پارت ۳ : یه پرستار اومد و اونم شکممو فشار داد که کل اتاق از جیغ و گریه من پر شد، همش التماسش میکردم خیلی خیلی درد داشت...فقط حتما میرین بیمارستان بگین سوند و ماساژ شکمی رو حتما بی حسی انجام بدن من خیلی درد کشیدم خیلی اصلا فکرشم نمیکردم انقد درد بکشم، چندساعت بعد هم اجازه دادن چیزی بخورم و باید راه میرفتم پرستار اومد کمکم کرد خیلی درد داشتم ولی بخاطر دخترم تموم تلاشمو میکردم،هرچقدر راه برین خیلی بهتره براتون ، پرستار ها و پرسنل خیلی خوب و مهربون بودن و بیمارستانم آریا بود خیلی خلوت و تمیز بود و راضی بودم از همه چی
۱۰ روز هم طول کشید سر پا بشم و بدون کمک از جام بلندشم،حتما رو تخت بخوابین من تختم رو جمع کرده بودم خیلی اذیت شدم بعد دوسه روز رفتم رو مبل خوابیدم از رو زمین خیلی بهتر بود...حتما انجیر خیس شده هرروز بخورین خیلی خوبه واسه اینکه شکم خوب و روون کار کنه.دراخر هم برای همه مامانای باردار دعا میکنم بسلامتی نینی های نازتونو بغل بگیرین و برای کسایی چشم انتظارن دعا میکنم این حس قشنگو تجربه کنن💗🥰

تصویر
۴ پاسخ

سخت ترین قسمت سزارین فقط ماساژ شکمی در حد 3 دیقه ولی ارزششو داره سزارین

مبارکت باشه قدمش پر از برکت💖

از من که شکمم رو فشار دادن اون قدر درد حس نکردم

چند هفته بودی و اینکه بچت چند کیلو بود

سوال های مرتبط

مامان یسنا کوچولو 🎀 مامان یسنا کوچولو 🎀 ۵ ماهگی
پارت دوم زایمانم
دخترم رو آوردن کنارم وپرستار اومد باز کمک کرد یکم شیر دادم و یک پرستاردیگه اومد آمپول اینا زد رفت بعد ۳ ساعت که بی حسیم رفت شکمم درد نمی کرد داخل شکمم یکم درد داشت شبیه درد پریودی که پرستار پمپ درد آورد گفتم زیاد درد ندارم گفت باشه وصل میکنم دردت زیاد نشه و هر سه ساعت یک بار میومدن شیاف میزاشتن و ۲ ساعت یک با آمپول بی حسی میزدن و بعد ۵ ساعت من شرو ع کردم چای و کمپوت انجیر خوردم و بعد ۸ ساعت پرستار اومد کمکم کرد برای راه رفتن اون یکم سخت بود راه رفتن و گفت خودت راه برو بعد دیگه خودم میرفتم دکترم گفته بود زیاد راه برو یکم استراحت کن دردت کم میشه این توری ام بود راه رفتن خیلی کمک کرد برای دردم و شب یکم سوپ آوردن واون شد شام من و یک پرستار دیگه اومد همه چیز توضیح داد تبم گرفت رفت برای صبحانه ام کاچی دادن و باز دکتر بچم اومد دید و پرستار اومد چون بخیه من لیزری بود اومد دید و دکترم اومد دید و یکم گفت رفتم خونه چه کار کنم من روز بعد عملم خیلی خوب شدم جوری که پرستار گفت با این که دیروز عمل کردی خیلی خوبی و پرستار اومد سرم اینا زد من بعد از ظهر مرخص شدم از بیمارستانم خیلی راضی بودم از کادر درمان که با خوصله به خرفام جواب میدادن و هی میومدن بهم سر میزدن دانشجو نبودن پرستار های کار بلد بودن بازم بخوام زایمان کنم بی شک میرم اونجا
و از دکترمم راضی بودم که یه جوری عمل کرد روز ۳م خوب بودم به بچم خودم می‌رسیدم و جای عمل ام خیلی خوب بود
مامان دیار مامان دیار ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان مامی پَناه💝 مامان مامی پَناه💝 روزهای ابتدایی تولد
بعد بخیه زدن و اینا بردنم ریکاوری
بعد از 10دقیقه هم بردنم بخش
تا 12ساعت دکترم اجازه خوردن غذا و مایعات نداد
بعد از 12ساعت گفت میتونی شروع کنی مایعات بخوری
بعدش هم راه بری
بلند شدن و راه رفتن خیلی سخت بود واقعا سخت بود بعد از 12 ساعت خوابیدن رو کمر
هیچ‌کس هم نمی تونه کمک کنه برای بلند شدن چون خیلی فشار میاد
من با کمک خودم بلند شدم
راه رفتم خم بودم برای راه رفتن
بعد از چند ساعت درست شد
وقتی راه میرفتم خوب بود دیگه میخواستم بشینم مکافاتی بودد خیلی سخت بود انگار باز شکمم رو پاره کرده بودن
من پمپ درد نگرفتم چون گفتن عوارض داره
بعد یه نفر بود از منی که پمپ درد نداشتم بیشتر درد داشت اون پمپ درد داشت
با شیاف خیلی خوب بود واقعا اروم میشدم
بخاطر یبوست بعدش هم
شیاف بزارین کارتون رو راه میندازه راحت
3روز بیمارستان بودم اتاق خصوصی گرفتم عالی بود حتما بگیرین
از دکترمم خیلی راضی بودم خیلی تمیز برام بخیه زده
خب خلاصه همین دیگه 😁
تاریخ 1405/4/17 🥹❤️
مامان آرمان مامان آرمان ۸ ماهگی
مامان کوروش مامان کوروش ۷ ماهگی
سلام خانوما بعد 10 روز اومدم تجربیات بگم

