۲۱ پاسخ

دقیقا مام اینجوری بودیم ولی تا بچه گریه میکرد سری پا میشد
روزای اول واقعا ب بغل اینا نیاز داشتم چون ۱۰ روز اول اندازه کل ۹ ماه بارداری ازیت شدم دیگ بعد اون اومدم خونه بابام بغضی بودم منم روم نمیشد تو پیام بحثو انداختم همه چی تو دلم بود گفتم بهش ک مثلا من اون لحظه ب ی بغل ساده نیاز داشتم و ... خودش معذرت خواهی کرد گفت ببخشید کم گذاشتم خلاصه شمام پیام بده

ستایش من تا دوماه بعد زایمانم رابطه نداشتم نمیومد سمتم

ما از مان تولد ایرلن تا الان که نزدیک چهار ماه میگذره کلا ۳،۴بار رابطه داشتیم
از زمان دوستیمون تا الان همیشه بجز یکی دوبار من پیش قدم شدم برای رابطه ولی کلا میگم یکی دوماه اول مامان بابا شدن انقدر تغیرات تو سبک زندگی و هورمون ها و دغدغه های فکری جدید بوجود میان که انسان بطور خودکار خیلی کمتر به مسائل جنسی فکر میکنه.
مخصوصا الان که اخبار انقدر آشفته ست..
اون شب به همسرم میگم ما دوماهه کنار هم میخوابیم،همو میبوسیم بدون اینکه به بدن هم دست بزنیم... جفتمونم میدونیم ولی انقدر با ناراحتی و ذهن خراب میخوابیم که اصلا یک سر سوزن ذوق و انگیزه مسائل جنسی نمیمونه برامون

چراغرورت اجازه نمیده مگه غزیبس شوهرته

اوایل اینجوریه‌دخنررر ما بدتر بودیممم به مرور خوب میشی صحبت کن پیش قدم شووو اشکال ندارع 😂😅

🤣🤣🤣🤣🤣همه همینیم

عاديه عزيزم
منو همسرمم بوديم
ي تايم همينطوري ميگذشت تا ديگه ي روز بد دعوام شد باهام

اون مراعاتمو ميكرد ميديد خستم سمتم نميومد
من فك ميكردم نسبت بهم سرد شده
تا ي روز قشنگ نشستيم باهم صحبت كرديم مشكلمون حل شد

ما خانومام بعد زايمان هورمونامون عوض ميشه زود رنج ميشيم
كاملا دركت ميكنم
ولي بشينيم باهم صحبت كنين

عادیه عزیزم
منم همش میگفتم از وقتی شاهان اومده دگ مث قبل نیستیم
اما وقتی فکر کردم
دیدم هم خودم درگیر بچه و بچه داریم
هم اون کار و بچه نمیزاره
اما بعد چن روز بعد بدنیا اومدن درست شد خداروشکر
این اختلال هورمون هم هست
ب دل نگیر درست میشه
الان زندگی فرق کرده با وجود پسرت
حساس هم شدی
اما درست میشه
سعی کن تو هم نزدیک بشی
چون رابطه زن و شوهری میدون غرور و جنگ نیس ❤️🤍

وااای تو چقدررر منی
ماییم دقیقا همینیم درحالیکه قبلا بیسچاری تو بغل هم بودیم

ببین عزیزم من شوهرم حلاااک رابطه بود قبل حاملگی اگه ما یشب رابطه نمیداشتیم تو خونمون قوقا بود تو حاملگی نتونستم زیاد رابطه داشتیم بعد زایمانم تا دیشب رابطه نداشتیم شوهرم عصبی شده بود دیگه به حرفم نبود یه هفته خونه خودم رفتم هرشب میرفتم حموم پیشنهاد میدادم میگفت ن خستم حوصله ندارم خیلییی فکرم درگیر بود دیشب بچمو گزاشتم پیش مامانم رفتم خونمون خودم پیش قدم شدم اولش یکم سرد بود بعد خیلییی همراهی میکرد باهام بعد رابطه تمام اخلاقش عوض شد خیلییی خوب شد ببین منم خجالت میکشیدم حالم بد بود افسردگی داشتم کلی می‌پریدم ب خودمو خانوادم میدونی مرد یکم حس حسودی داره شوهر منکه به هیراد حسودی میکنه حسابی😂😂

شب برو نزدیک کنارش بخواب دست بکش بهش🤣 خودش بلند میشه دیگه بقیه کارا رو بسپار ب شوهرت
وقتی بلند بشه دیگه اون نمیتونه بخوابونه تا کارشو نکنه

شوهرمنم همینه
میدونم سرد نشده ازمن
ولی سمتم نمیاد
تازه بچه سومم میخواد!!
ما ی جور افسردگی بعد زایمان میگیریم
اقایون بعد پدرشدن ی مدل دیگه دپرس میشن
شوهرمن تازه تازه یادگرفته با پسرش چجوری بازی کنه!

درخواست میدی داشته باشمت گلم

بهش پیام بده روت نمیشه روبرو صحبت کنی ببین چی میگه

عادیه

ما هم همونجوریم خواهر حالا حداقل شما پیش هم میخوابین
منو پسرم روی تخت میخوابیم
همسرم روی زمین اونور پذیرایی میخوابه از ما دور

باهاش صحبت کن برو سمتش شاید اون بهت نیاز داره اگ دیدی بازم سرده باهاش صحبت کن

برو نزدیکش شو😂😂😂😂غرور و بزار کنار

چرا عزیزم؟؟چیزی نمیگه خودش
تو هم ب فکر بچه باش هم همسرت بعد زایمان سردی هست کلا مردا فک میکنن خانما ب فکر بچن فقط

بزاربچه رو پیش مادرت برید بیرون بعدش برید خونتون 🙃

عادیع همه همینجوری هستن . باید خودت بری سمتش اگ میخوای بینتون گرم تر بشه

سوال های مرتبط