پاشدم برم دستشویی که یهو دیدم یه چیزی مثله بادکنک پر اب تو شکمم ترکید و لای پام اب گرم ریخت کیسه ابم پاره شد
با عجله رفتم سمت حموم و تو حموم هم بازم اب بیشتری خالی شد اب گرم نیمه شفاف که یه حالت لزجی داشت و بوی عجیبی میداد
به شوهرم گفتم دخترت قراره روز تولدت بیاد 🥹با لبخند پر از استرس میگه موهای تنم سیخ شد دخترم چقدر باباییه
به کمرم اب گرم زدم زیر دوش چمباتمه و اسکات اتجام دادم
درحد پنج دقیقه و اومدم بیرون همچنان اب ازم میومد
نوار گذاشتم و اماده شدم و ساک دخترمو خودمو گرفتیم که بریم بیمارستان
توی راه با گوشی فیلم ورزش زایمانی رو‌میدیدم جزوه های ورزش هم‌همراهم بود
رسیدیم بیمارستان وقتی وارد بیمارستان بخش زایشگاه شدم باورم‌نمیشد بالاخره وقتش رسیده که برم تو این بخش و با دخترم و باباییش سه تایی برگردیم خونمون
با اسانسور رفتیم‌بالا بخش زایشگاه زنگ زدیم
ماما در باز کرد خاب آلود بود ساعت ۱ و نیم شب بود
گفتم کیسه ابم ترکیده دراز کشیدم معاینه کنه
معاینه کرد گفت یه سانتی و سر بچه بالاست
گفت موقع معاینه دستم خورد به سر بچه
من یهو هری دلم‌ ریخت🥹
گفتم ۳۶ هفته بودم انقباض داشتم به سانت بودن
هنوز با اینهمه ورزش و‌پیاده روی یه سانتم؟؟
گفت نگران نباش وقتی کیسه اب پاره بشه
دهانه رحم زودتر و‌بیشتر باز میشه گفت امشب استراحت کن
خودتو زیاد خسته نکن با ورزش که فردا تو فاز فعال و زایمان انرژی داشته باشی

۸ پاسخ

ماشاالله عزیزم شجاع بودی

خدا خاله قربونش🥺🥺

بقیشم بگو لطفا

تند تند بزار

منتظر بقیه اش هستما

خبربقیش عزیزم 🥺

روزی که من ربتم واسه سزارین یه خانومی دردش گرفته بود. اومده بود ساعت ۵ بود، اونجا وضع اون خانمو دیدم و داد و فریاداشو گفتم خدا قوت واقعا

وای خدا من چقدر از محیطه زایشگاه میترسم
بهش فکر میکنم گریم میگیره
صدای جیغ ودادم بود؟