دکترم فریبا حقی بود خیلی عالی بود راضی بودم ازشون واقعا دکتر خیلی خوبیه از همه لحاظ و من سزارین اختیاری بودم 15 تومن گرفتن
و اینکه بیمارستان موسی بن جعفر بودم بیمارستانه همچی خوبی نبود بعضیاشون رفتارشون مثل سگ بود صحبت میکردی جوابتو نمیدادن
و من صبح ساعت 9 بیمارستان بودم کارامو کردم شد 10 نیم بستری شدم اومدن سوند سرم اینا وصل کردم لباس پوشیدم ساعت دو دکتر اومد رفتم اتاق عمل اتاق عمل خیلی باحال بود اولین بار بود ک رفتم 😂و دراز کشیدم میخاستن گولم بزنن گفتن بیهوشی گفتم نه من بیهوشی نمیخام درد بعدش نمیتونم تحمل کنم بی حس میخام دیگ دکتر اومد بی حسی زد اصلا درد نداشت فقط نباید تکون بخوری ساعت 2:40کوروشم بدنیا اومد خداروشکر همه چی خوب بود و بخیه هم جذبی زدم خانم دکتر گفتن جذبی بهتره واقعا جذبی بهتره و اونایی ک بیهوشی بودن تو ریکاوری جیغ میزدن اه ناله من نه دراز کشیده😂آروم 6 بار شکمم فشار دادن فقط 5 پرستار عوضی خیلی بد فشار داد و اینکه چسب بخیه اومد پرستار عوض کنه برام خیلی بد عوض کرد راضی نبودم طوری زده بود ک رون پام گرفته بود و پام سوخته بود این خیلی اذیتم کردحتما جای دکترم برم ازش شکایت میکنم وگرنه اصلا درد نداشتم زایمان خیلی راحتی داشتم واقعا عالی بود برگردم عقب حتما سزارین انتحاب میکنم و بخیه جذبی
و هزینه بیمارستان هم 50 تومن شد
مامان نینی مامان نینی روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین نیکان سپید پارت ۳
بخش اومد دنبالم دوباره یه ماساژ رحمی داد که یکم درد داشت چون بی حسی دیگه رفته بود،نینی هم گذاشتن تو بغلم و بردنم ، ساک مادر و نوزاد میدن که چیزی نیاز نیست شما ببرید، تو ساک مادر یه دست لباس و شلوار هدبند و پوشک ساک نینی هم یه لباس و شلوار و پوشک و دستمال مرطوب و پتو دور پیچه، رفتیم تو بخش برام دو تا شیاف دیکلو گذاشتن لباسم رو عوض کردن ماما هم اومد برام دارو زد توسرم، ساعت ۸ شب برام چای عسل اوردن گفتن تهوع نداشتی آب میوه بخور، من خوب بودم دیگه برام ساعت ۸و نیم سوپ و جوجه کباب اوردن یکم خوردم ، ساعت ۹ شب هم کمک پرستار اومد بلندم کرد و رفتیم دستشویی، اولین راه رفتن یکم سخته بیشتر حس سوزش بخیه رو دارین ولی اونقدر نبود، کمپوت انجیر حتما بخورین که سریع دفع داشته باشین، حتما حتما تو بخش بلند شین راه برین هردفعه دردتون کمتر میشه، من با همون شیاف اوکی بودم دردش مثل پریودیه اونقدر زیاد نبود ، نینی هم خودشون میان کمکتون که شیر بدین ، کمک پرستار هم میومد چکش میکرد پوشکش رو ، ماما و پرستار ها هم کلی