سلام حالم خیلی بده ذهنم خیلی درگیره آخرین باری که شب تونستم بخوابم یادم نیست:»
امشب زنگ زدم مادرم که فردا بچه هامو بگیر می‌خوام پسرمو ببرم کاردرمانی داد میزنه میگه اونو ولش کن اون عقب موندس اون ملوله الکی خرجش نکن انقدر اینارو میندازی میری آخر اینام عقب مونده میشن :» من چیزی زیادی ازش خواستم انقد به بچه من توهین کرد ؟ منم گفتم مامان من دیگ مادری ندارم توام دیگه دختری نداری یکبار نشد بگی دخترم غصه نخور خوب میشه همیشه قلبمو شکستی و گوشی و قط کردم اومدم به شوهرم گفتم من می‌خوام فردا بچه رو ببرم اونم داد و بی داد کرد تو خری یا خودتو زدی به خریت من پولی ندارم که بخوام خرجش کنم:»
کاش حداقل یک پدر درست داشت بمیرم برای بچم خوبه که حداقل نمی‌فهمه :»
میخواستم داد بزنم بگم تو خری حیووون بچتههههه یکمممم تلاششش کن من مردم انقد حرص خوردم ولی نشد که بگم من چیکار کنم من تنهایی از پسش برنمیام من هیشکیو ندارم من دارم زیر فشار لههههه میشم همش فکر میکنم گازو باز بزارم هممون باهم بمیریم :»
ولی اگر من بمیرم پسرم زنده بمونه چی با پسرم زنده بمونه من بمیرم چی؟ خدایا ازت معجزتو می‌خوام همه منو ناامید میکنن ولی من امیدمم به خودته :»
میشه برام دعا کنید برای پسرم :»
نی نی
شیرخشک
پوشک

تصویر
۲۱ پاسخ

پسر گلت چن سالشه عزیزم؟

ب حق ابرو حسین خوب میشه گلم نگران نباش توکل کن بخدا ....ختم بزار حاجتت رو از خدا بخواه درس میشه
هدیه خداس این بچه در ضمن این بچه با میل خودش ب این دنیا نیامده پس حالا که باعث بدنیا اومدنش هستید در قبالش مسئولید نهایت نگهداری بکنید.
این بچه ب تو بیشتر ب تو نیاز داره تا اون بچه های دیگه گلم....انشالله که همین نیمه شعبان خود اقا امام زمان شفا میده.الهی امین

الهییی 🥺🥺

بمیرم برات😭😭 چقد سخته تنهایی کاش اگه شوهرتم خوب نبود خانوادت ب فکرت بودن یه آدم چقد میتونه سنگدل باشه
من وقتی میرفتم کاردرمانی دخترمو میبردم روزی۴۵ تومن بود کل هزینه۲۰ جلسشو بابام داد هرچند من الکی بردم و دکتر،بعدی گفت کاردرمانی سمه براش

سلام عزیز دلم الهی بحق امام زمان معجزه اتفاق بیفته پسرت خوب بشه همه این آدما ازت خجالت بکشن که دلت و شکستن حتما از ته قلبم برات دعا میکنم توام مثل خواهرمی خدا کمکت می‌کنه خیلی مهربون🥺🫶

به حق این ماه عزیز خدا عیدیتو بعد انشالله هرچی زود تر خوب بشه خبر خوب شدنشو ازت بشنویم

اون سه طفلی که آوردی رو دنیا به یه مادر پر انرژی و سالم نیاز دارن
استقامت کن.
تو صحبت هات که متوجه شدم هنوز پذیرش زندگیت نکردی
خودتو وفق بده با شرایطت گ
خونتون تبدیل کن به یه محیط سالم مطمئن باش رو بچه هات هم اثر داره

کاش هم محله ای بودیم میومدم پیش بچه هات
الهی بحق مظلومیت بچه فرجی کن
عزیزم تونم اعصاب خودت خورد نکن میدونی که مادرت قبول نمیکنه دیگه هیچ وقت زنگش نزن برا ای کارا.
بنظر من کمی بچت بسپر به شوهرت اینجوری که میگی خیلی‌ بی مسئولیت هست
اگه می‌دونی که هیچ راهی نداری برا کلاس و درمان برو تو یوتیوپ کلیپ های آموزشی ببین عالیه همه چی هست خودت تو خونه با بچت کار کن راحت تره

