۴ پاسخ

سلام من بچم ۲ماهشه ۵ کیلو خطر نداره که

بجا بری بیمارستان رفتی خونی خودت😂

سلام
خدا حفظش کنه عزیزم 🤲🏻 مبارک باشه🥰🥰
خوش قدم باشه براتون 😍😍

کدوم بیمارستان رفتی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان دایار مامان دایار ۱ ماهگی
پارت ۲
خلاصه دکتر گفت حالا تا لحظه اخر صبر میکنیم و من پیادروی بیشتر شروع کردم تا اینکه شدم ۳۷هفته که رفتم سنو بچه سفالیک شده بود و وزنش سه کیلو ینی وزن نرمالی داشت و ۳۸هفته رفتم برای معاینه تحریکی دکترم گفت ک دردت که نگرفت نامه بستری داده بود برای یک هفته بعدش که معاینه واقن درد داشت ینی قشنگ ضعف کرده بودم اومدم خونه درد پریودی داشتم خیلی زیاد حتی نمیتونستم بشینم طوری ک فکر میکردم الام کیسه اب پاره میشه هیچی دیگ هی منتظر کیسه اب پاره بشه شیاف هم بهم داده بود استفاده کنم تا اینکه جمعه شب ک از خونه مامانم اومدم خونه درد پریودی داشتم رابطه هم داشتیم 🫢😂شنبه صبح ک بیدارشدم دخترم پیش دبستانی میره ک وسایلش اماده کردم ک بره بچم اگاه شده بود بغلم کرد گریه کرد گفت دلم برات تنگ میشه و با گریه باباش اینو برد 🥲منم براش کلی گریه کردم بعش رفتم ک ب کارام برسم دیدم ی ابی ازم اومد فک کردم ترشح چون خیلی زیاد ترشح ابکی داشتم واینکه گفتم یکم بخابم خیلی خابم گرفته بود ساعت هشت کیسه ابم پارع شده بود تا نهو نیم خوابیده بودم🫢🤣 بد ک از تخت پاشدم دیدم وایییی کیسه ابه ی اب گرمی میاد زنگ زدم به مامانم ک گفت ارع کیسه ابه بهم گفت زنگ بزن ب حسین ک همسرمه بیاد بریم من همچنان بیخیال میگفتم اگ کیسه ابه چرا پس خبری از درد نیس طوری بود ک موقع دخترم دردام خونه کشیدم بیمارستان رفتم چهار سانت بودم و این سری خبری از درد نبود بیا پارت ۳
مامان محمد‌ مامان محمد‌ ۳ ماهگی
ک ساعت ۳ شب با خیس شدنم از خواب بیدار شدم ک فکر کردم کیسه آبم پاره شده بلند شدم یواش رفتم تا شوهرم بیدار‌نشه رفتم بیرون حموم کردم ودردام ‌زیاد شدن تا ۶ نیم بعد یکم اریش کردم عکس گرفتم اینا تا ۷ شوهرم بیدار کردم رفتم خونه مامانم خواهرم آمد چون قرار بود باهام بیاد بیمارستان رفتیم اونجا گفتم کیسه آبم پا ه شده دیگه ترشح ندارم خون ریزی دارم یکی آمد معاینم‌کرد گفت دو سانتی وقت زایمانتم نیست ی تست برو بگیر بچت تو ۳۶ هفته مونده رشت نکرده ساعت ۳ برو فلان دکتر سونو گرافی بگیری اینا دیگه خیلی ترسیدم آمدم ب شوهرم گفتم ش‌هرمم خیلی گریه کرد رفتیم خونه مامانم تا ساعت ۳ بشه نمیدونه چقد گریه کردم گفتم خدایا غلط کردم هرچی خودت بهتر میدونی مامانمم ب منو شوهرم دلداری داد گفت چیزی نیس اینا الکی گفتن تا اینکه شوهرم رفت تا برام نوبت بگیره قبلش گفت الان زوده میرم خونه دوش میگیرم تا ۱۱ میرم پیش دکتر تا نوبت بگیرم گفتم باش منم موندم خونه مامانم نماز خوندم ک سر نماز چند تا درد دیگه گرفت منو اصلا نتونستم تحمل کنم ولی چیزی نگفتم دخترام آمدن پیشم گفت چرا نی نی نیا وردی گفتم میارم برات دخترم ک اصلا دردا نمیذاشتن ح ف بزنم رفتم تو سالن پیش مامان خواهرم دردام شدید شدید بود من ب حالت سجده رفتم ک خواهرم گفت ببینمت تو باز درد داری ‌گفتم ن گفت ن من حواسم بوده ک چند دفعه تو ده دقیقه دردت گرفته زنگ بزن شوهرت بیاد
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ ماهگی
پارت اول زایمان سزارین
ماماناا بلاخره منم وقت کردم تجربمو از زایمان بنویسم😁

