با اینکه من آدمی بودم که وزن بچه م اونقد مهم نبود واسم جوری که یکی میپرسید بچه ت چند کیلوعه دقیقشو یادم میرفت فقط حدودیش یادم بود(چون اعتقادم اینه نباید رو وزن بچه فیریک زد همینکه تو مراقبتها روی نمودار باشه باید وا داد دیگه)هنوزم همون اعتقادو دارما
اما امان از روزی که تو یه جمع بچگونه همسن و سالاش یهو حس کردم دخترم خیلی کوچولو و ریزه میزست از اون روز یه جرقه ای تو مغزم زده شد وای نکنه رشدش کنده نکنه خوب وزن نمیگیره نکنه من کم کاری میکنم بعد یهو پسرفت چند گرمی هم داشت بخاطر مریضی و دندونای آسیاب که چندتا با هم دراومدن دیگه من بدتر بهم ریختم
با فیریکی که زدم الان وزنشو جبران کرد و پیش رفت اما دوس دارم این وسواس فکریو از سرم بندازم خیلی آزار دهندست
اینم بگم دخترم وزن تولدش خوب بود و منم تو بچگی‌همسنش بودم از الانه یارا تپل تر بودم و همین چیزا هم به نگرانیم دامن زد و توقعمو برد بالا

#تغذیه و رشد کودک #سلامت کودک #شیرخشک #باراداری#زایمان

تصویر
۱۵ پاسخ

چیکارکردی خوب شد؟؟

چیکار کردی ک جواب داد جبران شد
پسرم استپ زده نمیدونم دیگ چیکار کنم دکترش ک میگه خوبه ولی اخه استپ

سلام گلم ایفون ۱۷ فیک یا اصل قیمت هم بگو

سلام مامانا خسته نباشید وای تو رو خدا یکی منم دلداری بده من بچم هنوز راه نیفتاد موقع ایستادن هم پاهاش پنگوئنی میزاه یا موقعی که راه میبرمیش پاهاش صاف نیست ضعیف هم هست سه ماه با زینک رسید به ۸و نیم کیلو قدش هم حدود ۷۵خیلی نگرانم همه غذایی هم براش درست میکنم معجون و عصاره قلم و هر چیزی بگید اما الان که زینکو قطع کردم اشتها نداره اصلا چیکار کنم

آخ آخ از حساسیت های ما مامانا🥴
منم رو قد حساسم خودم قدم بلند نیست ولی خانواده همسرم همه بلندن الان همش درگیرم قدش به من میره یا خانواده پدری🫣🙃🤭

برای من قدش خیلی مهمه
اونم هرکاری میکنم رشد قدیش خیلی کمه🫠

میگن نباید حساس بود ولی من نمیتونم حریف کمال گراییم که یه بچه تپل مپل میخواد بشم
خداروشکر خدا هم یار بوده و دخترم وزنش خوب بوده
ولی میدونم اگر مدل بچه باشه یا بد غذا مادر هرکارم بکنه نمیشه که نمیشه
خدایا خواهش میکنم به من بچه های بعدیم هم تپل مپل سالم و صالح باشن🥺😁
تو فامیل ما چندتا بچه داریم که لاغر و ظریف ان و میبینم مادرهاشون چقدر غصه میخورن🥺

خب چیکارکردی؟

همینکه دکتر سلن بگه همه چیش خوبه من راضی ام
بزرگ بشن همه اینا درست میشه نباید خیلی حساسیت نشون داد

فامیلای شوهرم پسرمو با بچه تو خیابون رد هم میشه مقایسه میکنن

منم وزنش برام مهم نیس اما تو جمع هم سن و سالاش ریزس

دقیقا خیلی حس بدیه من خودم مقایسه نمیکنم ولی خانواده شوهرم چرا
خودمم خیلی حساس شدم طوری که بردم دکتر دکتر باهام بحث کرد 😂 گفت بچت نرماله شما میخواین بگه چاق باشه بگین خوبه ولی الان برام مهم نیست مهم سلامت بچه است

اینارو‌ ولش کن خوشبحالت شکم نداری😭

برای فیریک زدن دیره
اینک رو وزن حساس باشی برای قبل یک سالگی، الان دیگ خبری از وزن گیری نیس، همین ک ماهی 300هم بره خدارو شکر باید کرد

اینک رووزن حساسم من ب شخصه بخاطر وزنش نی، بخاطر روند رشد وزن گیریه، اصلا مهم نیس وزنش چنده، مهم اینه ماهی رشدش حدااقلی رو رفته یا نه
الان دیگ بعد یک سال تمومه دیگه

هر چی حساس تر اوضاع بدتر

سوال های مرتبط

مامان گوجه گیلاسی مامان گوجه گیلاسی ۱ سالگی
دیگه گذشت و زردی برطرف شد و اینم بگم که امیررضا ۳۵هفته دنیااومد اما به لطف خدا دستگاه هم نرفت حالش خوب بود دیگه اومدیم خونه و تا ۶ماه خوب بود اسباب کشی کردم رفتم یه خونه جدید تازه یه هفته بود حابه جا شدم که یهو امیررضا تب کرد شربت دادمش شیاف گذاشتم داشت با باباش بازی میکرد یهو خواب‌آلود شد ما فکر کردیم خوابش میاد نگو بچه طفلی تشنج خفیف زد بعد ۳۰ثانیه هم برگشت سریع شد ساعت۱۲شب من نصف دیگه شیاف که از غروب مونده بود براش زدم اومدم رو پام گذاشتم برقا همه خاموش بادوستم چت میکردم یهو گفتم بزار منم بخوابم این بچه هم خواب هی حواسم پرت شد و چت کردم یهو رو پام یه تکونی حس کردم تازه میخاستم به دوستم بکم بچه باز بیدار شد نور گوشی انداختم رو صورتش که یاخدا بچه چشاش سمت پایین تشنج کرده جیغ زدم شوهرم بیدار کردم به بدبختی رسوندمش بیمارستان بستری کردن اون بیمارستان نوار مغزی نداشت بعد دوروز گفتن ببرین مطب خصوصی آقا مااومدیم با معرفی نامه رفتیم مطب دستمون خالی هزینه ویزیت نوار زیاد بود با منشی حرف زدیم خدا خیرشون بده کم کردن برامون دیگه نوازش خوب نشون داد حتی نگفت نوساناتی تو مغزش بوده اصلا گفت خوبه دارو هم نیاز نیست اما اگه تکرار شد فیلم بکیر برام بیار منم به دل خوش گفتم دیگه خوب شده هیچیش نمیشد گذشت تا۲۶روز خوب بود بچه روز عید غدیر بود حالش خوب بود. بدون هیچ مریضی رفتیم جشن و ملودی برگشتنی تو راه بچه خوابالو شد فکر کردم خوابش میاد اومدم رسیدم دم در کلید بندازم دیدم مثل یه چوب خشک تو دستم چشاش سمت بالا لرزش چانه وای خدایا منو میگی جیغ و داد همسایه ها ریختن پاهام رمق نداشت بکوبم تو در شوهرم بیاد دستام هم نمی‌گرفت کلید دربیارم
یچه#پوشک #شیر خشک