میومدن سر میزدن با اینکه ما اصلا صداشون نمیکردیم، همه هم رفتارشون خیلی خوب بود، صبح پزشک زنان مقیم ویزیتتون میکنه اطفال هم میاد نینی رو میبینه ، شنوایی سنجی و واکسن هم انجام شد، ساعت ۱۲ ترخیص شدم، کل هزینه من با اتاق خصوصی شد ۹۵ تومن بدون بیمه ، نینی من ۲۸۰۰ به دنیا اومد ۳۸ هفته و یک روز ولی همه چیش خوب بود ، پرسنل هم از همون اول تا آخر خیلی خوش اخلاق و خوب بودن ، بیمارستان تمیز بود رسیدگی خوب بود من واقعا راضی بودم ، اگه باز سوالی دارین مامانا جواب میدم
مامان تیام مامان تیام ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۶
بچه هم خودشو کشیده بود بالا اونی ک کمک دکتر داشت عمل می‌کرد یهو زیر قفسه سینم رو شروع کرد فشار دادن اینجا دیگه واقعا دردم گرفته بود و داشتم اذیت میشدم دو دقیقه ای این کار رو کرد یخورده داد زدم و حس هم میکردم توی شکمم داره خالی میشه بچه رو کشیدن بیرون یهو همه گفتن مبارکه و من اشک تو چشمام جمع شده بود از استرس از خوشحالی کلی حس عجیب غریب داشتم بچه رو بردن اونطرف تر خشکش کنن تنها چیزی که پرسیدم گفتم سالمه پرستار لبخند زد گفت آره دیگه از درد قفسه سینه چشمامو بستم و بچه رو آوردن گذاشتن رو صورتم دوباره بردنش
دیگه داشتن بخیه هامو میزدن درد قفسه سینه من بشدت زیاد شده بود کلی ناله کردم ی آمپول آورد پرستار زد تو رگم گفت الان آروم میشی برام ماسک اکسیژن هم گذاشتن دیگه تا کارشون تموم شد بردنم ریکاوری و کم کم داشت بی حسیم می‌رفت یک دور ریکاوری ماساژ رحمی انجام دادن درد داشت یک دور تو بخش ک دردام شروع شده بود پرستار اومد ماساژ داد که اونجا واقعا داد میزدم از دردش
بااینکه گفته بودن بعد سزارین سر تکون ندیم حرف زیاد نزنیم ولی من هم خیلی حرف زدم هم خیلی تکون خوردم ولی سردرد نشدم ی درد خفیفی فقط امروز گرفتم و رفع شد کلی نسکافه و کاپوچینو خوردم صبح سوندم رو کشیدن که اونم درد نداشت رفتم دستشویی یخورده بلند شدن درد داشت برام ولی خیلی سخت نبود یخورده قدم زدم اومدم دراز کشیدم پمپ درد داشتم واقعا خوب بود و آرومم می‌کرد
در کل تجربه شخصیم رو بگم درد های بعد از سزارین برام قابل تحمل تر از دردایی بود که وقتی یک سانت بودم داشتم
از سزارین خیلی راضی بودم و برگردم عقب بازم انتخابم سزارین
مامان کیان 💙 مامان کیان 💙 ۶ ماهگی
پارت 4..
