مامانا…

شما هر جا می‌رید، بچه‌هاتون هم همیشه همراهتونه؟

این سؤال چند وقته حسابی ذهنم رو درگیر کرده.

گاهی حس می‌کنم شاید من به اندازه‌ی بقیه‌ی مامانا توانایی کنترل بچه‌م رو ندارم… یا شاید آنیسا خیلی شیطونه! شاید هم چون از بچگی همه جا با خودم نبردمش، عادت نکرده. واقعاً نمی‌دونم.

البته منظورم از «همه جا»، واقعاً همه جا نیست.

مثلاً هیچ‌وقت آنیسا رو با خودم سالن آرایش نبردم. یا خیلی کم پیش اومده وقتی به یه دورهمی دوستانه دعوت می‌شم، همراه خودم ببرمش؛ چون اون چند ساعت رو یه استراحت کوتاه برای خودم می‌بینم.

اگر هم شب‌نشینی با دوست‌های همسرم باشه یا جمعی که بدونم سیگار زیاد کشیده می‌شه، حتماً پیش مادرم می‌ذارمش و نمی‌برمش.

یا وقتی بخوام با خیال راحت برای خودم خرید کنم، ترجیح می‌دم همراهم نباشه.

همیشه فکر می‌کردم این تصمیم‌ها درست‌ترین کاریه که می‌تونم برای خودم و بچه‌م انجام بدم.

غیر از این موارد، تقریباً همه جا کنارم بوده؛ مهمونی‌های خانوادگی، پیک‌نیک، پارک، خانه‌بازی، پاساژ و…

اما از یه طرف، وقتی بعضی از دوستام می‌گن:
«هیچ‌وقت پیش ما نمیاریش!»
«ما اصلاً نفهمیدیم این بچه کی این‌قدر بزرگ شد!»
«همش قایمش کردی…»

باعث می‌شه با خودم فکر کنم…

نکنه من زیادی حساس بودم؟
نکنه باید از همون اول بیشتر با خودم این طرف و اون طرف می‌بردمش؟

واقعاً دوست دارم بدونم شما چطورید؟ بچه‌هاتون همه جا همراهتون میان یا برای بعضی جاها ترجیح می‌دید پیش یه نفر مطمئن بمونن؟!

تصویر
۳۰ پاسخ

محیط هایی ک مناسب دخترم نباشه خودمم نمیرم راستش اما حاضر نیستم جایی بزارمش
از وقتی ۱۱ روزش بوده همه جا با خودم بردم از هایپر و پاساژ گرفته تا مهمونی و آرایشگاه و شرکت و سرکار همسرم
حالام توی این سن به نظرم خیلی خوب میدونه تو هر محیطی چجوری رفتار کنه و اصلا برای من اذیت کننده نیست.

هرمکانی مناسب بچه نیست.

کار خوبی کردی
هم بچه تو خرید برای خودمون اذیت میشه
هم بعضی جاها مناسبش نیست و حوصله اش سرمیره
بهترین کار رو کردی

منم خرید دکتر
آرایشگاه دانشگاه اینطور جاها نمیبرمشون اگه خرید با همسرم باشیم برای بچه ها باشه میبرم
آخه بچه هاهم حوصله ندارن مثل ما راه برن از اون طرفم واقعا تو جمع های دوستانه نیازی ببریمشون آخه هر حرفی گفته میشه من خوشم نمیاد

والا مریم جونم اینا یه چیزیه ک نمیشه قطعی راجع بهش نظر داد
اینکه درست کدوم غلط کدوم
من از اول این تاپیک ت با همه ش موافق بودم
اما آخرش ک‌ اونجوری نوشتی خودمم فکری شدم
من علیرضا رو مهمونی میبرم
کافه با دوستام (چون بچه ی دیگه ای نداریم تو جمع دوستام خصوصا تو سن علیرضا)تاحالا نبردم
آرایشگاه هم در حد اصلاح ابرو بردم رنگ و میکرو و کارهای این شکلی نه
باشگاه هم دیروز خودش اصرار اصرار ک باهات میام
بردمش جلو در باشگاه رسیدیم گفت صداش زیاده و ....... نیومد داخل
باز زنگ زدم همسرم اومد بردش

