سلامم
کیا مث من تنهایی بدون کمک بچه بزرگ کردن ؟🥲
اصلا کلا زندگیم بعد اینکه بچه دار شدم از این رو به اون رو شد دیگه وقت هیچ چی درست ندارم و خیلی وقتا خودمو فراموش می‌کنم بعضی وقتا از بس فشار عصبی بهم وارد میشه که میزنم زیر گریه ولی تنها جایی که کسی نباشه .. در کل خودم قصد بچه دار شدن داشتم و واقعا نمیخوام بگم پشیمونم ولی دوس دارم از طرف اطرافیان درک بشم ولی متاسفانه ..
چون از اول فقط پیش خودم بوده کلا هیچ جااااا بدون من نمیره دلوان الانم بخوام بذارمش پیش مامانم نمیمونه به هر حال امیدوارم بزرگ تر بشه بتونم بذارمش مهد البته ما مامانا وابستگیمون بیشتر از بچه هست فک کنم 😅🫠
من فقط عااااشق موقع هایی هستم که دلوان خوابه و من میتونم با آرامش تو گوشیم بیام گهواره بچرخم یا تو گوشیم برای خودم یادداشت بنویسم و روزا ی اسپرسو بخورم و فیلم ببینم 🌝
شما عاشق چه موقع هایی هستین؟ چه کارایی بهتون آرامش میده ؟🍪🧁☕️

تصویر
۲۹ پاسخ

بوس به خودتو دلوان جون😍من تا ۲/۵ سال نفهمیدم تنهایی بزرگ کردن یعنی چی تا این ۴،۵ ماه شد دیدم به بههههه🙂‍↔️🙂‍↔️🙂‍↔️😂😂✋🏻✋🏻✋🏻😭😭😭من عاشق اون لحظه هایی که صبح بیدار میشم هستم سکوت هست دیانا هنوز خوابه خونه تمیزه عجله ندارم اگه کار نداشته باشم ورزش میکنم تو تراس با مت و دمبل و کش
عاشق کافه رفتن و حرف زدن های طولانی با دوستم هستم زمانی که مامان دخترمو نگه میداره و کلی عکس گرفتنامون
عاشق وقتیم که خیلی خوابم میاد شب شده ‌وبه تمام کارهام رسیدم و بیهوش میشم
عاشق زمانیم که تو اوج حرف زدن با دوستم تو کافه مامان زنگ میزنه میگه عجله نکنیدا خوش بگذره…و ما میزیم مقصد بعدی یا یه چیز جدید سفارش میدیم
عاشق ظهر هاییم که با دخترمو مامانم میریم اپال گردی و کافه و‌روحی و خرید و لباسای قشنگمو میپوشم و با حوصله حاضر میشم چون بابام موقع حاضر شدن دی رو نگه میداره
عاشق رضایت همسرم و دخترم بعد از خوردن غذام حس میکنم زحماتم به باز نشسته
عاشق زمانیم که یه دانشجو میگه پایان نامش گفتن عالی بوده و خوب دفاع کرده
عاشق واریزی پول زیاد ‌رفتن به خرید و چیدن بعدشم
عاشق اینم بهم گلدون هدیه بدن
عاشق صورت بعد از اصلاح و لیزر و موی یه دست رنگ شده و براشینگ شدمم
عاشق اینم برم رو ترازو بگن وزنت کم شدهههه
عاشق تمیزی ناخن هام و خوشگل شدنشون بعد از ترمیمم
عاشق آشتی و حرفای قشنگ بعد از یه قهر باهمسرم هستم ک به زندگی امیدوارترم میکنه
چقدر من عاشقم😮‍💨😄🥴

ای خدا دلوانت چقدر ماهه چقدر نازه
معلومه که وابسته میشی زیاد
فقط میتونم بگم خسته نباشی
خدا بهتون سلامتی بده
منم تنها پسرمو بزرگ کردم ولی تا وقتی شوهرم میاد شوهرم میاد دوتا رو تنهایی نگه میدارم😂

منم تنهابی بزرگ کردم به نظر من بچه را پدر مادر بزرگ کنن لذت میبرن تا کسی کمک کنه

منم همینطور...منم عاشق شب هام ...وقت میکنم فیلم و سریال های مورد علاقمو ببینم.‌..یادداشت هامو بنویسم...با دوستای صمیمیم تکس میدیم✌️

