۹ پاسخ

خیر خونه ما رقابته سر دارو خوردن هرکی زودتر بخوره 😁

دختر من عاشق دارو و قطره و اینجور چیزاست همیشه دعوا داره بهش بدم این از اینور بوم افتاده

پسرمن نوزادیاش قطره وشربت رو زیر زبون نگه میداشت غرغره میکرد ینی صدامیدادولی قورت نمیداد😂ولی الان ب هربهونه ای میخوادقطره وشربت بخوره میگه خوشمزه س

من شربت توقاشق میریزم چشمامو میبندم میگم فرشته مهربون بیا شربت توبخور دخترم زودتر میاد میخوره

نه دختر من میخوره خداروشکررر

ما مسابقه میزاریم و همیشه هم هامین باید برنده بشه
کلی فیلم بازی میکنیم تا بخوره
هزار نفر دهن باز میکنن تو مسابقه تا اقا دهنش رو باز کنه🤣

نه بزور میگه بلژم بده بخپرم🤣🤣

من یدونه کاکائو رو خیلی ریز خورد میکنم
هردفعه موقع دارو خوردن یدونه میدم بهش که دهنش مزه دارو نگیره
اینم یه دکتر گفت توی اینستا که میتونید انجام بدید

منم پسرم دارو رو بدش میاد بخوره ☹️

سوال های مرتبط

مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۳ سالگی
بچه ها میشه راهنماییم کنید،من سر باران واسه لباس پوشوندن و دارو دادن اصلا مشکل نداشتم همیشه باهاش حرف میزدم همکاری میکرد ،وقتی نوزاد هم بود مشکلی نداشتم اما سر بهار واقعا از تعجب دارم شاخ در میارم ،به شدت حساسه واسه کوچکترین چیزی که بشه گریه می‌کنه ،دیگه هر بار می‌خوام لباسش رو عوض کنم استرس میگیرم ،دارو هر وقت بهش میدم با بدبختی میدم هر چی بازی میکنم هر چی میخندونم فایده نداره آخر سر انقد جیغ میزنه و گریه میکنه صداش میگیره و به سرفه میفته ،حتی واسه آزمایش هم طرف اصلا آمپول رو بالا نیاورده بود که بزنه فقط دنبال رگ میگشت انقد گریه کرد که سیاه شد ،باران یه صدا میداد و تمام،واکسن که میزنم براش نور علی نوره ،از وقتی که سوزنو میزنن تا یکساعت بعد گریه میکنه و هق هق میزنه ولی باران انقد آروم بود بهداشتیا میگفتن خوشبحالتون چه بچه ی ارومی،تو پنج روزگی که تست خون ازشون میگیرن بهار انقد ترسیده بود اصلا خون در نمی اومد بمیرم براش بیست بار یارو رو زدن به پاهاش،اصلا خیلی خیلی بچه ی حساسیه ،بچه های شمام همینن؟راهکار دارید واسه عوض کردن لباس و دارو دادن؟