نمیدونم درکم میکنید یا نه ولی تاحالا شده عاشق چیزی و کسی نباشید؟ من سالهاس تو این حس گیر کردم و رها نشدم حتی عاشق بچمم نیسم میمیرم براشا مثل همع مادرا نگرانشم و واسم مهمه ولی عاشق نیسم. شاید این بچه از روز اول که ب دنیا اومد تا الان ک تاپیک زدم فقط اذیتم کرده ینی یه روز نشده تو این نزدیک 3 سال ی روز صبح تا شب گریه نکنه و روزمو خراب نکنه😞شاید بخاطر همینه عاشقش نیسم همیشه دوس داشتم ی مادر اروم باشم ولی ب لطف پسرم شدم ی ادم عصبی پرخاشگر که اصلا خودمو نمیشناسم اگ ی روز ی روز فقط با پسرم شمام وقت میگذرونید مطمینم همین میشدید همیشه گله میکنم بخدا که چرا من اصلا از بچه شانس نیاوردم همیشه حسرت بچهای دیگرانو خوردم که چقد ساکت و اروم بودن واقعا حالمو از هرچی بچه و بچه داریه بهم زده هردکتری هردارویی رفتاری هرچی ک فکر کنید از لحاظ رفتارو خوراکو اسبابو بیرونش همیشه خدایی هم باباش هم من فراهم کردیم ولی این بچه بدترو بدتر وبدترشدبنظرتون امیدی هست به درست شدنش؟

تصویر
۱۸ پاسخ

موهام سفید شده از شدت استرس مملکت
از طرفی هم دخترم ک وزن و قدش کمه ..غذا نمیخوره
هرروز بهونه و گریه
و.....یه سری چیزا ک نمیشه گفت
پیرشدیم

شتید ازبس بهش میرسید لوسش کردید

عزیزم میگن انگل هم بچه رو عصبی می‌کنه چک کن دور از جونش..شوهر من بچه بوده خییییلی شلوغ کار بوده الان دخترم مث خودشه و با گریه های بچه سعی کن فقط به زبون خوش حواسشو پرت کنی بفرستش دنبال نخود سیاه وقتی گیر داد ..من میگم برو برام لباس بیار برو بالش بیار دیگه یکم یادش میرع گریع رو.. خسته شدی توهم ولی بایذ قلق بچه تو پیدا کنی.نمیشه که اینجوری.. رفتار بچه هم معمولا حاصل سن و سالش و رفتار عملی خود والدین و اطرافیانه..صبوری کن ببرش بیرون بچه های ما همش تو اپارتمانن خستش کن زود بخابه

بعد زایمان این چیزا طبیعیه از مشاور کمک بگیرید اون تقصیری نداره بچها یه لوح سفیدن که ما روشون مینویسیم به خواست شما به دنیا اومده پس ازش خوب مراقبت کنید و عاشقش باشید

هممون عصبی شدیم خدا ب بچه هامون رحم کنه ب ما هم آرامش بده بتونیم مادرای خوبی باشیم

اونوقت پسر من گریه میفته ‌دیگه آروم نمیشه
گریه عادی نمیکنه که جیغ می‌کشه زار میزنه خوراکی اسباب بازی گوشی تلویزون بیرون هیچی ارومش نمیکنه باید خسته بشه ساکت بشه شده نیم ساعت یک ساعت زار می‌کنه آدم مگه تحملش چقدره روزی یه بار که رو شاخش هست
بعد بهونه هایی میگیره که اصلا نمیشه انجام داد

وای دقیقا منم مثل شما
حرف دل منو زدی
منم همیشه دوست داشتم یه بچه آروم داشته باشم صبح تاشب باهم وقت بگذرونیم باهاش بازی کنم
ولی بقول شما یه روز نیست گریه نکنه روزمو خراب نکنه همش بهونه لجبازی گریه
جوری اعصابمو خورد می‌کنه که بعدش که خوب میشه من دل و دماغ ندارم فقط دوست دارم زودتر شب بشه بخوابه یکم واسه خودم خلوت کنم آرامش داشته باشم
ولی نسبت به چندماه پیشش و بچگیش یه کوچولو بهتر شده

پسر منم خیلی اذیت میکنه دقیقا روزی نبوده ک دعوا و گریه و اینا نداشته باشیم از همون روزی ک بدنیا آومد ولی من یه تار موهاش و با کل دنیا عوض نمیکنم هرچقدرم عصبی باشم از دستش بازم عاشقشم میمیرم براش بچه اس دیگ اگ آدم ۲۰ ساله بود شاید حرف شما رو میزدم ولی بچه تس عقلش کامل نیشت اون خشم از شما بلند میشه ک بچه هم عصبی میشه باید با خودتون تکرار تمرین کنین چندییین بار ک اون کار بد کرد پرخاشگری کرد شما با آرامش مسئله رو حل کن بعد کم کم تاثیرش و میبینی بگرد دنبال ریشه ای مشکلت و حل کن