اول از همه بگم ک‌من کامل و بدون سانسور میگم شاید کمک کنه که مامانا بتونن راحت بین طبیعی و سزارین انتخاب کنن
من به هیچ عنوان نمیخواستم برم سزارین فقط فقط قصدم طبیعی بود هرکسی ام‌میگفت برو سزارین طبیعی سخته بهم برمیخورد ناراحت میشدم تااینکه...
من دقیقا ۳۷هفته ۳روز بودم صبح ساعت۹ یهو احساس کردم کلا پاهام خیس شد شلوارم خیس شد و از خواب پاشدم رفتم سرویس هرکاری کردم نتونستم تشخیص بدم ک ادراربوده یا کیسه آب
شوهرموصداکردم گفتم بریم بیمارستان فک کنم کیسه آبم پاره شده
رفتم ی دوش گرفتم اومدم حاظرشدم رفتیم دنبال مامانم بعدش حرکت کردیم به سمت بیمارستان منو فرستادن داخل زایشگاه همسرم و مامانم موندن بیرون وقتی رفتم داخل گفت برو درازبکش بیام معاینه کنم و تست نشتی کیسه آب بگیرم من رفتم حاظرشدم و ماما اومد وقتی معاینه کرد من انقدررررررررر دردم اومد ک ی لحظه فقط حس کردم نفسم درنمیاد و سرم‌گیج رفتو تپش قلب گرفتم که ماماترسید
بعدش تست نشتی کیسه آب گرفت گفت خداروشکر کیسه ابت نیست میتونی بری ولی شنبه حتما بیا اینجا پرونده تشکیل بده اگه میخوای واس زایمان بیای اینجا باید پرونده داشته باشی.....
مامان آر‌وید🥹♥️ مامان آر‌وید🥹♥️ ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت دوم ♥️
منم دیگ شروع کردم گیفت شمع ها رو سفارش دادم و اسم آروید و تاریخ تولدش رو روش زدم برای جمعه ۲۴ مرداد هم وقت ناخن و مژه گرفتم که حسابی خودم رو خوشگل کنم برای پسرم - پنجشنبه شب یعنی ۲۳مرداد با دوستامون رفته بودیم فرحزاد که من اصلا حالم خوب نبود و نمی تونستم بشینم شام رو ک خوردیم به همسرم اشاره کردم ک پاشو بریم من حالم اوکی نیست شبش هم تا خود صبح من بیدار بودم و فقط ناله میکردم از درد خیلی حالم بد بود - صبح که بیدار شدم رفتم دستشویی و اومدم بیرون زنگ زدم به مامانم داشتم باهاش حرف میزدم ک احساس کردم باز دستشویی دارم به مامانم گفتم و تلفن رو قطع کردم داشتم میرفتم سمت دستشویی که یهو یه عالمه آب بدون اختیار ازم خارج شد اصلا هول نکردم به شوهرم گفتم وحید من کیسه آبم پاره شد میرم دوش بگیرم ( شیو اینا نکرده بودم نگه داشته بودم دوشنبه برم ک برای سه شنبه تمیز باشم) تو فقط کیف اینا و وسایل رو جمع کن به مامانمم زنگ بزن ک بیاد دم خونه و بریم ( خونه من و مامانم خیلی نزدیکه شاید دو سه دقیقه هم نشه)
مامان سه جوجه 🐤🐤🐣 مامان سه جوجه 🐤🐤🐣 ۳ سالگی
پارت ۲
گفت خب پس همون تاریخ زایمان میکنی احتمالا هیچی اینا که رفتن ساعت ۱۰ونیم بود منم اومدم یه دل سیر نشستم هندونه خوردم ویه سرویس رفتم واومدم بخوابم همین که داشت خوابم می‌برد یهو کیسه آبم پاره شد حالا منو میگی اصلا هیچی نمی‌فهمیدم اولش فک کردم جیش کردم بعد دیدم نه اصلاحات خودم نیست هی میاد همون لحظه که کیسه آبم پاره شد من جیع زدم وشوهرمم از پرید گفت چیشده گفتم آب ازم میاداونم هی میگه از کجات 😂🤣😂😂😂😂
خلاصه دو دیونه نشستیم میخندیم 😂😂😂که چرا اینهمه آب اومد بعد شوهرم به خودش اومد گفت بچه کاریش نشه گفت زنگ بزنن به مامانت بپرس ازش زنگ زدم بهش گفتم مامانم چقد بود زیاد بود یا کم گفتم نه خیلیی زیاد بود گفت بریم بیمارستان ماهم تا آماده شدیم را افتادیم من اصلا فک نمیکردم زایمان کنم من گفتم میریم یه نواز قلب میگیره ومیام خونم بعد اونجا گفت برو که معاینت کنم انقد خجالت میکشیدم که گفت ۳سانت دهانه رحمت بازشده نرم شده وکیسه آبت هم که پاره شده باید بستری بشی اینو که گفت هنگ کردم وترسیدم هیچی لباسامو عوص کردم دادم به مامانم شوهرمم رفته بود تشکیل پرونده منم رفتم داخل زایشگاه خیلی خلوت فقط من بودم اولش بعد دوتا دیگه اومدن که یکیش زایمان کرد قبل از من ساعتای چهاربود دردام زیاد شده بود معاینه کردگفت ۷ساعنتی ساعتای ۶اومد گفت ۱۰ سانت بازی فول فولی باید زور بزنی ودردام خیلی زیاد بود وتقریبا غیر قابل تحمل بود ساعت ۶و۲۵ دقیقه دخترم به دنیا اومد همین که دنیا اومد تمام دردام رفت یه۵ دقیقه طول کشید
مامان ماهلین مامان ماهلین ۴ ماهگی
#پارت ۳ زایمان طبیعی

