من تا یکسالگی افسرده بودم فردای زایمان ۱ هفته ای سی یو بستری شدم یادممیفتاد اون روزارو بچه هامو بغل میگرفتم گریه میکردم همیشه خدا با همسر بگو مگو داشتم چه روزای سختی بود بره و هیچ وقت برنگرده الان حالم خوبه
میبرمشون بیرون خوردنی میخرم برمیگردیم راحت میتونم ببرمشون پیاده خونه مامانم
بهت بگم رفته رفته بهتر میشه شرایط میتونی به خودت برسی به خونه غذا فقط صبر داشته باش و تحمل کن میگذره الان تو سخت ترین مرحله دوقلو هات هستی
طبیعیه منم تاشیش ماه اول افسرده شده بودم سنگ هم داشتن جفتشون باهم گریه میکردن تانصفه شب ولی بهترشدن الان دست تنهام ازپسشون برمیام خیلی جالب میشه هرچی میرع جلوترباهم بازی میکنن دیگه بامن کارندارن تاموقع خواب یاشیر
سوال منم همینه😐عزیزم تا کلاس اول نرن به نظرم اوضاع بی ریخته
دوقلو های من دارن ۱۰ ماهه میشن ولی جز رفتار زشت مادرشوهرم تو این ده ماه هیچی اذیتم نکرده و خسته نشدم بخدا اگر مادرشوهرم خوب بودا الان من رسما تو بهشت زندگی میکردم . حسادتم رو میکنه و نمیزاره همسرم به ما برسه فک میکنه پسرش شوهرشه
فقط میتونم بگم خداکمکمون کنه واقعا سخته
من دوقلوها رو گذاستم پیش مامانم 😔😔😔خودم برگشتم خونه ی دختر 1سال و 9 ماهم دارم برا اینکه اون اذیتشون نکنه بچه ها پیش مامانمن دلتنگشونم و افسردم
عزیزم هر چی بزرگ میشه خستگی هم زیاد میشه ولی دیگه چاره نداریم
یکی ازشون خیلی بمن وابسته اس یعنی فقط پیش خودم وایمیسه بغل هیچکس نمیره بخاطر همین اصلا نمیتونم تنهاش بزارم. اره واقعا گاهی اوقات خیلی خسته میشم فقط میشینم گریه میکنم تااروم بشم اما اونم فایده نداره
از ۴ ماهگی که از کولیک راحت میشی و واقعا بهتره
۶ ماهگی که غذا بخورن هم باز یه کم بهتره
۷ ۸ ماهگی باهم بازیکردنشون شروع میشه شیر شب هم اگر قطع کنی خواب راحت هم داری
دیگه ۱۱ ماهگی به بعد هم راه میفتن
و بعد یکسالگی دیگه تند تند مریض نمیشن خیلی از حرف ها رو میفهمن خوابشون بهتر میشه و...
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.