۹ پاسخ

ناراحتی همسرت اینجا یکم بی مورد باید درکشو بالا ببره اگرم بچه الان به تو بیشتر وابسته است بخاطر دوره اظطراب جدایی وقتی بزرگ شد به بابلش بگو بیشتر وقت بزاره براش عاشقش میشه و اینکه بچه منم با عمو خاله هاش میره عین خیالش نیست من تازه ذوقم میکنم جون اونجاهایی که فقط تو بغل من آروم میشه تو بغل هیچکس نمیشه اونجا میفهمم که نه من با بقیه فرق دارم واسش

دختر من باباشو میبینه منو نمی‌شناسه
مادربزرگا رو ببینه منو باباش نمی‌شناسه😂😂 چند باری با مامانم و مادر شوهرم دعوام شده که نگیریتش

شوهر من میاد از سرکار پسرم گریه میکنه
میگه بابا نه بابا نه دایی بیاد 😂😂
شوهرم میگه انقد به من بی محلی میکنه انگار من وجود ندارم تو این خونه

بچه منم همین طور هست وقتی کسی پیشمون هست اصلا بابا مامان نمی شناسه وقتی هم خودمون هستیم بیشتر پیش پدرشه هست

دختر من ک انگار باباش همه دنیاشه اون جایی باشه هیچ کسو تحویل نمیگیره
تو خونه ام فقط باباش پیش من خیلی نمیاد مگه خوابش بیاد یا گشنش باشه

پسر منم اینجوریه

دخترمن منو میبینه بیشتر گریع میکنه😵‍💫😵‍💫

عادیه اینا

پسر منم گاهی همینجوره

سوال های مرتبط

مامان جوجه ها مامان جوجه ها ۱۲ ماهگی
مامانا من با خواهر شوهرم صمیمی ام ،خیلی کم تا الان باهم مشکل داشتیم و رابطه مون خوبه
دختر کوچکش از پسر من شش ماهه بزرگتره،وقتی باهم یکجاییم همش باید مراقب باشم که دخترش پسر من رو نزنه یا موهاش رو نکشه ،تو‌دلم‌ ناراحت میشم ،میگم درسته دخترش بچه است و نباید دعواش کرد و متوجه نمیشه،اما وقتی می‌دونه دخترش میزنه باید مراقبش باشه نه اینکه من فقط دنبال پسرم راه بیوفتم
حالا دیشب که باهم بودیم دیدم پسر ۶ ساله اش دوبار پسر منو زد🤐من اصلا دوست ندارم بچه های بقیه رو دعوا کنم ولی دیدم مامان باباش اصلا حواسشون به بچه اشون نیست سریع پسرمو بغل کردم و به پسرش گفتم نباید بچه به این کوچیکی رو بزنی،من خیلی ناراحت شدم از این کارت.
مامان باباشم با اینکه صدای منو شنیدن به روی خودشون نیاوردن.
حالا واقعا ناراحتم،بچه کوچیک اشکال نداره ولی آخه وقتی بچه ات شش سالشه و یک بچه یک ساله رو میزنه نباید هیچی بهش بگی؟ یا نباید از مامان باباش عذرخواهی کنی؟
شما جای بودین چیکار میکردین؟