سلام مامانا نورا از وقتی نوزاد بود ک گریه میکر یک غش میکرد یکم ک بزرگتر شد بهترشد وله اگه ضربه بسرش میخورد یکم همونجور غش میکرد .
تقریبا سه ماه پیش عروسی خواهرشوهرم بود نورا رو گزاشتم رومیز تو تالار میخاستیم برگردیم حواسم نبود یهو با پشت سر از رومیز افتاد روکاشیا و صدای بدی داد و محکم هم خورد انقدر ترسیدم بچرو برداشتم دیدم رنگش سیاه شد و کبود شو و گردنش افتاد خودمو میزدم یادمه دیدم باچشمای خودم ک بچم مرد یهو خواهرشوهر خواهرشوهرم بچرو گرفت و محکم کو ن ش و فشارداد نفسش بالا اومد خیلی حال بدی بود .ازهونجا ک براه افتادیم بچه خوابید تا صب
خداروشکر استفراغی چیزی نداشت
از اون شب ب بعد چند بار حتی با حالت بازی ک بازی میکنه سرش ک یه کوچولو ضربه خیلی کم میخوره مثلا ب دیوار یا جایی همین ک میخوره گردنش میفته و کلن انگار ک میمیره 😭
چیکار کنم بنظرتون چیشده
امروز نوبت دکتر گرفتم ب هر دری زدم دکتر نبود رفته بود

۶ پاسخ

تا الان چجوری دووم آوردی نبردی دکتر؟ همون شب باید میبردی اخه خواهر من

دختر من از وقتی به دنیا اومد وقتی گریه میکرد نفسش می‌رفت بردمش دکتر گفت کم خونی داره به مرور خوب میشه .مقدار آهنش زیاد تر کرد الان بهتره خداروشکر .شمام یه آزمایش ببر شاید از اون باشه

یعنی چه جوری گردنش میوفته متوجه نشدم😢ببرش حتما پیش متخصص از سرو گردنش عکس بگیرن پیش دکتر معمولی نبر حتما بخوا واسش سی تی اسکن اینا بنویسه

وای چ اتفاق ترسناکی
حتما ببرش دکتر کار دیگه ک نمیشه کرد باید ام ار ای بدی

همون اول باید میبردی دکتر ام ار ای باید بشه که انشاالله مشکلی نداشته باشه با دارو حل میشه حتما ببر حتی،شد شهره دیگه

جای دیگه دکتر ببر بپرس یا انلاین دگتر بپرس سر خطریه گلم
حالتاش رو به هوش مصنوعی بگو تا دکتر ببری بدونی چیه

سوال های مرتبط

مامان نورا خانم مامان نورا خانم ۲ سالگی
تجربه واکسن۱۸ماهگی
دیروز ساعت ۹:۳۰بود رفتم مرکز بهداشت و واکسن نورا رو زدم واکسن که زدم همونجا بهش استامینوفن دادم باهم پیاده رفتیم براش بستنی خریدم و آبنبات چوبی.نزدیک به چهل دقیقه پیاده روی کردیم باهم رفتیم خونه تا ساعت یک بازی کردی بعد نورا خواب رفت چهل دقیقه ای خواب بود وقتی بیدارشد شروع کرد گریه کردن تمیتونست راه بره خیلی گریه میکرد که من ترسیدم و اومدم پیام گذاشتم و سوال پرسیدم که تا کی این درد ادامه داره و.....
حدودا ساعاتای سه یا چهار بود دیدم یهو بلندشد راه افتاد اولش یکم گریه کرد اما راه افتاد و شروع کرد با بچه خواهر بازی کردن شب هم یه سر بردمش خانه بازی اونجا هم بازی کرد ساعتی نه ونیم شب یهو تبش رفت بالا که با شیاف کنترل کردن هر چهار ساعت یکبار پارکید دادمش فقط یبار بروفن و شیافش کردم امروز دیگه قشنگ داره بدی می‌کنه مثل روزای دیگه الان ۲۶ساعت از واکسنش گذشته و هیچ بهونه گیری یا دردی ندارن فقط یکم بدنش داغه ن خیلی زیاد