مامانا اومدم از تجربه خودم بگم اشتباه منو انجام ندین من هفته پیش یهو تصمیم گرفتم پسرمو از شیر بگیرم تلخک زدم دوبار اومد سمتم دیگه نیومد خیلی بچه خوش اخلاقی بوده خودش با خودش بازی می‌کرد و خودشو آروم میکرد ۲ روز اصلا بهش شیر ندادم تا اینکه تب کرد اونقدر تبش زیاد بود که فقط شیاف میزاشتم شبا بهش شیر میدادم به گفته شوهرم و مامانم و خیلی مامانای گهواره که شبا اشکال نداره خلاصه عادت کرد انگار داغ دلش تازه شد بماند چقدر واسه تبش اذیت شدیم تا دیشب اونقدر جیغ کشید اونقدر گریه میکرد که نگو می‌چسبید بمن که جی جی تا حالا این شکلی ندیده بودیمش مامانمم چند روز اومد کمکم بس که پسرم جیغ می‌کشید و گریه میکرد انگار واقعا شیر من براش مخدر بود و داشت ترک میکرد چون نفخ شدید اسهال و تب داشت خداروشکر امروز بهتره سعی میکنم جلوش دراز نکشم ..خلاصه یهو بچه رو بگیرین بچه رو دو هوایه نکنین مث من ..دیشب کلی مسکن خوردم و کمرم و چرب کردم بخاطر این چند روز بدنم داغونه بچم بغلم بوده و فقط جیغ و گریه هیچی هم نمیخورده خداروشکر امروز انگار بهتره ...واقعا دخترم سر شیز گرفتن فقط یک روز اذیت شد و منو اصلا ادیت نکرد

۸ پاسخ

خب عزیزم مگه تدریجی از شیر نگرفته بودیش با روش ۴در۴؟

بچه ها بعد ول کردن شیر ی حالت افسردگی دارن چون مامن امنشون ازشون گرفته میش
اون شیر و سینه همچی بچست تواون سن چون از نوزادیش بوده
اگ وابستگی کمه بهتره تدریجی گرفته بشه من نتونستم حقیقتش یهو گرفتم گفتم بو شده
دختر من دوهفته طول کشید برگرده ب روال خودش

دختر من انقد خانم بود از وقتی از شیر گرفتم دقیقا سه هفته س
دیو دو سر شده فقط بتونه میگفت گریه میکنه، سر کوچکترین چیز
نه دختر منم مریض شد بخاطر دوری از شیر بود
اما سر پوشکش انقد راحت جدا شد دقیقا فردای روزی ک از شیر گرفتم
حتی تو خوابم میگه اما هنوز اثرات جدایی از سینم هست

ویروس گرفته بود تب واسهال شده خیلی بده پسرم گرفت بعدش من ..یه دفعه روش جواب نداده کم کم بگیر

آخی بچه خیلی بهش فشار اومده براش جایزه بخر چیزی که دوس داره

تلخک مباید میزدی.من مو چسبوندم با عصل دگ نیومد خودش.دومین شب اذیت کرد و تمام.

منم پسرمو وقتی از شیر گرفتم چنان اسهال استفراغ گرفت یادم میاد گریم میگیره با این که پاییز بود

مرسی که ب اشتراک گذاشتی شاید بخاطر اون تلخک بوده مریض شده
من حالا شروع کردم تدریجی دارم میگیرم امروز روز دوازدهمه

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
پارت اول
سلام مامان ها
می‌خوام از یه تجربه بگم از راهی که خیلی ها سردرگم هستن که برن.
یا نرن
من قبل از اینکه دخترم رو از شیر بگیرم اینجا سوال پرسیدم
بعضی ها در حد چند کلمه جواب دادن و نتیجه نگرفتم کامنت ها رو
خوندم و بعضی ها خیلی خوب راهنمایی کرده بودن خلاصه من زیاد اهل پیام گذاشتن نیستم فقط چون خیلی زجر کشیدم این چند روز
خواستم اینجا بگم شاید کمکی به بعضی از مادرها بشه
دختر من از ساعت دوازده شب که موقع خوابش بود تا دوازده ظهر که بلند میشد دو ساعت دو ساعت شیر می‌خواست گاهی یه ساعت به ساعت نه با آب نه با سرپا دور دادن آروم نمیشد بخاطر اینکه باباش غر نزنه سریع مجبور میشدم شیر بدم
سعی کردم صبح ها ۹صبح که برا شیر بیدار میشه دیگه ندم که بلند بشه ولی باز چشم بسته گریه میکرد و شیر می‌خواست وقتی بلند میشد هم صبحونه نمی‌خورد و بسیار بد غذا بود .البته تا اردیبهشت که پیش مامانم بود و من سرکار بودم بهتر بود
تابستون که کنارش بودم بدتر بدغذا شد و طلب شیر میکرد
منم مجبور بودم بخاطر اینکه مهر باید برم سرکار و دیگه نمیتونستم از شیر بگیرم و بدغذاییش ازارام‌میداد شوهرم هم یا سرکار بودو وقتی خونه بود خیلی باهاش بازی نمی‌کرد و به این خاطر نمیتونستم رو اون حساب باز کنم و
تصمیم به گرفتن شیر کردم اونم موقع ای که شوهرم شبکار باشه و آرامش بیشتری باشه واونم بد خواب نشه و غر بزنه
فقط هم شیر خودم رو میخورد
طبق تجربه یک یکی از مامان ها آبلیمو زدم لب زد دید ترشه و چند دقیقه بعد دوباره امتحان کرد و دیگه اصلا سراغش نیومد
یکم بی قراری کرد و خوابید دوبار تا صبح بیدار شد و گریه کرد
روز دوم خونه مامانم خواهر زاده هام پیشش بودن خوب بود