سوال های مرتبط

مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان .....👶.... مامان .....👶.... ۱۱ ماهگی
سلام خانوما اومدم تجربه زایمان طبیعی ام رو بگم با اینکه اصلا از لحاظ بدنی اماده نبودم چون قرار بود سزارین اختیاری بشم از ۸ ماهگی نظرم برگشت دکتر معاینه کرد گفت لگنت خوبه منم دیگه کم کم شروع کردم پیاده روی نیم ساعت و یکی دوهفته اخرم ورزش لگنی یه جلسم باشگاه رفتم خلاصه رفته بودم توی ۳۹ هفته هر روز ورزش لگنی پیاده روی معاینه معمولی که شدم ۱سانتو نیم بودم یه هفته از معاینه گذشت چرا من هیچ دردی ندارم همش میگفتم نکنه تا ۴۱ ۴۲ بمونه گفتم باید برم معاینه تحریکی بشم بلکه باز تر بشه برای مطب نوبت گرفتم دقیقا همون روزم کلی توخونه تمرین لگنی کردم احساس فشار به واژن و لگنم داشتم دوش ابگرم گرفتم رفتم مطب گفتم برم دستشویی قبل معاینه همین که رفتم دستشویی توی دستشویی کیسه ابم پاره شد افتضاح سریع اومدم گفتم کیسم پاره هرچی داشتن دادن که اب نریزه توی مطب دراز کشیدم روی تخت کلی معاینه کرد ۵ ۴ بار با همون کیسه اب پاره ماما بهم گفت پاشو اسکات بزن تا شوهرت بیاد دنبالت برو خونه دوش بگیر بعد بیا بیمارستان منم نگران بودم گفتم نه مستقیم میرم بیمارستان رفتم بیمارستان ساعت ۷ کم کم دردام شروع شد ماما خصوصی داشتم اومد
مامان پرتقال🍊 مامان پرتقال🍊 ۱۰ ماهگی
📌تجربه زایمان
36 هفته و 4 روز بودم دستشویی فرنگی میرفتم بعد با خودم فکر میکردم من ک خیلی دستشویی بهم فشار میاره زود بلند میشم میرم که نریزه. رو فرنگی از کجا بفهمم که کیسه ابه یا ادرار یه وقت کیسه ابم پاره نشه و متوجه نشم🥲😂
چند روزی بود که از این فکرا به سرم میزد نهم بود ساعت دوازده شب خونه مامانم اینا بودم رفتم دستشویی فهمیدم که ادرارم تموم شد ولی همینجوری باز ازم یه چیزی میومد تعجب کردم بی ادبیه ولی دست گرفتم زیرم ببینم چیه تو دستم اب دیدم حتی بو کردم متوجه شدم ادرار نیست دو سه بار مشتمو پر کردم تا مطمعن شم از دستشویی ک رفتم بیرون مامانمو از خواب بیدار کردم بهش گفتم مطمعنم ک آب دیدم گفت بشین اگه باز ازت اومد کیسه ابه چهار زانو نشستم یه دقیقه بعدش انگار یه پارچ
آب داغ ریختن رو پاهام بلند شدم گفتم اماده شیم بریم بیمارستان زنگ زدم شوهرم ک بیاد ساعت یک رسیدیم تو راه زنگ زدم دکترم پولو براش انتقال دادم و گفت که میام تو برو بیمارستان
ان اس تی گرفتن و دستکش دست کرد معاینه کنه گفتم من سزارینی ام گفت باشی من باید معاینه کنم وقتی کیسه اب پاره میشه بفهمم اگه دهانه رحم باز شده بعد دستشو نشون داد گفت مطمعنی کیسه ابت پاره شد دستش خونی نشد گفتم اره همون لحظه باز ازم اب اومد تخت خیس شد و بلند شدم ازم چکه میکرد بهم لباس داد بپوشم پوشه پزشکی رو بهش دادم چک کرد گفت برو ازمایش ادرار بده و برو رو تخت بخواب تا دکترت بیاد اون شب از استرس اینکه هر لحظه ممکنه دکتر بیاد و بریم اتاق عمل خوابم نبرد با سرم میرفتم دستشویی
احساس تو خالی بودن میکردم حس میکردم هیچی تو شکمم نیس معده ام خالی بود میسوخت وحشتناک میسوخت تا چهار و پنج صبح یه چرت ده دقیقه ای میزدم دوباره بلند میشدم.....
مامان حلما👼💖 مامان حلما👼💖 ۶ ماهگی
پارت سوم:
،روز بعدش همچنان این درارو داشتم نامنظم بود ولی شدتش بیشتر شده بود که ماما گفت میخوای برو بیمارستان من زنگ میزنم بشون میگم معاینه ت کنن ببینیم چن سانتی که ظهر رفتم دوسانت و نیم بودم بهم گفتن شکم اول انقد بستری نمیکنیم باید بازتر بشی برو پیاده روی کنی ورزش کن تو خونه دردات منظم شدن بیا .. باز شب دردام بیشتر شده بودن رفتم بیمارستان باز گفتن بازتری شدی ولی درحد بستری نیستی دردات منظم نیستن
دوباره رفتم خونه چن بار دوش آب گرم گرفتم مامانم اومده بود پیشم با هربار انقباض ماساژم میداد شوهرمم تو ورزش کمکم میکرد و کنارم بودن.. خلاصه کلی اسکات ، سجده ، چمباتمه و پله رفتم با اینکه حین انقباض سخته ولی خیلی کارسازه .. روز بعد دردام منظم شده بود از صبح تا ظهر شده بود هر ۱۰ دقیقه که ماما گفت بیا مطبم معاینه ت کنم بعدازظهر رفتم حین انقباض معاینه تحریکی کرد که خیلی تاثیر داشت گفت ۳ سانتی عالیه بهم آبزن داد گفت برو اینو بجوشون بعد بریز تو اب گرم خودت بشین توش یه نیم ساعت بعدم بیا بیمارستان که بستریت کنیم ..
تاپیک بعدی
مامان مهراد مامان مهراد ۱۰ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان مهدیارم 🩵 مامان مهدیارم 🩵 روزهای ابتدایی تولد
پارت ۲ زایمان طبیعی
مرتب معاینه میکردن هرکی میومد معاینم میکرد نزدیک سه سانت بودم که دکتر اومد معاینه کرد گفت دهانه رحمش نرم نیست و معاینه تحریکم کرد باز که مردمو زنده شدم یه گازو سولفات زدن و با دو سه تا گل مغربی گذاشتن واخل واژنم که خیلییی درد داشت یه توپم بهم دادن گفتن موقع دردات کمرتو حالت دایره بچرخون‌ تا سر بچه بیاد پایین نزدیک چهار سانت بودم اومد معاینه کرد گفت نزدیک چهار سانتی ولی سر بچه خیلی بالاست فعلا زوده ماما همرات بیاد الکی فعلا زنگش نزن ولی من آروم نگرفتم رفتم گوشیو از مامانم گرفتمو زنگ زدم گفتم به ماما همراهم که بیاد و بهش گفتمم که سر بچه خیلی بالاست اونم گفت باشه میام و بازم زنگ زد بخش پرسید اونام گفتن زوده و هنوز سر بچه بالاستو بزور به ۴ سانت میرسه فکر کردم اینجوری بهش گفتم شاید نیاد و صبر کنه ساعتای ۱۲ بود اینا بود که زنگش زدم مامامو ساعتای ۱۲:۳۰ بود دیدم اومد و پر انرژی شروع کرد که ورزش کنیم پنج دقیقه نشد دوتا ورزش بهم داد یهو کیسه ابم پاره شد گفتن بخواب رو تخت تا معاینه کنیم رسیدم به پنج سانتو نیم تو دو سه دقیقه هیچی دیگه وارد فاز فعال درد شدم دائم دوز سرمو میبردن بالا و دردای منم زیادو زیاد تر میشد مدام تو دردام معاینم میکردن که کمک کنن دهانه رحمم باز شه ماما همراهمم مدام بهم پوزیشن میداد موقع درداو و ورزش میداد بهم یه ثانیم ولم نکرد یه کپسول گاز آوردن گفتن موقع دردات نفس بکش باعث نرم شدن دهانه رحمت میشه ولی یکم گیجت می‌کنه و بی حال میشی مدام ورزش میداد بهم ماما همراهم و حواسش بهم بود
مامان مهرسا💖 مامان مهرسا💖 ۶ ماهگی