بجز آرایشگاه،باشگاه،خرید برای خودم توی بازار که نهایت دوماه یبار باشه،لیزز،مطب دکتر نمیبرم وگرنه مهمونی و دورهمی و اینا هرجا مناسبش باشه میبرم نباشه کلا نمیرم ترجیحم اینه جایی برم به بچم هم خوش بگذره

کارخوبی میکنی.منم میمونه فقط پیش مامانمو ابجیم دوس داره بیادا ولی نمیبرمش هرجایی.چون از بچه ها یاد میگیره کارای بد رو هرچیم بگم نکن این کار زشتیه بازم تکرار میکنه

نه منم نمیبرم اگ جایی ک مناسبش نیست نمیبرم
فقط هم پیش مامانم یا مادرشوهرم میزارم ک خیلی اعتماد دارم بهشون

کار ب مناسب بودن یا نبودنش ندارم اما خب اینکه بدون بچه بری راحت تره دیگه بهتره نبریش برا راحتی خودت

وقتی بیشتر ایمور اونور ببریش درسته اذیت میشی ولی بچه دیگه کمتر اذیت میکنه چون شناخت داره با اون محیط ولی وقتی ما بیرون نبردیمش بیشتر اذیتمون میکنن

نه منم نمیبرم میزارمش پیش مامانم

منم دقیقا مث شما همه جا نمیبرمش میذارمش پیش مامانم یا خواهرم و با خیال راحت خودم میرم بهترین کارم همینه چون بباد هم خودش اذیت میشه هم من

منم که هر جا نمیبرمش ، ولی جاهایی میشه که کسی نیست پیشش بزارم یا موقعیتش نبوده با خودمن میاد همسر من کارش اداره ای هست گاها عصر دیر وقت میاد مجبورم ببین مجبورم باخودم ببرمش 😆ولی باور کن یه سال هم استراحت کنم از دست این بچه ها بازم کم میارم ، ولی پسر کوچیکه من بیرون موقع خرید ویا گردش اصلا اذیت نداره فقط تو مهمونی ها حوصلش سر می‌ره یا همبازی می خواد یا می چسبه به بزرگا

خب من چاره ای ندارم عزیزم کسی و جایی نیست که چند ساعت برای خودم باشم

بنظرمن بهترین وعاقلانه ترین کاررو کردی.من چون تنهام وهیچ کسی رو جزخدا اینجاندارم مجبورم باخودم ببرمش‌.

منم مثل شما
ارایشگاه نمیبرم
دکتر نمیبرمش
چون فقط اون تایم ها مامانم نگه میداره
بخوام با دوستام برم اکثرا میبرمش و الان که شیطون شده دوستام به جای بیرون میان خونمون چون شرایطمو درک میکنن و گاهی همسرم نگه میداره تا من کارای بیرونمو انجام بدم
من کاملا با روند تو‌موافقم و تو اصلا حساس نیستی
تو بهترین مامان برای انیسا هستی

من همه جا باهام بوده و واقعا کلافه میشم گاهی

کلا دخترم با کسی نمی‌مونه حتی دندان پزشکی هم با خودم می برم دوره همی ما اکثرا کسی سیگاری اینا نیست اونا هم بچه دارن می برم و از تایم خواب دخترم زودتر بر می گردیم نهایت ۱۱/۳۰ خونه هستیم ارایشگا اینا نه اصلا محيط مناسب بچه ها نیست

منم نمیبرم البته تازگیا بدون من اصلا نمیمونه مجبورم ببرم و کلا استراحت و چند دقیقه برای خودم بودن تعطیل شده😓 بیر نم بردنی فقط بدو بدو میکنه اصلا اروم یجا بند نمیشه خرید داشتنی با اعصاب اروم میرم با اعصاب داغون برمیگردم بس که شیطونی میکنه

همه جا میبرم
چندوقته میخوام برم باشگاه به هیشکی اعتماد ندارم ک دوساعت برم بیام
شنبه میخوام برم یه کلاسی ثبت نام کنم ،جوری برنامه ریزی کردم که خواب باشه یکی بیاد پیشش خونه کسی نفرستمش