نمیخوام دخالت کنم قصد بدی ندارم ولی چرا بچه دوم اوردی

خدایا خودت کمکشون کن❤😔

سلام عزیزم من با خوندنش بغضم گرفت و خیلی ناراحت شدم
راستش حلالم کن نمی‌شناسمت ولی تو دلم گفتم تو که میدونستی با همچین شوهر نفهمی ببخشید طرف هستی چرا یه بچه دیگه آوردی که هم حالا خودت عذاب بکشی هم اون بچه ...ولی خب ببخش واقعا دست آدم نیست از ذهنش رد میشه
اما اگر فکر میکنی کمکی از دستم برمیاد بگو بتونم حتما کمکت میکنم
بنظرم منت اینا رو نکش خودت اگر پس اندازی طلایی چیزی داره بفروش

چ دنیای بی رحم و سنگدلی .خدا اجر صبوری تو بده و ب دلت نگاه کنه

عزیزم یکم از اینترنت کمک بگیر الان ک همخ چی شده هوش مصنوعی جت چی پی ..اینا ..منکه ندارم ولی تو کمک بگیر

سری پیش بهت گفتم دیگه سمت خانوادت نرو چرا باز زنگ زدی
ولشون کن

دوست عزیزم واقعا شرایط خیلی سختیه
خدا بزرگه کمکت میکنه ایشالله همه چی روبه راه میشه

وای خدای من چقدر دلت شکسته حق میدم بهت 😞😞طاقت بیار بخاطر بچت اون حقشه یه زندگی خوب براش بسازی بخاطر اون حالتو خوب کن

پسرت چه مشکلی داره عزیزم؟ چندسالشه
چندتا بچه داری

عزیزم.نمیدونم چی بگم 💔چرا بعضی آدما انقد بی رحم شدن💔💔

عزیز دلم ب حق این شبا ب ارزوت برسی ..چقدشه گل پسرت

وای الهییی بگردم ....کااش نزدیکم بودی میاوردی پیشم ...ایشالله ک معجزه بشه ...منم کم میارم بعضی وقتا از خدا گله و شکوه میکنم

عزیزم از ته قلبم برات دعا میکنم همچی درست بشه

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۹ ماهگی
امروز روز دختره و شوهر الدنگ من بجای اینکه الان برای دخترمون یه خاطره قشنگ بجا بزاره رفته برای ف.احشه تمام هزینه ها و خاطراتشو میزاره دیگه حوصله نفرین ندارم چون انگار روی اون اثر ندارم چون هر وقت میاد انقد شاپور شنگوله که انگار من اینجا نشستم براش آرزوی خوشی تلاوت میکنم..صبح برای اورژانس اجتماعی زنگ زدم حرفامو زدم بهم آدرس بهزیستی رو داد گفت قبولت میکنن فقط هی اینو تکرار میکرد می‌گفت اونجا بری گوشیو ازت میگیرن دیگه حق بیرون اومدن نداری درو روت قفل میکنن راضی هستی اینطور زندگی کنی الان که فکر میکنم یجور مثل زندانه اما زندان خوشتره برام از این زندگی...
شوهرم که هنوز نیومده امروز صبح برای مهد دخترم به مادرشوهر و گفتم ببرتش و دخترم مثل همه روزایی که قراره با کسی غیر از من بره مهد چشای قشنگش اشکی شد و من اون لحظه به این فکر کردم چطور دختر پنج ساله ام بدون من تاب بیاره لعنت به شوهرم که میدونست قراره همچین کثافتی بشه و از من بچه آورد که من باید تموم غما رو به تنهایی به دوش بکشم لعنت بهش...
و پسرم که پنج ماهش شده و من اصلا نفهمیدم چطور بزرگش کردم اصلا عکس ماه‌گرد نداره پسر قشنگم😔 برعکس دخترم که همش ازش عکس می‌گرفتم و اونا رو میبینه و ذوق می‌کنه اما پسرم چی !!!اون چند تا عکسی هم دارم باور میکنین دخترم میگیره من شرمنده بچه هامم ایکاش خدا زندگیمو درست میکرد و من کنار بچه های قشنگم می‌بودم که الان مجبور نشم تو طول روز و شب فکر کنم با رفتنم چه برسر خودم یا طفل معصومام میاد ...تو رو خدا منو یجور دیگه دعا کنین تو نمازاتون دعام کنین خواهش میکنم...راستی من اهل نماز نبودم دارم نمازمو شروع میکنم شاید قلبم آروم گرفت شاید...