نمیدونم چقدر طول کشید بخیه زدن تموم بشه با آرام بخش هایی که بهم زده بودن داشتم سنگین میشدم و خوابم میومد بدنم کاملا بی حس بود ولی می‌فهمیدم چند بار تو اتاق عمل شکممو فشار داد و بعدش منو بردن ریکاوری خیلی سرد بود و منم همچنان لرز داشت بدنم تو ریکاوری هم چند بار محکم شکممو فشار دادن ولی چون بی حس بودم درد زیادی رو متوجه نمیشم تا اینکه بعد یک ساعت بردنم تو بخش همش سراغ بچمو می‌گرفتم که دکتر گفت چون بچه نارس هست و منم آمپول ریه نزده بودم باید چند روز ان ای سیو بستری باشه خیلی گریه میکردم ولی خداروشکر میکردم بچم سالمه و همینکه میدونستم چند روز دیگه قراره ببرمش خونه بهم آرامش میداد...
توی بخش هم دو سه بار پرستار شکممو ماساژ داد که درد داشت و چون اثر بی حسی داشت می‌رفت خیلی محکم فشار نمی‌دادن خودشون..
ساعت یازده شب منو بردن بخش و تا صبح گفتن هیچی نباید بخوری همش نگاه ساعت میکردم زودتر صبح بشه بلند بشم برم بچه مو ببینم ساعت هفت صبح اومد اول سوند رو کشید من قبلش یه شیاف گذاشتم که وقتی میگه پاشو راه برو زیاد درد نداشته باشم.. سوند رو که کشید صبحونه خوردم و پاشدم که راه برم چون خیلی دستشویی داشتم..اصلاااا اونقدری که فکرشو میکردم درد نداشت یعنی توی تصوراتم دردش خیلی بدتر بود ولی برای من واقعا قابل تحمل بود..
رفتم دستشویی و بعدش رفتم آن ای سیو بچمو دیدم تا عصر که مرخصم‌کردن سه‌چهار بار رفتم پیش بچم ..
مامان نورا مامان نورا ۳ ماهگی
پارت ۳
من قبل عمل درخواست پمپ درد داده بودم که همسرمو فرستادن بخره هزینه اش هم ۱میلیون ۸۰۰ شد
حتما قبل عمل بگید چون باید دکتر بی هوشی نصب کنه براتون
اگ بگم چ فوایدی داره خیلی درد رو کنترل میکنه خیلی کمک میکنه برا سرپا شدنتون حتما توصیه میکنم بگیرید
ساعت ۶ بهم اجازه خوردن مایعات دادن من چای و خرما خوردم شماهم حتما ابمیوه اناناس کمپوتش تاحد امکان ابمیوه طبیعی ببرید چون ابمیوه های کارخانه ای رو نمیذارن میگن نفخ اوره
بعد خوردن مایعات پرستاراومد کمک که ازتخت بیام پایین برای اولین بار سخته واقعا ولی حتما ب پرستارتون بگید قبل پایین اومد از تخت شیاف بزنه خیلی خیلی موثر درد رو درجا کنترل میکنه اگ اوناهم نزدن ب همراهتون بگید بهتون بزنه واقعا تاثیرش رو میبینید
خلاصه با کمک مامانم و پرستار اومدم پایین سخت ترین بخشش اینجا که اونم چن بار راه برید و حرکت کنید دیگ اوکی میشد هرچقدر بیشتر راه برید و تکون بخورید زودتر حالتون خوب میشه من از کسایی ک پیشم بودن بیشترحرکت میکردم جنب و جوش داشتم خداروشکر بعد ۲ روز سرپا شدم
راستی حتما وقتی بهتون اجازه خوردن مایعات دادن ی کوچولو قهوه فوری دم کنید بخورید من نخوردم ۴ روز از سردرد نمیتونستم سرمو تکون بدم ولی روز چهارم ۲ دفعه قهوه فوری خوردم دیگ سردردم اونجا موند