دوستام بچه مدرسه ای دارن و‌بردمش
نخواسته بیاد آرایشگاه باهام منم بخاطر جنسیتش اصراری نکردم
ولی آرایشگاه مردونه میره
عاشق رستورانه خوب غذا میخوره اونجا کافی شاپم میریم باهم
پارک و اینا هم میریم

ارایشگاه ک سهله
دسشویی هم با خودمه😒

من همه جا باهامه حتی باشگاه
چون من کسیو کنارم ندارم.
اما دورهمی دوستات حتما ببرش
آرایشگاه هم از ۳سال ب بعد میتونی ببری
ولی خب اگر کسی پیشم بود مطمعن باش منم میزاشتم پیششون چون واقعا گاهی تنها بودن لازمه

من همه جا میبرمش چون غیر همسرم کسی نیس نگهش داره بعد به غلط کردن میفتم میگم دیگه هیجا نمیرم

ن عزیزم من اصلا با خودم نمیبرم... فقط جاهایی ک دعوتیم اونم اگه باباش باشه میبرم....

من همه جا میبرمش همه جا همه جا
چون هیکس و ندارم نگهش داره تا یکسالگیش بعضی وقتا پیش خواهرشوهرم میذاشتم ولی بعد اون دیگه موشک خورد بغل خونمون بچم استرسی و وابسته شد بهم دیگه پیش کسی نمیمونه
همسرمم گردن نمیگیره اصلا نکهش داره من جایی برم
حتی برای ترمیم ناخن هم باخودم میبرمش
مجبورم وگرنه دوس ندارم همه جا ببرم با خودم

من همه جا با خودم میبرمش

ن گلم منم عین تو جاهایی ک مناسبش نباشه ویا جاهایی که زبادی بزرگسالانه باشه نمیبرمش

نه نمی برم، شدیدا معتقدم هر جای و مکانی مناسب بچه ها نیست.
من خونه دوست صمیمم نمی برمش چون همش باید حواسم باشه که چیزی و نندازه و نشکنه
یکی دوبار به اصرار دوستم بردم که بعد از شام همسر بردش خونه مامانم.

نه نمیبرم

سوال های مرتبط

مامان دلوان 👧🏻🍭 مامان دلوان 👧🏻🍭 ۳ سالگی
مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
با خودم میگم کاش شرایطم جوری بود که پسرمو خودم تربیت می‌کردم خودم بهش چیزای مختلف یاد میدادم ن اینکه از راه میرسم جسد میشم و یا کارای خونه رو انجام میدم و یا هم اینقدر از محل کار اعصابم خورده که به زور سرپام و آخر شب جون آخرم میرسه به تخت خواب و تمام میشه روزم

دلم میخواد مثل مادرای دیگه پسرمو خودم بزرگ کنم به خودم وابسته باشه تا مامانم میخوام هر جا میره اول اسم منو بیاره تا مامانم ولی نمیشه انگار مجبورم کار کنم تا بتونم آینده خوبی براش درست کنم که با این شرایط اقتصادی فک نکنم بشه ولی حداقل میگم الان شاید بتونم چیزایی که دوست داره رو سعی کنم تهیه کنم

ولی اینکه نمیتونم خودم بزرگش کنم و کنارش باشه و ... اذیتم میکنه ی غم عجیبی دارم
نمیگم مامانم بد تربیت میکنه چون اگر بدتربیت می‌کرد من الان ی آدم با مسئولیت نبودم ولی اینکه مامانم مثل قبل انرژی نداره و نمیتونه اون تربیت رو که من میخوام کنه واسم اهمیت داره یا اینکه مامانم خیلی رادوینو لوس کرده هر چی میخواد براش میگیره ن نمیاره با اینکه بارها بهش گفتم نکن باز انجام میده اونم چون مادربزرگه و رادوین عزیزشه اینکارو میکنه ولی بازم توی تربیت تاثیر داره
من خودم خیلی سخت میگیرم و به نظرم همین سختگیری بیشتر باعث میشه موفق باشه و اینکه مسئولیت پذیر بشه ولی مامانم ن همه چیزو خراب میکنه

خلاصه فعلا مجبورم

شمایی که شاغلین چیکار میکنین شرایتون مثل منه