تجربه زایمان طبیعی 🤱🏻 پارت ۱
تجربه هرکسی با توجه ب شرایطش ، توان بدنیش ، آمادگی قبلش قطعا متفاوته ، من تجربه ام صرفا مختص خودمه ، از ۳۵ هفته ورزش لگنی شروع کردم ولی اینکه بگم من هرروز مدام ورزش میکردم ، نه واقعا اینطور نبود هفته آخر با ماما همراهم نقاط فشاری کار کردیم و روزی سه تا گل مغربی میخوردم سه تا شب داخل واژن ، حمام گرم ، ناشتا صبح و قبل خواب شربت خاکشیر همین
قراربود اگه خودم دردام شروع نشد ، طبق تاریخی ک دکتر داده بود که میشدم ۳۹ هفته بستری بشم و همین اتفاق هم افتاد ، بدون هیچ دردی رفتم ، دهانه رحم یک و نیم سانت ، معاینه کردن دارو زدن دردام با فاصله زیاد از هم شروع شد ، باز معاینه کردن دو سانت و نیم اینا شد ، معاینه سومی کیسه آبم و پاره کردن و رسیدم پنج سانت ، درخواست اپیدورال کرده بودم و چون دکترش تا بخواد برسه زمان برد من داد میزدم این دکتر لعنتی و اپیدورال لامصبش کجان پس😂وقتی زدن درد و حس میکردم ولی با شدت کمتر و بعد ادامه ماجرا و کمک ماما همراه و البته همسرمم کنارم بود و از لحاظ روحی تاثیر گذار بود و لحظه تولد بود و بندناف هم خودش برید این شیربن ترین لحظه ها بود ،

۲ پاسخ

سه تا گل مغربی میخوردی؟ خوردن سه تا قرص حالتو بد نمیکرد؟ به من گفت فقط بذار تو واژنت میترسم بخورم حس میکنم معدم بهم میریزه
بعد به نظرت گل مغربیا تاثیر داشت؟

عزیزم بسلامتی گلم مبارکتون باشه قدمش پراز خیر و برکت باشه😍😍😍😍😍
کجا زایمان کردید؟

سوال های مرتبط

مامان 💙رضا💙 مامان 💙رضا💙 ۳ ماهگی
مامان آوا 🌱 مامان آوا 🌱 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم:
من از ۳۵ هفته ورزش و پیاده روی رو شروع کردم و قصدم طبیعی بود از اول، از ۳۷ هفته هرچی معاینه شدم دهانه رحمم بسته و خلف بود و سر بچه فلوت بود. خلاصه ۱۸ تیر روز سه شنبه ۴۰ هفته و یک روز رفتم بیمارستان و بدون درد و هیچ انقباضی با دهانه رحم بسته و خلف بستری شدم، از ۹ صبح تا ۹ شب بهم آمپول فشار وصل کردن اما ۹ شب که معاینه شدم یک سانت هم باز نشده بودم حتی در طول روز یه انقباض و درد هم نداشتم، آمپول فشار و برام قطع کردن و باز ۶ صبح با دوز دوبرابر برام وصل کردن تا یک ظهر معاینه شدم و تازه یک سانت باز شده بودم، اون مدت تو یه اتاق تک و تنها بدون همراه و گوشی و حتی پنجره‌ای که بتونم بیرون رو نگاه کنم بودم و از لحاظ روحی بشدت بهم ریخته بودم، ساعت یک ظهر با یک سانت باز بودن کیسه آبم رو خودشون پاره کردن تا دردام شروع بشه، من از یک ظهر تا ۷ غروب درد کشیدم که باز هم شدید نبود ساعت ۸ شب معاینه شدم توسط دکتر شیفت که شده بودم ۲ سانت، چقدر التماسش کردم که عملم کنه اما نکرد.
(بقیه تو کامنت می‌ذارم.)

