۱۰ پاسخ

وای دقیقا پسر منم همینه، خدا حفظ شون کنه ولی انگار من شدم پستونک در اختیار این بچه. صبح تا شب، شب تا صبح . غذا هم به زور بهش میدم ولی اینقد جیغ میزنه که مجبورم با شیر آرومش کنم. ولی بدن خودته وقتی همچین تصمیمی گرفتی چرا با کسی که هیچ کمکی بهت نمیکنه در میون میذاری؟ والا ما هستیم که موهامون میریزه، ضعیف میشیم. بدن درد میگیریم و حتی استخون درد . چهار صبای دیگه هم پوکی استخوان... پسر من شیر پاستوریزه هم تف میکنه بیرون🫠

اشکالی نداره ، از نظر علمی هم بعد یکسالگی شیر مادر اون انرژی و قوت قبلشو نداره، بعدم دو شب بهش بگو با تو پاشه تا بفهمه

اااخ ک دقیقا پسر منم همینجوریه...
ینی شبا همچین از ته دلش مک میزنه ک ب دلم میریزه
منم میخام برج دو یا 3 از شیر بگیرمش اگه بتونم

مثل شوهر من پسر من شیر خشک هم نمی خوره

منم پسرمو یک سال و نیم از شیر گرفتم جونی نمونده بود برام .بهترین کارو کردم

ببخشیداااا ولی بدن توعه چرا اون باید اجازه بده با تصمیم بگیره نمیتونه برای بچه شیرخشک بخره غلط کرده ساخته بچه روووو
مردا دیگه خیلی پررو شدنننن والاااااا
یا شماها زبوناتون کوتاه شده یا مردا روتون خیلی سوارن

منم مثل شمام خیلی ضعیف شدم ولی خب برعکس همسرم میگه شیرخشک بده من دلم نمیاد

قرار نیست اصن اون تصمیم بگیره بدن توعه ، هروقت شوهرت هم تو شیر دادن به بچت سهیم بود حق اظهار نظر داره لازم نیست به شوهرت توضیحات بدی 🫢 ولی قبل اینکه شیرشو قطع کنی حتما با پزشکش مشورت کن

یا شیر خشکیش کن یا شیر پاستوریزه بهش بده تا کم کم خودش سینتو ول کنه

بگو شیر ندارم بچه بی قراره
شیرحشک بهش بده تا دوسال

سوال های مرتبط

مامان زندگیم مامان زندگیم ۱ سالگی
خدایا من واقعا نمی دونم چیکار کنم
شوهرم خیلی آزار روحی روانی میده بهم
مثلا امشب بهم می گه فردا می خوام یه کاری رو برم
منم گفتم نمی خواد بری
بعد بلند بلند حرف میزنه نمی گه بچه خوابه خودم هم چشمام خسته بود
دوباره می گه درست بگو برم یت نرم
بعد من می گم نه نمی خواد بری
دوباره می پرسه
بخدا خیلی روحی روانی داغونم کرده
به شدت دارم کم میارم خیلی سخته با همچین مردایی زندگی گردن
اصلا آدم خوبی نیست
بخدا نمی دونم باهاش چیکار کنم
حتی مس خواستم به خانوادم بگم که خیلی اذیتم می کنه تو خونه
اما گفتم خانوادم که اصلا طلاق رو قبول نمی کنن
پسرم هم گفته داره خیلی کوچولوئه تازه پسرم تشنج های بدون تب داره
باید سرساعت دارو بخوره و همه چیش به موقع باشه
باهمه وجود ایم مرد هم به شدت منو اذیت می کنه
هر کاری بهش می گم انجام نمیده
مثلا خودش شام می خوره
پسرم هم دائم گریه می کنه نمیزاره من غذا بخورم
همیشه ناهار و شام من نمی تونم بخورم
چون شوهرم خودش غذاشو می خوره میره
دیگه حتی برای چند دقیقه بچه رو نگه نمی داره
واقعا این حجم از بی رحمتش تو خونه رو نمی دونم چیکار کنم
بدگویی منو خانوادم رو میره به پدرومادر می کنه
منو پیش خانوادش بی نهایت بد می کنه
واقعا من چیکار کنم تو رو خدا بگید😭😭😭😭😭