۵ پاسخ

خواهرزاده منم اینجور بود الان ۲۰سالشه طفلی اونموقع اینقدررر باباش کتک میزد میبرد دل ما خون میشد بعدش داداشش به دنیااومد خودش خوب شد

دخترمنم‌همینه اشک وجیق دادچرامیریم .تابستون بامامانم رفت خونشون دوشب وایستاد خیلی دلش تنگ شده بودبرامن ولی غرورش نذاشته بودگریه کنه وقتی اومدشبش برام تعریف میکردگریه میکرددلم تنگ شده بود.
ماشهریم مامانم روستا

دختر منم برای خاله دایی هاش خیلی دلتنگی میکنه هنوز سوار ماشین نشدیم میگه دلم براشدن تنگ شد
ولی خب به خودمم وابستگی داره میگم میخوای تو بمون من دارم میرم میاد
در کل به باباش میگه چرا خونمون کوجه کناری خالم اینا نیست هر روز برم😁

خوراکی که دوس داره براش بگیر موقع رفتن بگو هر کی زود اماده شه بهش این پاستیلو میدم
قبل رفتن به خونه مامانت هم بهش بگو اگه موقع برگشتن اذیت کنی دیگه هیچوقت نمیبرمت اونجا خودم تنها میرم توام تنها میمونی خونه
یبار اگه محرومش کنی دیگه اون کارو نمیکنه

سلام عزیزم دختر منم دقیقا همونطوریع گریه میکنه بهونه میاره بخوابیم اینجا نریم خونه دیگ منم کلافه شدم از دستش

سوال های مرتبط