سوال های مرتبط

مامان علی🩵 مامان علی🩵 ۴ ماهگی
پارت ۴
💙🩵💙🩵💙
رفتیم خونه و من بعداز یه دوش آب گرم خوابیدم
بعد حدودا ساعت سه نصف شب یهو از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی باز اومدم بخوابم ولی خوابم نبرد خودمو سرگرم گوشی کردم تا شاید کم کم خوابم ببره مدتی گذشت که حس کردم انگار یه چیزی مث ترشح داره از میریزه خب گفتم طبیعیه مشکلی نداره همیشه همین‌طور بوده ولی انگار تمومی نداشت گفتم چی بود که تموم نشد راستش یکم ترسیدم محکم پاهامو بهم چسبوندم و یواش از رو تخت پاشدم اومدم پایین تا شوهرم بیدار نشه
ولی همین که ایستادم بیشتر ریخت یه آب داغی ازم می‌ریخت و من تصور همچین چیزی رو نداشتم دیگه فهمیدم کیسه آبم پاره شده
شوهرمو بیدار کردم تا کمکم کنه آماده بشیم بریم زایشگاه
من فقط یه جا خشکم زده بود اون اومد لامپ اتاقو روشن کرد که دیدم یه چیزایی رو فرش اتاق ریخته سبز بود با خودم گفتم مگه قرار نبود کیسه آب پاره میشه آبش زلال و بی رنگ باشه پس این چیه؟
ترسم به واقعیت تبدیل شده بود جنین مدفوع کرده بود😟
مامان فاطمه 🩷 مامان فاطمه 🩷 ۱۳ ماهگی
مامان 🩵Michael🩵 مامان 🩵Michael🩵 ۸ ماهگی
مامان حلما مامان حلما ۷ ماهگی
خببب بعد یک ماه اومدم تجربه زایمانمو بگم واستون😁
پارت ۱
اول بگم من قرار بود طبیعی زایمان کنم که نشد و اینکه بشدت از اونایی بودم که رو زایمان طبیعی تعصب داشتم و ذره ای دلم نمی‌خواست سزارین بشم...
خب جونم بگه براتون من شب قبلش خیلی حالم خراب بود درد زایمان نداشتم اصلا با اینکه پیاده روی داشتم و شیاف گل مغربی استفاده میکردم البته دیر شروع کرده بودم ( یک هفته قبل)
۳ روز مونده بود تا چهل هفته هم تموم بشه ولی خبری نبود، خلاصه شب قبلش خیلی بی قرار بودم از ساعت ۴ صبح دیگه نمی‌تونستم بخوابم حتی دردم از داخل بود درد داشتم ولی نمی‌دونستم کجام
از ۱۲ شب تا ۶ صبح نتونستیم با شوهرم بخوابیم تا ۶ که من خوابم برد
ساعت ۸ و رب یهو حس کردم یه آبی ازم خارج شد( چون من تجربه ترشحات اینجوری و خیسی داشتم گفتم حتما بازم همونه) خواستم بخوابم که گفتم نکنه کیسه آب باشه بزار برم سرویس چک کنم
که رفتم دیدم بله لباس زیرم خیسه خیس شده و رگه های خون هم هست فهمیدم کیسه ابمه
از این نواز بهداشتی بزرگا گذاشتم و شوهرم و مامانمو بیدار کردم که بریم بیمارستان
ساک خودمو و نی نی رو برداشتیم رفتیم دنبال ابجیم و راهی بیمارستان شدیم...
