۵ پاسخ

مامان کیاشا به چیزای منفی فکر نکنم که جذبشون میکنی سمت خودت. اضطراب جدایی تا ۳سالگی تو بچه ها طبیعیه. بچه خودش اضطراب جدایی داره بعد تو میخوای بزور جداش کنی؟ بدتر میشه که. چه اصراریه حتما جداش کنی؟ ۳سال به بالا که شد دیگه کم کم جداش کن

من برای همین مسائل ۶ ماهگی جداش کردم
چقدر اون تایم بعضیا نسخه پیچیدن برام که نکننننننن و فلان
ولی من راه خودمو رفتم و الهی شکر که شد
عزیزم تشک رو میتونی نیاری
پایین تختش بخواب
هروقت ۱دات کرد بگو من پیشتم تاخیالش راحت شه
و کم کم جدا شو

چرا به نفعش نیست؟ بخاطر حرف چندتا بلاگر میخوای بچتو اذیت کنی؟

نمیخابهههه ماهانم اینجوریه نصف شب باز میاد تخت ما منو بغل میکنه میخابه

چقد کند دیواری هاتون نااازه❤️🥹

سوال های مرتبط

مامان فسقلی👶 مامان فسقلی👶 ۱ سالگی
مامانامیشه نظرتونو بگید من موندم چیکار کنم ما از ۱۰ماهگی پسرم اومدیم اتاقش که به محیط اتاقش عادت کنه بعد بزاریم رو تختش،الان کف اتاقش ۳تایی میخوابیم چند بارامتحان کردم تو تختش نمیخوابه وابسته ی ماهم نیست که تو بغل بخوابه ولی باید پیشش باشیم پس فکر نکنم بتونم حالا حالاها جداش کنم یه ترسیم داره قشنگ متوجه ام ،مشکل من الان اینه ✅ خسته شدیم از رو زمین خوابیدن ✅اتاقش اصلا جایی واسه بازی نداره تختش و ۳تا تشک پهنه فقط یه راهرو پایین مونده ✅وسایل بازیش همه تو سالن ریخته ✅اتاق خودمون بلا استفاده مونده ✅اتاقش همش نا مرتبه همش بالشت و پتو ریخته ✅مشخصم نیست حالا حالاها بتونه تنها اتاقش بخوابه
حالا من موندم به همین روال زندگی ادامه بدم تا یک سال و نیم دیگه یا تختش و ببریم اتاق خودمون (اگه تختش و ببریم اتاق خودمون باید میز آرایشم و بیاریم اتاق پسرم )
اگه تختش و ببریم اتاق خودمون میترسم یه وقتی پیشش نباشم خواب تو چشش باشه بخاد بیاد پایین زبونم لال بیفته
اینقده پشیمونم که چرا همون ۶ماهگی نبردم بزارم تو اتاق خودش رو تختش 🥺🥺🥺
مامان رایان مامان رایان ۲ سالگی
سلام ظهر بخیر
مادر و پسر تازه از خواب بیدار شدیم و باورم نمیشه آنقدر خوابیدم ، رایان شب ها عادت کرده ۱۲میخوابه اونم با کلی مصیبت و صبح هم دیر بیدار میشه دلیل دیر بیدار شدن منم اینکه👇
پروسه ی رو تخت خوابیدن رایان با شکست مواجه شد 😑😑
بعد عید ک برگشتیم گفتم بذارمش رو تختش بخوابه منم پایین تختش رو زمین می‌خوابم ولی هی نق میزد من باید از سرجام پا میشدم ، آب میخواست ، پستونک میخواست ، یا چرخیدنی جاش کم بود گریه میکرد ، خلاصه عین زمان نوزادی من هر ساعت پا میشدم ، همسرم نمیتونست بخوابه دیگه گفتیم بذاریم رو زمین بخوابه و الان دو شبه رو زمین می‌خوابه دیگه گریه نمیکنه خداروشکر
و منم میتونم کمی بخوابم برا همون خسته ام و خوابیدنی بی هوش میشم دیگه 🙄🙄🙄
نمی‌دونم پس چرا این تخت رو خریدیم اتاق هم جا گرفته الکی 😬😬😬
کیا بچه هامون تو تخت می‌خوابن ، آیا مثل رایان مشکل درست میکنم یا نه قشنگ می‌خوابن ؟؟؟
دیگه اینم صبحونه ی دیر هنگام شازده که بخوره تا یکم دیگه نهار میدم بهش