منم کلا تنها بودم دخترم ،5 ماهش بود دوباره حامله شدم الان پسرم 1 سال و 7 ماهشه دخترم 2 سال و 9 ماهشه پدرم در اومده

من عزیزم
مامانم ایناشهرستانن
مادرشوهرم ایناواحدروبرویی ولی خودمو(همسرم )بزرگ کردیم

حق داری عزیزم
من بااینکه هم پیش مامانم می‌ذارمش هم بابام هم همسرم اما پوکیدم چه برسه شما

منم تک و تنها بچمو بزرگ کردم نه مادرم کمک کرد نه شوهرم شبایی که رفلاکس داشت و گریه های شدید میکرد نزدیک بود هم بچه هم منو بزنه درک نداشت بچم دل درد داره من تازه زایمان کردم
تا الان هیچ کمکی ازش ندیدم

❤️❤️❤️
منم همینم

من عشقم ۳تا بچهامو خودم دارم بزرگ میکنم بهم درخواست بده داشته باشمت❤️❤️❤️❤️

بلاخره میگذره من خودم دوتا بچه کوچیک و دارم باهم بزرگ میکنم موقعه ای ک دخترم بدنیا اومد مامانم پیشم نموند موقعه ای پسرم بدنیا اومد ده روز بیشتر خونه مامانم نبودم اومدم خونه خودم درکل بخوام بگم خودم خواستم ک تنها باشم درسته کمکی خیلی خوبه اما بعدش منت هست ک من ازش بیزارم بعدش دخالت تو تربیت هست ولی وقتی خودت باشی هرجوری بخوای میتونی تربیت کنی بچه رو
عاشق موقعه هایی ک تایم خوابشون یکی میشه من سه ساعت مال خودمم به خودم میرسم دوش میگیرم

منم دقيقا بچمو تنهايي شهر غريب بزرگ كردم
الانم بدون من هيجا وانميسته
واقعا با تمام وجود درك ميكنم چي ميگي منم همينم 🥲

وای من 😀

این راسته ک میگن هرکی سیزده نرمال داره خوشگله دقت کردم حقیقته🩷

دیگه این روزام میگذره

همه مثل همیم عزیزم هرچقدر هم خانواده ها کمک کنن بازم مسئولیت مادر سخت تره
منم عاشق وقتایی ام ک بچه هام خوابن میتونم تو سکوت کارای مورد علاقمو انجام بدم

منم تنهایی بزرگ کردم و هییییچ جا نیم ساعتم نذاشتم دهنم سرویسه 😂

منننن🤚🤚🤚
دقیقامنم مثل تو بدون کمکی بچه مو بزرگ کردم دخترم الان هیچ جا بدون من نمیمونه
منم وقتی دخترم میخوابه حداقل یساعت برا خودم تو گوشی میچرخم بعد بچه هم کلا زندگیم تغییر کرد

عزیزممممم🥺منم تقریبا دست تنها بودم

من دوتا کوچولوی شیطون دارم ،از خونوادم دورم و کاملا دست تنهام و شغل همسرم واقعا جوری نیس بتونه کمکم باشه ،من عاشق بچم عاشق مادر بودنمم ولی خب حقیقتا خستم از اینکه با هرکی میام صحبت کنم میگن بزرگ میشن راحت میشی خب منم اینو میدونم ولی این نمیشه درک کردن منم گاها از شدت خستگی و نداشتن دوست صمیمی تو این شهر گریم میگیره دلم واسه خیلی چیزا تنگ میشه که فعلا بخاطر وظیفه ی مادریم نمیتونم انجام بدم ،کاش کسی باشه فقط حق بده و بزاره کمی صحبت کنم از دغدغه های روزانم از چالشهام با کوچولوهام بدون قضاوت

منم هیشکی نگه‌نداشت از بچگی الانم‌بدون من یه قدمم‌نمیره 🥲

منم دخترمو تنها توی شهر غریب بزرگ کردم خیلی اذیت شدم ولی الان که بزرگ شده و آمادگی میره مثل دوست شده برام خیلی خوبه

دقیقا منم دست تنها بزرگ دارم میکنم پسرمم چون از اول نذاشتم جایی پیش کسی نمی مونه خ سخته🫂

