۸ پاسخ

والا امروز داشتم با خواهرم میرفتم برای سونو رشد بچه به شوهرم میگم تو دوست نداشتی جای خواهرم بیای سونو ؟ میگه نه من لگداشو هر روز دارم میبینم دیگه😂 سرشااااار از احساسه همسرم🤣🤣

همسر من ک بیش از حد ذوق داره
هرکار میکنه میگه برا پسرم 😂
اینقدر ذوق داره ک خدا میدونه😂🤦🏻‍♀️
شکمم با تکوناش تکون میخوره اون بیشتر ذوق میکنه تا من 😂

نه همسر من خیلی ذوق داره
از سرکار ک میاد شکممو میبوسه
وقتیم ک سرکاره همش پیام میده مواظب فندق من باش

شوهر خیلی موافق بچه نبود اول میگفت تا ۵ سال بچه نیاریم بعد به اصرار من که سنم بالا میره معلوم نیس بشه نشه،بعد ۲ سال بچه دارشدیم خیلی نگران بودم ک شوهرم نتونه ارتباط بگیره اما بچه که اومد هرروز وابسته تر میشد الان شب خسته میاد ولی حتما باید با دخترم بازی کنه و خونه رو میزارن رو سرشون و دخترم ۸ سالشه و تپله اما میذاره رو پشتش بغلش میکنه راه میبره

شوهر منم خیلی ذوق داره خییییلی هم مراقبمه و مسئولیت پذیر ولی اونجوری ک ما حس مادر بودن داریم اونا حس پدر بودن ندارن همسرم میگه بخاطر اینکه تو شکمه توعه و هروز حرکت هاشو و وجودشو حس می‌کنی

شوهر من میترسید به شکمم دست بزنه میگفت میترسم یه موجود زنده تو شکمته
وقتی بدنیا اومد 😍😍😍وااای نفس باباش شده

منم همین مشکل و دارم بنظر منم الان نمیتونن درک کنن مثل ما چون چیزی حس نمیکنن از یه ور هم انقد به مسائل دیگش فکر میکنن ذهنشون درگیر میشه نمیتونن خوشحالیشونو خوب نشون بدن

والا شوهرمنم همینه میگه بذار بیاد ببینمش تا ببینم چی میشه😂😂😂😂

سوال های مرتبط