اگه ۲۴ ساعته باهاته حق داری
منم این حسو‌نسبت بهش پیدا میکنم
حتی دوساعت نمیتونم راخت از دستش فرار کنم🤕

تنها نیستی
بچه های این زمونه بیشتراش این مدلین
من ک تو سن بیست و پنج سالگی موهام سفید شده

منم پسرم انقدر شیطونه انقدددرررر شیطونه ک حد نداره. گوشی ۱۶مکس بچه خواهرمو انداخت شکوند مجبور شدیم پول تعمیرشو بدیم . یخچال و ماشین ظرفشوییو انقدر وسیله کوبونده روش نابود شده، چند ماهه از پوشک گرفتمش از لج من وقتایی ک محلش نمیکنم جیش میکنه ت‌ خودش. انقدر اذیتم میکنه حد و حساب نداره . یعنی هرمی میبینتش بهم میگه. اعصاب فولادینی داری . ولی چ میشه کرد بچن دیگه

بیشتر از هرچیزی من یه مادر خسته میبینم
اگه راهی داره مثلا باشگاه ثبت نام کن
نه برای ورزش برای اینکه فقط روزی یکی دو ساعت از بچه دور باشی مطمئن باش حالت بهتر میشه
بزارش مهد هفته اول خودتم برو تا عادت کنه بعد اونم هر دو سه روزی چند ساعت ببر که فقط دور باشی تکی بری قدم بزنی
با همسزت هم صحبت کن بگو برای حال بهتر بچه برای کم شذن گریه و لجبازیش مهد کودک معجزه میکنه

حق داری عزیزم...
سیستم عصبیت خسته شده
منم شبیه توام
دخترم توو کل فامیل معروفی شد ار بدقلقی و گریه
حتما از تراپیست کمک بگیر

بله عزیزم درکت میکنم دختر منم همینه از اول که زود بدنیا اومد و اصلا شیر نمیخورد و شبها گریه میکرد تا الانم که هم کم غذاست هم همش اذیت میکنه همه بهم میگن خدا بهت صبر بده با این بچه شیطون ولی با این وجود من عاشقشم و تا میرم سرکار دلم براش تنگ میشه شما هم دلیلش اینه که بچه خیلی اذیتت میکنه پیشنهاد میکنم با یه روانپزشک مشورت کن و دارو بخور من به لطف داروی اعصاب خودمو سرپا نگه میدارم و تحمل میکنم تا بزرگتر بشه و خوب بشه

آره عزیزم من باتجربه خودم میگم پسربزرگم بیش فعال وشلوغ بودهنوزم هستا ۱۲سالشه ببین روغن ومیریخت روش شمرمیریخت برنج میریخت خواب نداشت کلا بدوبدوولی خداروشکرسالمه الانم شاگرد نمونه کلاس باهوش پرازشوروانرژی ولی رادمهرارومه بذاری سه ساعت میشینه کارتون میبینه ولی امان اگه تی‌وی روعوض کنی به کوب یه ساعت گریه میکنه توچشمات زول میزنه که ببینیش بی تفاوت هم بشی میره پشت مبل قهرمیکنه میگذره عزیزم همه شون ولی رادمهرم تاخیر گفتاری داره ناراحتم میگم کاش اینم شلوغ بود ولی...

ای جانم حق داری . مطمعن باش بزرگ تر بشه اینقد آقا بشه که نگو . یسری بچها ژنتیکی لجباز هستن کاریش نمیشه کرد

عزیزم این روزا هم میگذره و مطمعن باش حتی یک روز هم نمیتونی ولش کنی عاشقشی ولی خسته ای
بزرگ میشه درست میشه
دلت واسه این روزا هم تنگ میشه

والا فقط بچه شما نیست دختر منم دوتا دارم هردو یکی شش ساله یکی یکسال هشت ماه دارم هردو من دیوانه کردم مدامگریه بهونه مدام نق بخدا خودت تنها نیستی الان شبی سرشون کلی داد زدم ولی میمیرم براشون

