۱۲ پاسخ

گلم تا یک هفته شاید یک ماه خودتون باید یادآوری کنید ببرید توالت براش قصری طرح صندلی بخر که تکه گاه داره بر ا شبا بیدارش می‌کنی راحت بشینه تو خابم باشه جیش کنه پسرم ۴ ماه خودم یادآوری میکردم تا یاد گرفت البته بستگی دا ه به سن و همکاری بچه پسرم اون وقت دو سال دو ماهه بود

طبیعیه روز اولش بوده فقط کم نیار بی حوصلگی نکن داد نزن تشویقش کن باهاش زیاد خرف بزن توهم جبشت میگیره بهش بگو مامان جیش داره منو میبری دستشویی یا حتی باباش اعلام کنه جیش داره ب مرور تو ذهنش میمونه ک باید بگه جیش داره
فقط تا میتونی با حوصله باش خطا داست اخم و تخم‌نکن ولی با خنده هم نگو پرو نشه😁
تجربه من بود امیدوارم مفید باشه برات

عزیزم تا یک ماه وشایدم بیشتر ...طول بکشه خودش بگه تواین یع ماه خودت باید ببریش ولی خطاش کمتروکمترمیشه

طبیعی عزیزم دختر من از روز چهارم به بعد دیگه خطا نداشت روزای اول خیلی سخت بود کم کم یاد میگیره الان که تقریبا داره میشه یک ماه که از پوشک گرفتم قشنگ هم جیش هم پی پی رو خودش میگه و میبرمش

این که طبیعیه من روز اولی که استارت زدم حتی یک بار هم توی دستشویی جیش نکرد
ولی من برای اینکه نجس کاری کمتر پیش بیاد اولش هر یک ساعت می‌بردم دستشویی چه جیش میکرد چه نمی‌کرد بعد که میومد بیرون دوباره پوشک شورتیش و پاش میکردم
بعد یک مدت اگه تو دستشویی جیش میکرد یک ساعتی باز میذاشتمش
کم کم ساعتای بدون پوشکش و بیشتر کردم تا همزمانش بیشتر به تو دستشویی جیش کردن عادت کنه
تو دستشویی هم برای اینکه بشینه و زود پا نشه با ماژیک یا مداد شمعی یا رنگ انگشتی رو دیوار نقاشی میکشیدیم

همینکه روز اول یکی دوبار گفته ینی خیلی عالیه چ انتظاری داری من ۴ ماهه گرفتم هنوز نگفته

روزاول که خوبه من چهارماه درگیربودم

فقط صبور باش مسیرسختی در پیش داری
من روزسوم واقعا کم اوردم رفتم تواتاق دروبستم زار زدم بشدت وسواسم داشتم خفه میشدم از وضع موجود ولی کم کم اوکی شد

روز اول دوبار بهت گفته که جیش داره؟؟؟
عالی بود
پسر من بعد یک هفته برای بار اول گفت جیش دارم

عزیزم روز اول چندبار گفته خوبه من دخترم دو روز کلا خطا داشت از روز چهارم کامل یاد گرفت

عزیزم این مرحله ولقعا سختیه..
من دیگه دائما تو سرویس بودم باهاش و همش خطا میداد و درحال کهنه شستن بودن..
شورت آموزشی بگیر دیر تر پس میده و وقتی کثیف شد میتونی کهنه ها و خشک کن هاشو تا کنی بزاری وسط شورتشو بپوشونیش..
خیییلی صبور باش اگه دعواش کنی یا جوری که اذیت بشه خیلی دیرتر میشه این یادگیری

یکم حوصله میخواد دیگه اصلا پوشک نکن زود یاد میگیره غصه نخور

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۲ سالگی
از پوشک گرفتن از اون چیزی که فکرش رو میکردم و غولی که ساخته بودم خیلی بهتر پیش رفت
الان حدود بیست روزی میشه
قبل از شروع کردن مدت ها قصه و شعر و بازی با عروسک ها و اماده سازی داشتیم
یه لگن شکل جوجه هم خودش دوست داره براش گرفته بودم
خودمم امادگی‌کامل داشتم یه سفر رفتیم و باانرژی اومدیم شروع کردیم
روز اول بهش گفتم میخوایم یه بازی کنیم به اسم پوشک بی پوشک
صبح ها که بیدار میشیم پوشک رو بیرون میاریم
و هر نیم ساعت میبردمش دستشویی
روزای اول خیلی خطا داشت یه روز خوب پیش میرفت یه روز نه
که تاپیک های اونا هم گذاشتم قبلا
ولی ظرف ۶ روز قشنگ یاد گرفت و راه افتاد
روزای اول تازه فهمیده بود که میتونه جیششو نگه داره و این بود که ساعت ها نگه میداشت و یهو ازش میریخت
ولی بعدش یاد گرفت و به موقع میرفتیم دستشویی
بعد کم کم تایم رفتن به دستشویی رو بافاصله تر کردیم
خلاصه ظرف شش روز یاد گرفت و توی هفته بعدشم دیگه خودش میگفت جیش و پی پی دارم
از روز اول هم بیرون میرفتیم با شورت اموزشی
ولی شاید اگه نمیرفتیم زودتر یاد میگرفت
این مرحله خیلی برام سخت بود ولی خداروشکر خوب گذشت❤️
فکر کنم من جزو نفرات اخر بودم که پوشک گرفتم😅
شما گرفتین یا نه هنوز
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن قسمت سوم،،، من از دو سال و یک ماه درگیر یاد دادن و امادگی ذهنی دخترم برای از پوشک گرفتن بودم، تا این که حدود شش روز پیش گفت پوشک نمیخوام،بازش گذاشتم،دو بار خطا داشت، البته هم شلوار پاش نبود و هم اینکه میرفت روی صندلی و پای ظرف شور ایستاد،فکر کنم رحمش سرد شد،چون من حدود یک ماه ب طور جدی میبردمش دستشویی البته با مای بی بی، دایم بهش میگفتم بیا بریم دستشویی،ی بار می اومد ی بار نمی اومد،خیلی اذیت شدم،همه کاری کرده بودم،دستشویی تزیین کردم،چراغ زدم تو دستشویی ،شمع گذاشتم تو دستشویی یعنی تولد داریم،لگن شو گذاشتم،اسباب بازی مینداخت داخلش و اب بازی میکرد،با این حال میدیدی از صبح تا ظهر نمی اومد دستشویی ولی عصر می اومد،تا این که خودش گفت پوشک نمیخوام و من بازش کردم بعد دو بار خطا دوباره پوشکش کردم،فرداش رفتم خونه ی مامانم،پوشک بود،در این یک ماه بهش میگفتم پوشک بده،دیگه بده ب خودت جیش کنی،بو میدی، خلاصه فرداش دخترم گفت پوشک نمیخوام و بعد بهش میگفتم هر وقت جیش داری بگو،دو باری خطا داشت،ولی امروز ک روز چهارم خداروشکر عالیه و خودش خبر میده،حتی شب ها هم جیش نمیکنه و من صبح صداش کردم و گفتم جیش داری بلند شو تا بریم دستشویی،دیگه کامل مای بی بی گذاشتم کنار،حتی جلو چشماش هم نیست،تا یادش بره و ب جاش تو ذهنش این باش ک باید بره دستشویی،فقط پی پیش مونده،ازش نمیترسه ولی خب تو دستشویی هم نمیره،ب جاش من ی زیر انداز نزدیک دستشویی انداختم تا بعد چند روز نزدیک تر ب دستشویی کنم و بعد هم ایشالا بره تو دستشویی