۱۴ پاسخ

نگو اینجوری فکر کن میخاستی و خدایی نکرده نمیشد هرکاری میکردی اون وقت دعا مبکردی صدها بار بالا بیاری فقط بدونی ک تو ام لایق مادری هستی و بارداری رو تجربه کنی به عنوان یه زن
حتلت طبیعیه میفهممت به خاطر هورمونای بهم ریختته ولی ناشکری نکن اینکه بار دار شدی شکر اینکه بچه سالمه شکر وجودشو شکر
مبدونی چند نفر تو حسرت ی بیبی چک مثبت یه حالت تهوع یه حس مادر شدنن
میدونی چننننددددین نفررر تو نوبت ای وی اف و ازمایشگاه و دردسراشن و با اون همه امید و هزینه و برو و بیا و داروهای هورمونی سر ماه پریود میشن و از زنده بودن سیر میشن؟

عزیزم درسته خیلی اذیت میشی به این فکر کن قرار بغل بگیریش باهاش بازی کنی ببریش بیرون قراره باهاش ایند اتو بسازی بدنیا بیاد خیلی شیرینه با هرچی سختی قراره راه رفتنشو ببینی لباسای قشنگ تنش کنی به بعدش که قراره برات شیرین بازی در بیاره فکر کنی این سختیا برات شیرین میشه

آرزوی عزیزززززززم...🥺😔 حق داری حق داری حق داری
هیچکس جای تو نیس حتی ماهایی ک بارداریم نمیتونیم قضاوت کنیم
اما فقط میتونم بگم منفی فکر نکن انشالا یه نینی سالم ک اصلا اذیتت نکنه جوری ک این روزارو بشوره ببره ...💗💙
والا منم همینم نمیگم پشیمونم اما راضی ام نیستم عین قبل ! سر جنسیتم که واقعا هنگم تازه تازه دارم یه کوچولو کنار میام .
خانمایی ک میگن تهوع ۱۲ هفته تمومه من سه ماهم تموم شد چند رو یه وارد چهار ماهم هنوزم همووونم لعنت بهش اصن امید ندارم قطع شه تا اخر اگ شانس گه منه تا ۹ ماه همینم🤦‍♀️

عزیزم منم شرایط تو رو دارم
حسرت یه لیوان آب و چایی به دلمه تهوع با قشار شدید ، خونریزی مرری… ولی خوب این تصمیمه که خودم گرفتم باید پای همه چیش وایستم‌!
اون بچه به خواست من به دنیا اومده من خواستم که بیاد اون خیلی معصوم و بی گناهه🥹
تازه شاید این روزا سخت بگذره ولی یه دو بار که به رومون بخنده یادمون میره 🥹
آروم باش ناراحتیات به خاطر فشار بدنی و تغییرات هورمونیه به دنیا که بیاد واسه خر نفسش قرار جونتو بدی 🥹💚☘️

عزیزدلم سه ماهت تموم بشه تموم دیگه بخدا من شب تا صبح نمیتونستم بخوابم تا خود صبح فقط عوق میزدم
چرا بدبختی این همه آدم تو حسرت بچه هستن ببین تو چقدر خوشبختی که خدا این هدیه رو بهت داده
من از وقتی وارد ۴ ماه شدم دیگه انگار نه انگار همون آدمه سابقم خیلی حالم خوبه توام کم موندی

من که هیچکاری نمیتونم بکنم تقریبا
خیلی چیزا اذیتم میکنه
همش بو میاد
از یه طرف غذاهایی خودم درست میکنم بنظرم بدمزن
یا خونه مادر همسرمم یا خونه مادرم
تنبل شدم نمیتونم کار بکنم
اما دیگه باید این شرایط رو بخاطر وجود بچه عزیزم بپذیرم😁

