۲۰ پاسخ

عزيزم طفل معصوم بحق این شب عزیز زودی خوب میشه

انشالله خوب بشه بهش لباس قدمز بپوشون
نشون کسی نده بچه رو
بالا سرش تخم مرغ بزار تا ۱۰ روز بد اونو بشگن بیرون از اب کش هم میگن رو سرش پارچه بندازی یکم اب بریزی
خرافات نیست اینو مادرم امجام داده برامون

عزیزم خدا سلامتی بده
آبله مرغون سیستم ایمنی بدن رو قوی می‌کنه بدن بچه‌ در برابر بیماری و ویروس مقاوم میشه
از طرفی چون گل پسرتون تو زمستون آبله مرغون گرفتن عرق سوز نمیشن
ان شاء الله که راحت بگذرونید این دوران رو گلم

منم این روزا رو گذروندم سعی کن بهش خنکی بدی روزای اولم چون تب داره فقط تب بر بده هیچ داروی دیگه نده تب بر هم تبشو قطع میکنه هم دردشو آروم میکنه نترس جاشم نمیمونه فقط خنکی زیاد بهش بده

انشاءالله که بهتر میشه .
هفته اول خیلی خیلی سخته .من ۲۲ سالم بود گرفتم فقط یک هفته گریه میکردم

ان شالله زودی خوب شه عزیزم به حق این شب عزیز🙏🙏🌹

الهی جوجه چه بد وقتی گرفته بچه
امیدوارم خیلی زود زود خوب بشه

اخی عزیزم

دخترمنم ۱۰ماهگی از دختر بزرگم گرفت زیاد اذیت نشد بردیم دکتر دارو اینا داد خوب بود

الهی عزیزدلم چقدر زود گرفته کاش یکم بزرگ بشن بگیرن 😔😔 انشالله زود زود خوب میشه نگران نباش

مامانای مهربون لطفا لطفا تو دعا هاتون پسر منم دعا کنید🫂❤️‍🩹

خیلی سخته خیلی قدیم گفتن مار بشی ولی مادرنشی

ای خدا چق مظلومن بچه ها ایشالا زودتر بهتر میشه

خدا نگه دار بچه هامون باشه با این همه بی طاقتی ماها 😭

بلا به دور
خدای بزرگ نگهدارش ❤️ انشالله زودتر حالش خوب بشه
حال بچه که خوب باشه بخدا مادر دیگه هیچی نمیخواد ...

الهی انشالله زود خوب بشه

ان شاءالله خوب بشه گلم راست میگی عین حقیقت بخدا با حرف هات اشکم ریخت منم پسر زد تو دیوار امروز خیلی اذیت شد دلم براش کبابه بخدا

براش خنکی بخر. مثل بستنی و هندونه. گرمیجات هم نده بهش تا چندروز. دختر منم تازه خوب شده. داروی خاصی هم بهش ندادم.‌ رو زخماش پماد بزن و نزار بهشون دست بزنه جاشون میمونه. اتفاقا تو این سن بگیرن خیلی بهتره که

دقیقن حرف حق👏🏻👏🏻

الهی زود خوب بشه🥹

الهی بگردم زود خوب میشی عزیزم ،🥺😘

سوال های مرتبط

مامان عشق جان مامان عشق جان ۲ سالگی
خانوادم پیشم نیست
چند روزه دارم کارای اداری انجام میدم
همش بانک اداره دفتر قضایی
جیگرم خون شد با دوتا بچه کوچیک
همش هم با همسرمم ولی واقعا اذیت شدیم تصمیمم رو گرفتم نرم سرکار
البته ب هیچ کس هنوز اعلام نکردم
انگار با همه دعوا دارم از درون ولی از بیرون با همه آروم و شادم
و این بیشتر از هرچیزی اذیتم می‌کنه
من ب هیچ کس راجع به مشکل قلبی دخترم نگفتم
ی تنه دارم ب دوش میکشم
با خودم درد دل میکنم
با خودم گریه میکنم
و هرروز بیشتر از روز قبل دارم متلاشی میشم
تلاش هرروزم برا رشد دخترم ولی اینکه مشکل قلبیش نمی‌ذاره ی گرم وزن بگیره از درون ضعیفم کرده از بیرون پیر شدم
خدارو شکر میکنم برا زندگیم
برا همسرم
بر پسرم
برا وجود دخترم
اما گاهی با وجود تمام ایمانم ب خدا
اما گلایه میکنم از اینکه
حکمتشو با ایجاد مشکل تو وجود دخترم برا رقم زد
من صبور بودم اما صبرم کم شده
من قوی بودم از قدرتم کم شده
الان من شدم ی آدم ضعیف شکننده بی روحیه
در صورتیکه قبلاً همه منو ب ی چشم دیگه میدیدن
چ تو کارم چ تو خانوادم چ تو فامیل
اونا همون دید رو دارن اما من دیگه نمیتونم توقع اونا رو مثل قبل برآورده کنم