من تا وقتی همسرم بیاد گریه میکردم رو زمین دراز کشیده بودم مامانم لباس هامو پوشید وسایل اماده کرد همسرم امد دستم گرفت رفتیم سمت ماشین منم همون جور گریه میکردم از درد دیگه نشستیم رفتیم سمت بیمارستان درد هام هی بیشتر میشود جوری ک دیگع تو ماشین جیغ میزدم ایقدر دست مامانم فشار داده بودم کبود شده بود ولی واقعا دست خودم نبود تا رسیدیم سریع بردنم بخش زایمان معاینه ک کردن گفتن ۵ سانت شودی منم فقط جیغ میزدم اصلا نمیتونستم دراز بکشم دیگه بردنم اتاق زایمان گفتن نیاز ب امپول فشار نیسته فعلا منم تو اتاق ب دور خودم دور میزدم از درد جیغ میزدم کف اتاق دراز کشیده بودم یهویی حس حالت تهوع بهم دست داد سریع رفتم تو دستشویی کلی استفراغ کردم دیگه سرم داشت گیج میرفت فشار افتاد وقتی بالا اوردم بزور مامانم تا تخت منو برد ماما امد دید استفراغ کردم گفت تا فردا زایمان میکنی منم جیغ میزدم ک چرا میگه تا فردا من نمیتونم تحمل کنم میمیرم از درد امد نوار قلب بچه وصل کرد گفت تکون نخور ک قطع میشه منم اصلا نمیتونستم وقتی درد میگرفت خودم میزدم موهام میکشیدم به تخت ضربه میزدم جیغ میزدم ماما میگفت نفس بگیر ولی نمیشود اصلا کارام دست خودم نبود فقط التماس میکردم منو سزارین کنید ایقدر التماس میکردم ولی گوش نمیکردن یهویی دیدم داغ شودم ی چیزی ازم ریخت ب مامانم گفتم سریع رفت صداشون زد امد دید کیسه ابم پاره شد معاینم شد شده بودم ۶ سانت ولی خون ریزی هم داشتم وقتی کیسه ابم پاره شد
مامان فاطمه 🩷 مامان فاطمه 🩷 ۱۳ ماهگی
مامان نینی مامان نینی ۱ ماهگی
پارت 2
شب ساعت 10 نیم که داشتم فیلم می دیدم همه خواب بودن بعد دیدم یه مایعی ازم خارج شد گفتم لابد ادراره بی خیال شدم و دوبارع دیدم بیشتر شد ترسیدم یه لحظه نکنه کیسه ابم باشه رفتم پیش مادر بزرگم وقتی لباس زیرمو دید گف دخترم کیسه ابته و من ترسم بیشتر بیشتر شد قلبم هری ریخت مامانمو بیدار کردم و کلی ترس حالا تا بیمارستان کرمان ۱ ساعت و نیم راه بود ولی هم مامانم ترسیده بود هم من سری بع شوهرم زنگ زدم چون من خونه مامانم بودم ۱۶ روز کامل گفتم چیکار حنیم بریم کرمان یانه
بعدش گف نه نمیشه همین زایشگاه اینجا برم خدای نکرده اتفاقی برات می افته
با کلی گریه و استرس که چی بشه
رفتم زایشگاه اونجا اول صدای قلب بچه رو گوش دادن و بعد فشارمو گرفتن که ۱۴ بود گف استرس داری فشارت بالاست
برو یکم تو راهرو راه برو نفس عمیق بکش بعد بیا از اون ور داشت هی ازم اب خارج میشد که کلن خیس خیس شده بودم
دوباره رفتم نه فشارم همون ۱۴ بود بعد اتاق معاینه منو بردن تا ببین واقعا کیسه ابه یانه