سوال های مرتبط

مامان Alireza&Arshiya مامان Alireza&Arshiya روزهای ابتدایی تولد
مامان دوقلوها مامان دوقلوها ۲ سالگی
یه مسئله ای ذهنمو مشغول کرده حسابی
دوقلوهام یه پسرعمو دارن که ۱۱ ماه بزرگتره از بچه های من.
بعد ذاتا هم بچه ی درشتیه ماشالله.
وقتی بچه های من دو ماهه بودن ، برادرشوهرم اینا اومدن دیدنشون.
پسر اونا یه بچه ی تپل ۱۳ ماهه در حال بدوبدو بود و اصرار داشت بچه های نارس دوکیلویی منو بغل کنه😅
همونجا یهو به ذهن من رسید و حساب کتاب کردم دیدم اینا باهم میخوان مدرسه برن‌. یعنی تو یک سال
چون اون نیمه دومیه متولد مهرماهه. بچه های من سال بعدش شهریور دنیا اومدن.
همونجا تو جمع گفتم این موضوعو و اونا باورشون نشد اول.
بعد که توضیح دادم خیلی تعجب کردن و میگفتن این خیلی ستمه خداییش😅
خلاصه اون شب به شوخی و خنده گذشت این موضوع ولی هنوزم که هنوزم وقتی این بچه ها کنار هم قرار میگیرن، من یاد مدرسه رفتنشون میافتم. واقعا تفاوت جثه و حتی توان مهارتی شون متفاوته. همیشه دقت میکنم بچه های من، هر مهارتی رو دقیقا ۱۰-۱۱ ماه بعد از اون کسب میکنن و این طبیعیه
شوهرم میگه اشکالی نداره. میفرستیمشون پیش دبستانی ۱، تا راه بیفتن و پیش ۲ که میرن از بقیه عقب نباشن بخاطر کوچیکتر بودنشون.
حالا پیش ۲ کی میشه؟ مهر ۴۰۶
یعنی سال بعد باید برن مدرسه ! خیلی کوچولوئن واقعا
جالب اینه هم خودم هم شوهرم نیمه اولی هستیم ولی نه از لحاظ جثه و نه هوش ، عقب نبودیم‌. مخصوصا خودم. همیشه تخت آخر مینشستم از همون کلاس اول و شاگرد اول بودم. اما روی بچه ها حساس شدم بابت این موضوع.... چون نارس هم دنیا اومده بودن همش فکر میکنم همیشه ممکنه عقب باشن
مامانایی که بچه هاتون نیمه اولیه شمام فکر میکنین به این موضوع؟

#پوشک #ترک_پستونک #شیر_شب #نوزاد_نارس
مامان دلوان 👧🏻🍭 مامان دلوان 👧🏻🍭 ۲ سالگی
مامان دوتا گل پسر مامان دوتا گل پسر ۲ سالگی
ولی بیاین یاد بگیریم اگر جایی دیدیم ی مادری سر چیزای الکی از نظر ما داره بچه شو دعوا می‌کنه چشممنو نبندیم دهنمو وا کنیم برچسب بی اعصابی بزنیم ب طرف
شاید اونقددددددر قبل اینکه ما ببینیم اون مادر رو اذیت کردن ک ظرفیتش پر شده و با کوچک ترین چیز بی ارزشی حتی بچه شو دعوا کرده
امروز بخاطر حرف ی نفر برخوردی با بچه هام کردم ک الان حالم از خودم بهم میخوره خدا نگذره از اون آدم ک باعثش شد
من اعصابم ضعیفتره ولی بچه هامم اذیت می‌کنن از بس ک هرجا رفتم گفتن فلانی چقدر پسر بزرگتر شره اذیت می‌کنه و فلان ک دیگ زیادی حساس شدم اونم ی بچه ی بی ادب و بی تربیتیه ک خدا می‌دونه همش تقصیر شوهرمه اینارو آنقدر بد کرده شوهرم خیلی بد دهنه اینام یاد گرفتن پسر بزرگم شش سالشه تا تقی ب توقی میخوره شروع می‌کنه فوش دادن همیشه ب شوهرم میگم کاش کارت جوری بود می‌رفتی هفته ای یکبار ماهی یبار میمدی ک انقدر این بچه ها بد نشن
پسر بزرگم این لج بازی و زبون نفهمی و مردم ازاریش رو متاسفانه از یکی از نزدیکان ب ارث برده
گاهی فک میکنم پسربزرگمو دوست ندارم و این وحشتناکه
برای منی ک همیشه عاشق بچه بودم خدا نگذره از شوهرم ک آنقدر روح و روان منو نابود کرد و باعث شد هر بار با ندونم کاری سر این بچه خالی کنم
الان کتاب میخونم جلسه میرم سعی دارم میکنم خودمو تغییر بدم اما طول می‌کشه بچه م تباه شد خاک تو سر من
تا تا نان نان نان نان نان پوشک پوشک پوشک شیر شیر شیر