من کلا تنها بودم

دقیقااا منم از بعد بچه دار شدن از همه چیم زدم درس کار تفریحات دوستانم امروز داشتم ب این فکر میکردم ک‌حتی وقت ندارم یه ارایشگاه برم و خرید واسه خودم کل زندگیم وقف دخترم شده و خداروشکر میکنم ولی واقعا یه وقتایی رد میدم از این همه مسئولیت و واقعا دلم تنگ روزای قبل بچه میشه

منم تنها و ب سختی بزرگ کردم و ب معنای واقعی پیر شدم الانم ک دارم تایپ میکنم بغض گلومو گرفت واسه تمام لحظه هایی ک له شدم کم اوردم ولی هیچ کسی نبود

ای جانم

من عزیزم بچهام تنها بزرگ کردم🥺
باز ببین واسه من دوقلوعن🫠

من مامانمم هست بازم کم اوردم برا من دوتاعه و واقعا وقت هیچی ندارم دخترمم هی بیشتر وابسته میشه به من برعکس😅😮‍💨

سوال های مرتبط

مامان Alireza&Arshiya مامان Alireza&Arshiya روزهای ابتدایی تولد
مامان جوجوخوشگله مامان جوجوخوشگله ۳ سالگی
داشتم فکر میکردم من از وقتی بچه دار شدن اصلا اصلا اصلا اعصاب ندارم خودمو میزنم بچه رو میزنم جیغ میکشم دادمیزنم فقط فقط ام از تنها بودن و مسولیت بچه رو تنها به دوش کشیدن شوهرم اصلا خونه نیست بگم کمک نمیکنه بانکه می‌ذاره نیست که نگه داره وکمک کنه, ..همش خودم بودم خودم تا 6ماه شبها خواب نداشتم دقیق بیداربودم تاصبح مادرم طبقه پایین بود نمی‌گفت نیم ساعت بیاد نگه داره همین الآنم لحظه ای نگه نمی‌دارد نه یه پیاده روی نه یه بیرون نه آرایشگاه نه حتی دکتر هیچی هیچی هیچی ...دخترمم انقد بچه شلوغیه نه میشه برد بیرون نه میشه برد پارک نه خانه بازی نه مهمونی با رفتن به این جا اعصابم چندین برابر خرد میشه دنبال کوچیکترین کوچیکترین فرصتی هستم بخابم فقط هیچ قرص اعصابی ام نمیتونم مصرف کنم دنبال قرصی ام که کاملا کاملا بی تفاوت کنه ....نازایی داشتم چقد دنبال دوا دکتر بودم آخرم خدادلش سو خت بهم دختر داد ناشکری نباشه لحظه ای احساس شادی ندارم همش ام از تنهایی هست حاضرم شبها نخوابم وقت مال خودم باشه ولی نمیتونم صبح دهنمو س ر ویس می‌کنه بچه هیچ کس هیچ کس ام نبوده یه کمک کنه برام
#پوشک این بچه کولیک داره گریه میکنه
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خانما میشه خواهش کنم راهنماییم کنید .الان وقت کردم بنویسم پسرم اصلا اصلا از من جدا نمیشه فقط از من بازی میخاد توروخدا نیاید بنویسید خب بچته پیش تو نره پیش کی بره از صبح که چشم باز میکنه میگه بیا تفنگ بازی بیا توپ بازی بیا این بازی بیا اون بازی هر چقدر هم باهاش بازی کنه بازم میخاد یعنی ازت میخاد که تو باهاش بازی کنی اصلا تنهایی بازی نمیکنه تنهایی تو اتاق نمیره فقط چسبیده به من خیلی کلافه میشم ولی موضوع این نیست من همش نگرانم در آینده از این بچه ها بشه که هیچ کاری ازشون برنمیاد فقط محتاج پدرومادر هستن واس هر کاری هر چقدرم بهش توضیح بدم که الان کار دارم اصلا انگار نه انگار مثلا امشب پسر کوچیکم داشت زار میزد از دل‌درد خودم داشتم دیونه میشدم اونم چسبیده بود بهم که بیا توپ بازی کنیم هی بهش میگفتم ببین داداش بغلمه اصلا انگار نه انگار ولی به اون ربطی نداره اونم که خاب باشه باز دست از سر من برنمیداره اصلا از خدامه بره تو اتاقا خرابکاری کنه کشو بریزه بیرون بپاشه ولی اگه من برم تو اتاق دنبال من میاد با منم برمیگرده واااااااااااااااااااااای خستم سرم رو محکم با روسری بستم