خداروشکر با موفقیت گذشت

سوال های مرتبط

مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۹ ماهگی
مامان محمدرضا🍼🤎 مامان محمدرضا🍼🤎 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان لیانا کوچولو💖 مامان لیانا کوچولو💖 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین
مامان آوا قشنگم مامان آوا قشنگم ۴ ماهگی
تجربه زایمانم که درد طبیعی کشیدم و در اخر سزارین شدم
سلام من ۳۴هفته بودم شب رفتیم بیرون و من با دختر خاله هام بلند شدم رقصیدم بعد شب خیلی سرد بود لباس گرم هم تنم نکردم و تا ساعت ۳صبح بیرون بودیم و من همون شب داستانم شروع شد شب که میخواستیم برگردیم من از درد واژن نمیتونستم توی ماشین بشینم از اون شب هی درد داشتم و نمیتونستم راه برم کل ۳۴ هفته هر شب از درد به خودم پیچیدم هی میرفتم بیمارستان میگفتن انقباض نیست درد داری عزیزم باید تحمل کنی بعد چند روز من حس کردم یک دفع شورتم خیس شد بعد دیگه اون روز پیام دادم به دکترم گفت گفت بیا پیش من ۳۴هفته ۵روز داشتم رفتم پیش دکتر دکترم گفت زود برو بیمارستان شاید کیسه ابت باشه رفتم بیمارستان گفتن کیسه ابت نیست همه چی اوکی بود تا اینکه فشارم رو گرفت گفت ۱۵روی ۹هستش باید بستری بشی چون یک زایمان توی ۳۶هفته داشتم بخاطر فشار بالا پسر اول زود دنیا اومد بعد منو بستری کردن اون شب تا ۳۵هفته ۳روز شدم میخواستن مرخصی کنن که اومدن دوباره فشارم رو چک کنن که مرخصمم کنن بعد یک دفعه دکتر گفت فشارت خیلی رفته بالا سریع برو زایشگاه رفتم توی زایشگاه تا شب بودم بهم هی قرص دادن خوردم ساعت ۴بود یکی از ماما ها اومد منو نگاه کرد گفت چهار سانت شدی زود به ماما همراهت بگو بیاد من به ماما همراهم زنگ زدم اومد و هی میومدن منو چک میکردن وای چه دردی داشت تا ساعت ۱۱ماما همراه گفت بیاین چک کنین بعد دوباره که چک کردن دیدین دهانه رحمم همون چهار سانته با همون دردی که هی میگرفت ول میکرد دیگه دکتر اومد گفت باز نمیشه دهانه رحمش چهار سانت بیشتر باز نشده برای بچه خطرناکه ببرینش سزارین بچه اولشم باید سزارین میشده و اون شب منو سزارین کردن