۲۰ پاسخ

سلام من که استراحت مطلق هستم و خونه مامانم هستم خونه ی خودم تا سرویس بهداشتی ۴پله داره ولی ای کاش پله نداشت اخه هر کی خونه خودش راحت تره

من دخترمو خوابوندم شوهرم خونه نیست دراز کشیدم منتظرم تا شوهرم برگرده خونه برنامه کنیم😂

بارداری فوق العاده ای داشتم تا اینجا همسرمم همراه ولی دلم از بی مهری خانواده همسرم گرفته همش ادعان بودن
از وقتی هم رفتم انتی اول بهمن تا دیروز نمیخواستم قبول کنم جنسیتو کلا رایطم با نی نی قطع شد تا دیروز که چندتا از دوستان اینجا و همینط‌ور همسرم حرفایی زدن که متوجه شدم ناشکرم و بنده بدیم، خدا و نی نی منو ببخشن اما منم مقصر نبودم ساخته های ذهنم گریبانمو گرفت… دیشب مهمون داشتم عصری هم بیرون بوذیم دلم گرفت گرد مرده پاشیدن به شهر ..

منکه تازه اومدم خونه از بعدازظهر بیرون بودم خیلی خسته شدم
سیسمونی هم فعلا لباساشو‌خریدم و انشاءالله این ماه تموم میکنم بقیه لباساشوهم
در انتظار ۲۶ ام هستم که برم آنومالی انشاءالله 😍🫶

ای ننه چ نازه 🥰🥰🥰

من یه پسرسه ساله دارم والانم حاملم،انتی احتمال دادکه دختره،خیلی خوشحالم ازخدامیخوام که آنومالی هم بگه دختره،خودم تک دخترم دوست دارم یه دخترم داشته باشم

خدامیدونه کی میتونم سیسمونی بگیرم..

من و شوهرم خیلی پسر دوست داشتیم به عنوان بچه اول دختر دوست داشتیم دوم باشه که همیشه یکی مواظبش باشع
فهمیدیم دختره یکم زد حال خوردیم همش به فکر. پسر بودیم ولی بازم خداروشکر🙂

سلام علیکم منم اومدم بیرون پوشک بگیرم. یه دونه سایز یک گرفتم شوهرم میگه گرونه از این به بعد لاستیک کنیم بچه رو منم میگم برو بابا بچه میخوای باید به ایناش فکر میکردی.

سه ماه به سختی گذشت دیشب حالم خیلی بد بود با خدای مهربونم حرف زدم دلم اروم شدو خوابم برد امروز حالم خیلی خوب بود ازش ممنونم از خدا برا هممون سلامتی بچه هامونو میخوام بغلش کنیم

سلام عزیزم، من مامان اولی ام 😍و حس فوق العاده ای رو دارم تجربه میکنم
من میشینم سریال کره ای میبینم خیلی خوبه
خداروشکر حال دلم خوبه،نی نی کوچولومون دخمله
دور از حاشیه ها هستم و اینکه اینجا فقط خودمو شوهرم هستیم هیچ فامیلی نیست
سیسمونی ک امروز یه ست هدبند و پاپوش و دستکش دیدم ناز بود از خواهرزادم
نظر خواستم ک نگو سفارشش داد 🥺
عکسش میزارم 😍

فقط دلم میخواد زودی خرداد بشه دخترم بغل بگیرم میترسم دغدغه دارم نگران سلامتیش هستم خدایا قربونت برم دخترم سالم سلامت به وقتش بهم تحویل بده🩷🩷

من کلافه ام زیاد روزا حوصلم سرمیره و کلافه میشم همه چی تکراریه برام تا۴ ماهگی روزای سختیو گذروندم تهوع بسیارشدید الان لگن درد شدید دارم نمیتونم راحت بخوابم راحت بشینم اصلا فکرشو نمیکردم حاملگی اینجوری باشه تا آخرش نمیدونم اعصابی میمونه برام یانه

این هفته ها فقط لحظه شماری میکنم تا هرچه زودتر پسرمو بغل بگیرم
یه مامان اولی کم سن و بی تجربه ۱۳۰۰ کیلومتر دورتر از شهر خودش تک و تنها هر روز تو خونه روزا رو میگذرونم و به امید تکون خوردنش زندگی رو سپری میکنم

مامان اولیم همجام درد میکنه ،بدهکاری هامون خیلی اعصابمو ریخته بهم دیگه خسته شدم .....

سرویس چوب خریدم سفید تا برم آنومالی و بقیشو بخرم، دارم خداروشکر میکنم که حالم بهتر شده و خودم میتونم غذا بپزم ۳ ماه اصلا نمیتونستم هیچ کاری بکنم🥰

با شوهرم قهرم سیسمونی نخریدم چون هنوز نمیدونم جنسیت چیه .مامان اولی هستم هنوز حرکاتشو حس نکردم ببینم چ حسیه🥲

من وسایل نی نی رو خریده بودم 🥲😀داشتم تخت کنار مادر و کالسکه دنبالش می‌گشتم دیگه پولشو کردم دلار تا آینده

هیچ حسی همش حالت تهوع بی خوابی استفراغ 🤢😪

حتی یه جوراب هم نخریدم نمیدونم چرا 😖😂

سوال های مرتبط