سلام منم حالت تهوع دارم مدام یعنی باید هر روز قرص بخورم مخصوصا شبا
شبایی که قبل خواب مسواک میزنم صبحا خیلی حالم بهتره شما هم امتحان کنید
من کلا دل درد و یبوست شدید دارم و معدم همش ترش میکنه میسوزه غذا زیاد نمیتونم بخورم
یه راهکاری هست برای کسایی که خیلی حالت تهوع صبحگاهی دارن من امتحان کردم بهتر شدم
صبحا که بیدار میشید سعی کنید حتما یه چیز خشک بخورید خیلی خوبه قشنگ حالت تهوع رو کم میکنه و سعی کنید تا دو ساعت مایعات نخورید مگر اینکه قرص داشته باشید و اینکه اگر خواستید مایعات بخورید سردش خیلی بهتر از گرمشه چون گرم باعث حالت تهوع بیشتر میشه

شما هنوز نمیدونی با هزار امید اقدام کردن و هرر بار سر ماه پریود شدن چ دردی داره بدتر از هزار تا تهوعه
اون لحظه ای ک دکتر بهت میگه نمیشه شما یا همسرت بیماری چه دردددددی داره که تهوع پیشش هیچه

من انقد دل درد کمر درد تهوع خلقو خوی حساس و زودرنج پبدا کردممم
ولی هر بار دستمو میذارم رو شکمم میگم‌مامان وجودتو شکررر بالا رو نگاه میکنم میگم خدایااا بزرگیتووو شکرررر هدیته تو شکررررر

من امروز با سردرد شروع شد رفتم سرم زدم ولی بازم سرم درد میکنه خسته شدم از ویار حالم خیلی بده از همه کس و همه چیز بدم میاد ی بچه 3 ساله ام این وسط دارم.🥲🥲😭😭ک نمیتونم بهش توجه کنم
از معده درد بد غذایی دماغ حساس حالت تهوع ک نگم
فقط گریه میکنم وقتی تنهام.


راسش منم ب اصرار خودم باردار شدم
تو دلم وحشت دارم
ناشکری نمیکنم ولی ی حس پشیمونی دارم
نمیدونم شاید چون حالم بده
حس میکنم دنیا ب اخر رسیده
دیگه قرار نیست من حالم خوب بشه
منم خیلی حالم بده
😭😭😭😭😭😭
امروز میخاستم ب دکتر بگم سرم درد میکنه بغضم پر شد
میخاستم زار زار بشینم گریه کنم
حالا با همه این تفسیرها
ی هماتوم گنده ام دارم
ک باید شیاف بزنم


از شدت معده درد 3 روز نزدم
تا یکم آرومتر بشه معدم

😭😭😭😭😭😭
دلم میخاد چشام ببندم باز کنم 30 مرداد باشه


😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

به حرف اون ادمای انرژی منفی که میگن صبر کن بیاد بد بختی شروع میشه هم توجه نکن
هر بچه های اولش سخته بعدش میشه ته لذتای دنیا
از زایمان طبیعی ک سخت تر نیست میگن بچرو میبینیم دردا همون آن یادمون میره
قرار نیست همه مثل هم سخت باشه هم دورانشون شاید برای شما ده برابره اونا اسون
بود
هزار شب بی خابی فدای ی تار موی اونی که قراره بشه نور خونت قراره سرو صداش تو خونت بپیچه عزیزه من

طبیعیه جاری منم همین بود برادرشوهرم رو نفرین میکرد قشنگ چون از دستش در رفته بود ولی ۱۶ هفته که شد انگار دوباره متولد شد حالش خوب شد خداروشکر

طبیعیه همش، بدترینش اینه ک فکر میکنن ادم داره لوس میشه،من مادرشوهر بیشعورم هر بار میگفتم حالم بده میگفت مادر شدن همینه دیگه😑😑😑
الانممیگه بچه نمیخابه سردرد دغرم و ... میگه بچه های منم همین بودن😑😑

منم مث شمام از شبو روزام متنفرم از همه چی بدم میاد لب ب هیچی نمیزنم فقد بالا میارم

سوال های مرتبط