چون بچه اسباب بازی نیست
آینده میخواد
با این گرونی همین یه دونه به ثمر برسه کلی هنر کردیم
خدا بخواد با همسرم تصمیم گرفتیم یکی دیگه ۳ـ۴ سال دیگه بیاریم یا بچه به سرپرستی بگیریم، همسرم و من عقیده داریم که ما توان بچه آوردن داریم ولی بهتره اون بچه ای که نا خواسته به دنیا اومده و خانواده ای نداره رو به سرپرستی بگیریم منتها هنوز صد در صد به تصمیم خودمون مطمئن نیستیم شاید نتوانیم به خوبی بزرگش کنیم و پیش خدا شرمنده بشیم
تنش سالم باشه الهی بچم ولی اگه برگردم ب عقب همین بکی هم نمیاوردم و خودمو شرمنده آیندش نمیکردم
انقد استرس آیندش دارم ک نگو
از بچه زیاد داشتن متنفرررممممم حتی برای همین یدونم کلی باشوهرم بحث و دعوا داشتیم در ضمن حقیقا شرایط ایران خیلی خیلی بده از هر لحاظ بنظرم اوردن بچه توی این شرایط هم ظلم ب اون بچس هم خودم و مورد اخر و از همه مهمتررررر از لحاظ جسمی و روحی بهیچ وجه کشش و امادگیشو ندارم....
اگشوهرم ادم میبود شاید میاوردم
بچه دوم آوردن بزرگترین اشتباهه
شرایط مالی و صد البته نبود امنیت و نبود سلامت روانی تو این جامعه....
هنوز زوده موقعی ک دخترم سه سالو نیم بشه دیگ اقدام میکنم انشالله شایدم ۳ بستگی دارع کی کامل از پوشک گرفته بشه😃
چون اولی از بس شیطونه ک اگه دومی رو بیارما باید تيمارستان بستری بشم😫🥴
بچه دوومی گذشته از من دارمش 🤣
من دوست دارم بچه دوم بیارما
ولی تو این اوضاع مملکت عمراااااااا
دلیلی برای بچه دوم اوردن ندارم والا
من دوس دارم دوقلو بیارم ولی ن الان حداقل ۳ یا ۴ سال دیگ
زشته آدم بره بنگاه بگه ۴نفریم خونه اجاره ای دارید؟🙃🙃
والا من میخواستم اقدام کنم ولی پشیمون شدم فعلا تو این اوضاع درست نیس به بچه فکرکنی
چون بچه آوردن فقط تولید مثل نیست و کلی باید فکر پشتش باشه جدای از مسائل مالی که اصلا به نظر من تا وقتی عقلم سالم باشه نباید به دومی فکر کنم با این اوضاع😁 از نظر تربیتی و محیط و خیلی مسائل دیگه هم باید فکر کرد بهش
من نمیخوام فقط بچه بیارم که آورده باشم
دلم میخواد زمانی دومی رو بیارم که بتونم یه انسان مفید واسه جامعه تربیت کنم و واقعا فعلا اصلا این رو در خودم نمیبینم که دوباره بشینم کلی وقت بزارم واسش
بعد دیگه سن خودم هم داره بالا میره و دلم میخواد واسه خودم و شوهرم وقت بزارم
دخترم هم سعی میکنم جوری تربیت کنم که بتونه خودش تنهایی از پس خودش بر بیاد و دوست های اجتماعی زیادی داشته باشه چون خواهر برادر داشتن فقط به ارتباط خونی نیست
چه بسیار هستن خواهر برادرهای خونی که با هم دشمن هستن و چشم دیدن همدیگر رو ندارن
اولش اینکه من اگر کمک از شوهرم داشتم میاوردم ولی اصلا تو کار بچه هیچ کمکی نمیکنه..
دوما اوضاع به این خرابی اصلا جرات شو ندارم
مگه دیونه ام
ماانشاالله قراره یکی دوسال دیگه خونه جدیدمونوبسازیم انشالله هرموقع خونه جدیدمون آماده بشه اقدام میکنم برای دومی
من از خدامه ولی از این مملکت خیلی میترسم بخاطر همین میگم ن
شوهرم ب شدددت مخالف
ولی من حداقل ۲تا میخوام اخه خودم تک فرزندم و درد تنهایی رو کشیدم
بچه بخاي بياري مثل قديمي ها و بدون امكانات كاري نداره سالي يكي بزايي
ولي اوني ب فكر اينده بچشه همين يكي كافيه والا با اين گروني مونديم دوروزه ديگ هم بره مدرسه خرج ها بيشتر ميشه
معلوم نيست اوضاع چي ميشه فردا ك بخابم با حاملگي فكر كنيم🫠🫠🫠🫠🫠وگرنخ ك م دوتا بچه ميخاستم خيلي دوس داشتم ولي فعلا منتفي هست با اين اوضاع
فکر میکنم ولی الان نه سال دیگه
والا تو این گرونی همین که بچه آوردیم هنر کردیم
من تک فرزندم ....باید بگم خیلی بده بخصوص برای دختر ...الان خودم 3 تا دارم اگه میتونستم 5 تاشون میکردم..ولی نمیتونم ..از اول هم به همسرم گفتم بچه دوست دارم ..هر بچه ای یه رنگه ...و زندگی رنگارنگ میشه
ملیکا انگار کونت میخاره برا بچه دومی بشین بتمرگ بچه دوم برا چیته خخخخخخ
خدا بخواد اقدام میکنم
چون دیگه نمیکشممممممم وای دخترم امروز قشنگ پدرمونو در آورده
توان بدنی شو ندارم . سخته فکر دوتا نگه دارم
اقدامم
من حتی به اولی هم فکر نمیکنم چه برسه به دومی
والا فکر میکنم اما همسرم نمیخواد
خودت میخای بیاری؟
ملیکا امشب دلت نی نی میخواد ها
من ک باردارم...البته ناخواسته بود
ولی خب هیچوقت دوس نداشتم بچم تنها باشه. و الان اونم منتظر اومدن نی نیه💁♀️😀
سلام من هر روز به بچه دوم فکر میکنم از وقتی پسرم به دنیا آمد تا الان
ولی از داشتنش مطمئن نیستم و اقدام نمیکنیم، یکی اینکه پسرم هنوز کوچیکه و شیطونه حداقل تا ۴، ۵ سالگی نمیخوام
دوم اینکه همسرم هم تمایلی نداره، میگه یک بچه کافیه
من میخوام ولی هنوز زوده یکم دخترم بزرگ بشه وضعیت هم ببینم چی میشه بعد میخوام از بزرگ شدن بچم لذت ببرم نه اینکه یکی دیگه بیارم درگیر بشم
من تک فرزندی دوست نداشتم اصلا
همیشه هم گفتم
اما الان!!
با این شرایط!!
خدا کمکمون کنه بتونیم همین یدونه رو عاقبت بخیر کنیم
من خودم بچه دومم ابان به دنیا اومد
به نظرم خیلی سخته هندل کردن همزمان دو تا بچه دختر کوچیکم از موقعی که به دنیا اومد چون وزنش کم بود هفته ای سه بار یا دکتر میبردم یا بهداشت یا بیمارستان که اخرش کلسیمش اومد پایین تشنج کرد بیست و هشت روز بستری شد دختر بزرگم خیلی اذیت شد یعنی از موقعی که دختر کوچیکم به دنیا اومد قشنگ دارم میبینم دختر بزرگم پرخاشگر شده خیلی زود قهر میکنه وقتی هم منو نمیبینه اینقد گریه میکنه و جیغ میزنه که نگو
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.