از خدا هیچی نمی‌خوام جز سلامتی دخترم
اگر هیچی ندارید ولی بچتون سلامته روزی هزار بار خداروشکر کنید
من همه چی دارم
همسر خوب
خونه خوب
ماشین خوب
حقوق خوب
ولی شبی ک بدون اشک بخوابم دوساله هنوز برام پیش نیومده
برا سلامتی دخترم دعا کنید لطفا
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانومایی که بچه هاتون رو مای بی بی میکنید روزی چند تا استفاده میکنید من برا پسرم ۴ تا برا دخترمم ۸ تا اصلا مای بی بی دوام نمیاره پیش ما دیگه شوهرمم صداش دراومده میگه خیلی استفاده میکنی میگم خوب برا خودم که استفاده نمیکنم موندم چیکار کنم راستم میگه بنده خدا مولفیکس برا بچه هام میسازه اونم که ۴۵۰ تومن شده میگه از پسش نمیتونم بر بیام دخترمم خیلی پرخوری می‌کنه روزی ۷ بار دستشویی می‌کنه اما پسرم نه اونجوری نیس روزی دوبار بکنه نکنه
دیگه چند روزیه که کهنه هم استفاده میکنم برا دخترم کنار مای بی بی شبا مای بی بی میکنم روزا هم یه بار یا دوبار میکنم بیشتر کهنه می‌بندم چیکار کنم آخه
شما راهکاری دارید برام بدین یا نه ؟؟
ترو خدا فقط حرفای منفی نگید آدم واقعا بعضی وقتا کم میاره خیلی گرونی شده آدم یکیشو بتونه بخره یکیشو نمیتونه بخدا از این به بعدم که هوا سرد میشه سرویس ما هم تو حیاط هست روشویی تو حیاط هست موندم چطوری کهنه هارو بشورم از این به بعد خیلی سخته زندگیم
مامان لیمو مامان لیمو ۲ سالگی
چقدر مادر بودن سخته تا میای زایمان و عمل و افسردگی و حس مادر کافی نبودن رو هضم کنی یه چیز جدید پیش میاد که باعث میشه فکر کنی مرحله های قبل اونقدرا هم در قبال این یکی سخت نبوده ها چه الکی ناراحتی کردم
حالا نوبت از شیر گرفتن رسیده
تا حالا نشنیده بودم از شیر گرفتن هم افسردگی میاره شبیه افسرده ها شدم
بازم حس مادر خوب نبودن
چرا از اول اینهمه جون کندم که شیر مادر بدم ـچرا چرا ......
امروز اولین روز ترک شیر دخترم بود
خیلی روز سختی برای جفتمون بود. با گریه هاش جونم میخواد از هم بپاشه
از صبح که بیدار شذ نخوابیده بود متاسفانه با شیر مادر میخوابید
و اما بالاخره ۵دقیقه ای میشه تو بغلم خوابید
و فردا امیدوارم آسون تر از امروز باشه و من آروم تر
باورتون میشه از بغض دارم خفه میشم.میدونم کار بدی نمیکنم میدونم دیگ این شیر بدردش نمیخوره ولی دلم نمیفهمه😐
مامانایی که از شیر مادر بچه هاتونو گرفتید چجوری شیرمو خشک کنم
با دردش چه کنم ؟خالیش کنم؟با دست یا شیر دوش دستی؟یا شیر دوش برقی؟
ببخشید دیگ این وقت شب اینقدر متن ناراحت گذاشتم