بارداری بارداری بارداری
مامان نورا مامان نورا روزهای ابتدایی تولد
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی با اپیدورال ( پارت ۲ )
دیگه رفتم خونه و سه روزی که تا زایمانم مونده بود رو شروع کردم به ورزش و پیاده روی روزی یک ساعت و نیم پیاده روی میرفتم و یک ساعت هم ورزش کردم
روز زایمانم بدون درد رفتم بیمارستان معاینه کردن هنوز ۲ سانت بودم بهم گفتن از کی آبریزش داری گفتم آبربزش ندارم گفتن چرا کیسه آبت سوراخ شده😐 فکر کنم شب قبلش سوراخ شده بود که متوجه نشده بودم
ساعت ۶ و نیم صبح بستری شدم یه قرص دادن گذاشتم زیر زبونم و کیسه ابمو هم پاره کردن دردام کم کم شروع شد ولی شدید نبود یه کیسه آب گرم هم دادن گذاشتم رو کمرم دردام کم کم شدید میشد ولی بازم قابل تحمل بود مثل درد پریودی یکم شدید تر بدنمم شدید میلرزید که گفتن بخاطر سرمه چون سرده وارد بدنم میشه حالت تهوع شدید هم داشتم مدام استفراغ میکردم بعد یک ساعت یعنی ساعت ۷ و نیم باز معاینه کردن ۴ سانت شده بودم گفتن اگه ماما همراه یا اپیدورال میخوام بگم که گفتم هر دو رو میخوام اپیدورال بهم تزریق کردن ۵ دیقه بعدش همه دردام خوابید ماما همراهمم همون موقع رسید اولش چون یکم پاهام بی حس بود نمیتونستم پاشم ورزش کنم ماما همراه با روغن بچه پاهامو ماساژ داد بهترین قسمت زایمانم اونجا بود انگار همه خستگی بارداریم با اون ماساژه داشت خارج میشد😂 انقدرم ماما همراهم خوش اخلاق بود قربون صدقم میرفت خوراکی میزاشت دهنم اینا کلا خیلی خوب و مهربون بود بعد یک ساعت که بی حسی پاهام رفت از تخت اومدم پایینو ماما همراه بهم ورزش داد تا ساعت ۹ و نیم که تو واژنم احساس فشار کردم
مامان فندق.کوچولو مامان فندق.کوچولو ۱۵ ماهگی
#زایمان طبیعی ۲
من ساعت یک شب بستری شدم و درد هام با آمپول فشار شروع شد( که البته سرم هست ) ... من هیچ درد زایمانی نداشتم ودهانه رحم یک سانت بود و سر بچه به خاطر بزرگ بودن درست وارد کانال زایمان نشده بود ... تا صبح همه چی خوب بود بهم چند تا قرص دادن و چون کیسه آب سالم بود درد زیادی حس نمیکردم ... ساعت ۱۲ صبح پزشکم اومد و کیسه آبم پاره کرد و بهم گفت ۱۸ ساعت دیگه معلوم میشه طبیعی یا سزارین هستی اگه توی این زمان دهانه رحم ۴ سانت شد طبیعی و اگر نه که سزارین ... یکی از ماما ها بیمارستان بهم گفت اگه دوست دارم میتونه ماما همراهم شه و من هم قبول کردم ... و از اون موقع باهام ورزش های زایمان و کار کرد ، گل مغربی برام گذاشت که تا شب از یک سانت رسیدم دو نیم سانت ... چون من هیچ دردی از خودم نداشتم و همش کار آمپول فشار بود دوز دارو بردن بالا از دوز دارو رسید به ۲۴ قطره در ساعت هر ۵ دقیقه درد کل شکممو می‌گرفت و اصلا نمیتونستم بخوابم ... با کمک ماما حدود یک ساعت از ۹ تا ۱۰ شب خوابیدم ... از ده به بعد پاشدم دوباره به ورزش کردن ... یکی از ورزش ها که خیلی خوب بود مدل دسشویی ایرانی یا اسکات زیر دوش آب گرم بود که هم درد و کم می‌کرد و هم سر بچه یکم اومده بود پایین ... دیگه صبح شده بود حدود ساعت ۵ که باز معاینه کردن و شده بودم ۴ سانت اما دیواره رحم همچنان سفت بود. معاینه توی بیمارستان خیلی با معاینه مطب فرق داشت توی مطب پزشک با آرامش و آروم اینکارو میکنه اما تو بیمارستان ماما با وحشی گری این کارو میکنه تا دیواره رحم تحریک شه
مامان نیکان🥹 مامان نیکان🥹 ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
من نمیخواستم تجربه ام رو بزارم چون یکم سخت بود زایمانم گفتم باعث استرس نشه
ولی خب بعضی مامانا گفتن بزار…
خب اولش بگم من انتخابم زایمان طبیعی بود تقریبا از ۳۶ هفتگی ورزش و پیاده روی کپسول گل مغربی رو استفاده می‌کردم
از لحاظ ذهنی و تمرینات تنفسی اینام آمادگی کامل رو داشتم
یکشنبه شب ساعت ۱۰ و نیم کیسه آبم پاره شد
زنگ زدم به ماما عمران گفت ریلکس باش برو دوش بگیر ورزش کن زیر آب بزار بیشتر مایه ازت خارج شه من این کارار‌و انجام دادم ساعت ۱۱ و نیم رفتم بیمارستان با معاینه ۱سانت و نیم بدون درد بستری شدم
با آمپول فشار تقریبا ساعت‌های ۶ صبح دردام منظم شد و به ۲۰ دقیقه رسید
دهانه رحم ۲ سانت بود
درجه آمپول فشار و زیاد کردن پیاده روی ورزش نرم انجام میدادم و با معاینه تحریکی به ۳سانت رسیدم دردا شدید تر و با فاصله کمتر شده بود دیگه با التماس ماما همرام قبول کرد بیاد چون گفت زیر ۴سانت من نمی‌تونم زیاد کمکت کنم
فاز نهفتس و با تلاش خودت باز میشه
دیگه با کمک ماما بیمارستان به سه سانت نیم رسیدم بعد از کلی معاینه افتضاح دردناک🥲
ماما همراه اومد ساعت ۶ غروب و با همکاری اون با کلی تلاش ماساژ نقاط فشاری و ماساژ تحریکی و دوش آب گرم و کلی درد کشیدن و سومین سرم فشار به زود به ۵ سانت رسیدم
درخواست اسپاینال کردم مخالفت می‌کردند
نیافت امکان داره از اون دسته آدما باشی و روند زایمانتو کند می‌کنه یا کلا متوقف میکنه ولی من با التماس زیاد و خواهش فراوان ازشون خواستم چون دردام وحشتناک شده بود و فاصله اش ۳دقیقه بود ….
.