۲۲ پاسخ

مامان لنا، شما پس شوهرت کمکت میکنه!
شوهرت اگه ساعت ۸ میاد که خیلی خوبه، شوهر من ساعت ده میاد، من به همونم راضیم
فکر میکنم به این کمکیا عادت کردی، یکمم به فکرشون باشی بد نیست، اونام خونه زندگی دارن

من از‌صبح‌تاشب
شب تاصبح خودمم‌تنهام تازه یه دختر ۴سال نیمه دارم‌شوهرم‌از سرکار بیاد میخابه تازه من بچه بغلم‌کارامم‌میکنم کلا حتی بچه‌رو‌بغل نمیگیره چندروز یبار مثلا اونم‌گریه کرد سریع میدش‌به من.ینی‌من کارای خونه و‌بچه داری کلا‌رو‌‌دوش‌خودمه حتی کمک‌مامانمم ندارم همزمان بچه شیرمیدم غذا میپزم ب‌دخترم‌صبحونه میدم آماده ش میکنم بره مهد‌

مردا چه هار شدن

کمک بگیر وقتی مامانتینا هستن ولی بعد واکسن یه هفته معمولا نیاز نیست. مشکلی به اون صورت پیش نمیاد. من که اومدم خونه خودم تنها بودم

بچه رو بنداز گردن خودش
تنها راهش همینه که یکم از سختی های بچه داری رو بفهمه

اخ ک این مردا کاش یکم شعور و درک داشتن
منم بهش گفتم برا واکسن میخام برم خونه مامانم اینا بمونم اونم یک شب
ی جوری منو نگا میکنه 😒که تازه از خونه مادرت اومدی باز میخای بری

خودش نمیتونه یک لحظه جای شما باشه ..

خب میتونه بیاد خودش، بچشو جم کنه دیگه
انگار چی ازشون کم میشه بار همه چیز رو دوش زنه زر زدنا مال شوهرا

کلا زندگی و بچه داری برای مامان اولی سخت و طاقت فرساست نیاز به همکاری هست من با شوهرم تا صبح با کولیک هیراد بیدار بودیم عین معتادا شده بودیم 😄

والا پسره من رفت چهار ماه هنوزم بدون کمک شوهرم سختمه وقتایی که میخوام برم بیرون یا حوصله ندارم میگیرش تا دوماهم‌خودش شب بلند می‌شد شیر میزد براش الانم ظهر و شب ازش کمک میگیرم

عزیزم مردا همشون همینن
مثلا من به شوهرم گفتم امشب بچه ها نصف شبی پا شد با خودته آرومشون کنی و بخوابونی گفت‌ باشه
من ساعت ده اینا دخترامو خوابوندم روپام بعد ورزش و حموم اینا ساعت یک شیاف گل مغربی گذاشتم
الان بچه بیداره پاشدم دارم میخوابونمش 😵‍💫

چ بی درک

اصلا بگو زندگی خودمه به کسی مربوط نیست😏

اشتباه از خودته ،شبا رو بده بهش تا بفهمه بچه داری سخته ،شوهر من ظهر میاد خونه یکی رو نگه میداره ،ظرفی باشه می‌شوره و بعد می‌ره ،شب هم دختر بزرگم یکی از قلها رو خودش میخوابونه یکی هم من میخوابونم

ولشکن گوش نده بهش برو به نظرم بعد واکسن چون تا چندروز خیلی بیقراره بچه کم میاری من که واقعا یه دورم بعد واکسن افسردگی گرفتم فردا هفت روز میشه واکسن زده پسرم تازه یکم بهتر شده😩😩

بخدا انگار شوهر منه چقد بی درکن اینا خداااا

دقیقا من تا دوماهگی اصلا تنها نبودم خیلییی کم واقعا واقعا سختهههه
برای واکسن دوماهگی هم دو روز خونه مامانم بودم تا خوب شد بعد اومدم

اهمیت نده بهش کار خودتو کن

بگو تا وقتی که تو یادبگیری تو بچه داری کنم کنی
من نمیرم خونه مامانم ولی توهم بااایددد شبو تا صبح پا به پای من بیدار بمونی

یعنی هنوز خونه مامانتی؟

اره خوبش کردی. ابن مردا جای کمک طلبکارانه حرف میزنن

مردا همشون همینن

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۱ ماهگی
بچه ها، در نمیدونم ترین حالت ممکنم.
دو سه هفته س خونه م نرفتم شوهرم داره لباسای هفته پیش رو میپوشه شام و ناهار نداره، خودم یه هفته خونه مادرشوهرمم یه هفته خونه مامانم...خلاصه که اسیرم.
ازون طرف به مامانم میگم بیا خونه مون هم من دیگه تا واکسن دو ماهگی لنا جایی نرم، بعد واکسن بیام خونه تو، هم محمد شبا پیش زن و یچه ش باشه( آخه خب خیلی خوبم‌نیست مرد همه ش از زن و بچه ش جدا باشه) هم من به کارای خونه میرسم...نمیاد...ازونور تنها هم باشم لنا تازه دل درداش و اذیتاش شروع شده من یکیو میخوام که یا بچه رو نگه داره یا شام و ناهارمو درست کنه...خونه مامانمم که برم نهایتا یه هفته میتونم بمونم بعد شوهرم غر میزنه که بریم خونه(شوهرم شب دو سه ساعت میاد سر میزنه به بچه و میره)
واقعا نمیدونم چکار کنم.
به شوهرم‌میگم یکیو بگیر هفته ای یه بار بیاد خونه رو تمیز کنه اندازه یه هفته برام غذا درست کنه بره، میگه نمیخوام غریبه بیاد خونه م..نمیدونم چکار کنم واقعا.. گیر کردم