سلام شبتون بخیر
حوصلم سر رفته گفتم بیام تجربه ی زایمانم و واستون بگم
#پارت اول
روز شنبه بود صب پاشدم کارامو انجام دادم مثل روزای قبل اول دوش اب گرم گرفتم و زیر اب حرکت اسکات زدم باز نزدیکای ظهر با شوهرم رفتیم پیاده روی یه کم کمر درد داشتم ولی با استراحت خوب میشد نزدیکای ساعت ۱ اونجاها بود دیدم یه کم حس خیس شدن دارم پیش خودم گفتم حتما ترشح هست چون یه هفته بود گل مغربی استفاده میکردم هر از گاهی اونجوری میشدم یکی دوبار رفتم سرویس و دیدم لباس زیرم خیس میشه اومدم یساعتی دراز کشیدم تو اون یساعت اصلا خیس نشدم باز بعد اون که پاشدم دیدم کلا خیس شدم که مجبور شدم لباس زیرم و عوض کنم به مادرشوهرم گفتم که گفت احتمالا نشونه زایمان هست زنگ زدم زایشگاه گفت احتمالا کیسه ابت باشه باید حضوری بیای گفت تا قبل ۶ خودتو برسون که اگه نیاز بود دکتر و خبر کنیم چون خطا قطع میشه ۶ به بعد من پنج ونیم رفتم زایشگاه تست گرفت گفت باید بستری بشی کیسه ابت پاره شده

۳ پاسخ

چند هفته بودی عزیزم
کم بود آب کیسه آب؟

خوب بعدش

زایمانت چی بود

سوال های مرتبط

مامان جوجو 🐥 مامان جوجو 🐥 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان من:
من قرار بود طبیعی بچه رو به دنیا بیارم. ۳۸ هفته و ۳ روز بودم که رفتم ویزیت هفتگی پیش دکتر. بهش گفتم چندوقته لباس زیرم خیس میشه. دکتر گفت شاید نشتی کیسه آب داری و باید معاینه بشی. همونی که میترسیدم. رو تخت خوابیدم و آماده شدم برای معاینه که چشمتون روز بد نبینه. انقدرررر درد داشتم که نفسم گرفت. اخرشم دکتر گفت دست من اصلا داخل نرفت :/ گفت باید تست امینوشور بدی و احتمالا کیسه آبت نشتی داره. یه نامه هم داد ببرم اورژانس برای بستری و زایمان. منی که اصلا آماده نبودم، فقط خودمو فحش میدادم که چرا گفتم لباس زیرم خیس میشه :/ زنگ زدم شوهرم و مامانم و مادرشوهرم هم اومدن که اگر واقعا بستری شدم تنها نباشم. انقدر حالم از معاینه و دردش بد شده بود که همونجا وصیت نامه مو گذاشتم جلوی چشم تو گوشی :| چون میدونستم این دردی که معاینه داشت، زایمان خیلی ازش بدتره. مخصوصا که من درد زایمان نداشتم و مطمئنا باید با امپول فشار بچه رو به دنیا میاوردم....
ادامه در پست بعدی
مامان سپهر مامان سپهر ۱ ماهگی
پارت دوم
از روز پنج شنبه تا جمعه بعد از ظهر ترشحات ادامه داشت و البته تکرر ادرار شدید داشتم یعنی ی لیوان آب میخوردم دسشویی بودم دو دیقه بعد به شوهرم میگفتم انگار ی شیلنگ وصله از معده به مثانه ام😅 بعد از ظهر بود که ببخشید داشتم لباس زیر عوض میکردم دیدم چند قطره آب ریخت تا پایین پام اهمیت ندادم گفتم حتما ترشحه و ادامه هم نداشت اما از 12 شب به بعد کم کم احساس میکردم هی دارم مرطوب میشم بازم گفتم ترشحه اهمیت ندادم اما استرس افتاده بود تو جونم خوابم نمیبرد یهو طرفای ساعت 3 ۴ صبح بود دیدم نه داره آب میچکه ازم و خیس میشم به شوهرم گفتم کیسه آبمه فکر کنم گفت بریم بیمارستان گفتم الان زوده میریم محل نمیذارن شبه منم دلم میگیره بذار صبح بشه پسرمم بفرستم مدرسه بعد(دل گنده ای دارم میدونم خودم😁)هیچی دیگه دوش گرفتم کارام و کردم و همچنان آب میومد و خیس میکرد😬 بعدم پسرم و راهی کردم و لباس پوشیدیم رفتیم زایشگاه که ساعت ۹ شده بود ماما معاینه ام کرد و گفت بله کیسه آبت ترکیده و باید بستری بشی زایمان کنی منم اندک دردی داشتم اما نه شدید خیلی کم هیچی دیگه ی کاسه آبم رو تحت معاینه ریخت و من گفتم خدایا مگه ی کیسه چقد آب توشه واقعا؟؟؟خلاصه بستری شدم و رفتم زایشگاه
مامان ✨️هیرمان✨️💙👶 مامان ✨️هیرمان✨️💙👶 ۲ ماهگی
پارت اول
خب خب مامانیاا من اومدم تجربمو بگم😁
من ۳۸ هفته و ۳ روز بودم که از صبح رفتم داخل شهر چنتا کار داشتم که انجام بدم و هم اینکه پیاده روی میشه برام خوبه 🫠
حالا جالب اینه من ورزش هامو از خییلی وقت بود انجام میدادم اما پیاده روی یکی دو روز بود شروع کرده بودم کم کم مثلا ۲۰ دیقه اینا😅
( فکر کنم زودتر شروع میکردم زودتر میزاییدم🤭)
تو مسیر بودم که حس کردم لباس زیرم یکم گرم شد با خودم گفتم حتما کپسول گل مغربی که دیشب گزاشتم اونقدری نبود که به کیسه آب فکر کنم....
رفتم یه کاری تو بیمارستان شهر خودمون داشتم انجام دادم و زنگ زدم‌مامانم که بریم ساری ( شهر مجاور) بیمارستان پیش ماما همراهم که ورزشهارو انجام بدیم و معاینم کنه
حدودا ساعت ۱۱ اینا بود رسیدم بیمارستان و ورزشو شروع کردیم و از اتفاقی که صبح افتاد به ماما گفتم و اونم گفت احتمالا بخاطر کپسول بوده و این اخرا طبیعیه این ترشحات ولی قبل رفتن حتما ازت تست میگیرم که مطمئن شیم 😁
اخرای ورزش من دوباره حس کردم که لباس زیرم با یه مایع گرم خیس شد ولی اینبار بیشتر و همون لحظه دوباره به ماما گفتم و اونم گفت که خب مثل اینکه امروز خیلی بهت فشار اومده بهتره زودتر تموم کنیم وسایلتو بگیر بیا اتاق بغلی که معاینه کنم
و اینم بگم یه بوی کاملاا عجیب و تقریبا بدی از لباس زیر و شلوارم‌میومد که تا اون موقع حس نکرده بودم🫠
رفتم اتاق بغلی و وقتی خواستم بشینم رو تختتتت.....یه هو یه حجم زیادی اب گرم ازم ریخت که حتی شلوارم‌هم خیس شد و اونجا بود که تقریبا خودم‌هم مطمئن شدم کیسه آبه 🥲🫠
به ماما نشون دادم و اونم رفت همکارشو آورد همکارش یه بار بدون ژل و یه بار با ژل معاینم کرد و گف بعععلههه کیسه آبش پاره شده🫠