مامان دلاناکوچولو🤱🩷 مامان دلاناکوچولو🤱🩷 ۱۲ ماهگی
(پارت اول )
شب قبل زایمانم با شوهرم بیرون بودیم دخترم محکم تو شکمم می‌رفت عقب میومد محکم میزد به نافم طوری که حس میکردم میخواد کیسه اب پاره بشه به شوهرم گفتم نکنه امشب کیسه آبم پاره بشه آخه آب دور بچم زیاد بود اما تو هفته ۳۵ از عدد ۱۹ شده بود ۱۷ ولی از نظر پرینالوژیستم بالا بود هنوز من ۳۷هفتع ۳ روز بودم دلم میخواست تا آخر ۳۸ برم اماااا بخاطر ختم بارداری که ۳۸ هفته داشتم بازم دوست داشتم با درد خودم برم زایمان کنم

خلاصه ساعت پنج صبح برا نماز صبح بیدار شدم دو قدم راه رفتم دیدم یچیزی ازم اومد شک کردم ترشح باشه اهمیت ندادم اما وقتی رفتم سرویس دیدم هیچ اثری از ترشح های همیشگی نیست و فقط آبه ترسیدم سریع دستمال کاغذی گذاشتم اومدم نشستم مثل بید به خودم می‌لرزیدم دستمال کاغذی کم کم داشت خیس میشد ولی زیاد نبود پنج دقیقه ای یکبار اندازه ی عدس میومد و متوجه نمیشدم مگر اینکه دستمال کاغذی رو نگاه میکردم ... بلند شدم شوهرم رو بیدار کردم هنوز کیف بیمارستان هم نبسته بودم شوهرم تند تند هر چی جلو دستش بود انداخت رو کیف خواهرم رو بیدار کردم رفتیم سمت بیمارستان
مامان نینی مامان نینی ۱ ماهگی
پارت 2
شب ساعت 10 نیم که داشتم فیلم می دیدم همه خواب بودن بعد دیدم یه مایعی ازم خارج شد گفتم لابد ادراره بی خیال شدم و دوبارع دیدم بیشتر شد ترسیدم یه لحظه نکنه کیسه ابم باشه رفتم پیش مادر بزرگم وقتی لباس زیرمو دید گف دخترم کیسه ابته و من ترسم بیشتر بیشتر شد قلبم هری ریخت مامانمو بیدار کردم و کلی ترس حالا تا بیمارستان کرمان ۱ ساعت و نیم راه بود ولی هم مامانم ترسیده بود هم من سری بع شوهرم زنگ زدم چون من خونه مامانم بودم ۱۶ روز کامل گفتم چیکار حنیم بریم کرمان یانه
بعدش گف نه نمیشه همین زایشگاه اینجا برم خدای نکرده اتفاقی برات می افته
با کلی گریه و استرس که چی بشه
رفتم زایشگاه اونجا اول صدای قلب بچه رو گوش دادن و بعد فشارمو گرفتن که ۱۴ بود گف استرس داری فشارت بالاست
برو یکم تو راهرو راه برو نفس عمیق بکش بعد بیا از اون ور داشت هی ازم اب خارج میشد که کلن خیس خیس شده بودم
دوباره رفتم نه فشارم همون ۱۴ بود بعد اتاق معاینه منو بردن تا ببین واقعا کیسه ابه یانه
مامان نیلا💗💖 مامان نیلا💗💖 ۹ ماهگی
سلام شبتون بخیر
حوصلم سر رفته گفتم بیام تجربه ی زایمانم و واستون بگم
#پارت اول
روز شنبه بود صب پاشدم کارامو انجام دادم مثل روزای قبل اول دوش اب گرم گرفتم و زیر اب حرکت اسکات زدم باز نزدیکای ظهر با شوهرم رفتیم پیاده روی یه کم کمر درد داشتم ولی با استراحت خوب میشد نزدیکای ساعت ۱ اونجاها بود دیدم یه کم حس خیس شدن دارم پیش خودم گفتم حتما ترشح هست چون یه هفته بود گل مغربی استفاده میکردم هر از گاهی اونجوری میشدم یکی دوبار رفتم سرویس و دیدم لباس زیرم خیس میشه اومدم یساعتی دراز کشیدم تو اون یساعت اصلا خیس نشدم باز بعد اون که پاشدم دیدم کلا خیس شدم که مجبور شدم لباس زیرم و عوض کنم به مادرشوهرم گفتم که گفت احتمالا نشونه زایمان هست زنگ زدم زایشگاه گفت احتمالا کیسه ابت باشه باید حضوری بیای گفت تا قبل ۶ خودتو برسون که اگه نیاز بود دکتر و خبر کنیم چون خطا قطع میشه ۶ به بعد من پنج ونیم رفتم زایشگاه تست گرفت گفت باید بستری بشی کیسه ابت پاره شده