تجربه سزارین نیکان سپید پارت ۳
بخش اومد دنبالم دوباره یه ماساژ رحمی داد که یکم درد داشت چون بی حسی دیگه رفته بود،نینی هم گذاشتن تو بغلم و بردنم ، ساک مادر و نوزاد میدن که چیزی نیاز نیست شما ببرید، تو ساک مادر یه دست لباس و شلوار هدبند و پوشک ساک نینی هم یه لباس و شلوار و پوشک و دستمال مرطوب و پتو دور پیچه، رفتیم تو بخش برام دو تا شیاف دیکلو گذاشتن لباسم رو عوض کردن ماما هم اومد برام دارو زد توسرم، ساعت ۸ شب برام چای عسل اوردن گفتن تهوع نداشتی آب میوه بخور، من خوب بودم دیگه برام ساعت ۸و نیم سوپ و جوجه کباب اوردن یکم خوردم ، ساعت ۹ شب هم کمک پرستار اومد بلندم کرد و رفتیم دستشویی، اولین راه رفتن یکم سخته بیشتر حس سوزش بخیه رو دارین ولی اونقدر نبود، کمپوت انجیر حتما بخورین که سریع دفع داشته باشین، حتما حتما تو بخش بلند شین راه برین هردفعه دردتون کمتر میشه، من با همون شیاف اوکی بودم دردش مثل پریودیه اونقدر زیاد نبود ، نینی هم خودشون میان کمکتون که شیر بدین ، کمک پرستار هم میومد چکش میکرد پوشکش رو ، ماما و پرستار ها هم کلی میومدن سر میزدن با اینکه ما اصلا صداشون نمیکردیم، همه هم رفتارشون خیلی خوب بود، صبح پزشک زنان مقیم ویزیتتون میکنه اطفال هم میاد نینی رو میبینه ، شنوایی سنجی و واکسن هم انجام شد، ساعت ۱۲ ترخیص شدم، کل هزینه من با اتاق خصوصی شد ۹۵ تومن بدون بیمه ، نینی من ۲۸۰۰ به دنیا اومد ۳۸ هفته و یک روز ولی همه چیش خوب بود ، پرسنل هم از همون اول تا آخر خیلی خوش اخلاق و خوب بودن ، بیمارستان تمیز بود رسیدگی خوب بود من واقعا راضی بودم ، اگه باز سوالی دارین مامانا جواب میدم

۱۰ پاسخ

مرسی که انقد قشنگ همه چی رو توضیح دادی کلی استرسم کم شد 😍 نی نی پسره یا دختر 😍 الهی که هر دوتون سالم باشید

روز قبل برا مشاوره که رفتی کلینیک برگه بستری هم خواستن که دکتر داده بود؟واینکه همراه داخل گذاشتن؟

مبارکت باشه بسلامتی و دل خوش.روز قبل مشاور بیهوشی انجام میدن ولی بی حس میکنن درسته؟واینکه وسایل نی نی و مامان فقط و لبلس و پوشک میدن؟دستمال کاغذی و...نمیدن؟

عزیزم تبریک میگم🤍 اسم دکترتون چی بود؟ منم میخوام این بیمارستان زایمان کنم مرسی که انقدر کامل تجربتو درمیون گذاشتی🩵

ماساژ رحمی چرا میدن ؟
خیلی درد داش؟
مگ‌به شکم فشار نمیارن؟

مرسی عزیزم از اینکه انقد کامل نوشتی.منم چهارشنبه زایمانمه همین بیمارستان.فقط یه سوال.گفتین برای مادر لباس میدن میشه باهاش عکاسی کرد یا نه از این بیمارستانیاس و نمیشه.
نمیدونم جدا لباس بگیرم برای عکاسی یا نه؟

مبارک باشه گلم نوع زایمان چی بود؟

ببخشید سزارین اختیاری بودید ؟ بیمه تکمیلی هزینه هاتون رو چقدر داد ؟

یه سوال دیگه همسرتون موند شب؟

عزیزم مبارکه ب سلامتی و دل خوش🤩❤️
دو تا سوال داشتم
پوشک خودمون و شیافو خودشون میزارن یا همراهمون باید بزاره؟
سوال بعدی اینه چرا پس گفتن ۱۲۰ میلیون اینا میشه؟شما تازه با اتاق خصوصی ۹۵ دادید خیلی خوبه پس

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین نیکان سپید پارت ۲
من متاسفانه حالم بد شد ، تپش قلب شدید گرفتم تا ۱۶۰ تا، تنگی نفس داشتم ، که بیهوشی کنارم بود و واقعا هر کاری میکرد حالم بهتر شه، همون اول تهوع گرفتم که بیهوشی برام ضد تهوع زد خوب شدم ، اکسیژن گذاشت فقط توصیه ام اینه که آروم نفس بکشید و استرس نگیرید، من خودم پرستارم سر عمل سزارین هم بودم اصلا ترسی از عمل نداشتم بخواین بترسید بدتره، خیلی زود شاید ده دقیقه هم نشد که بچه رو اوردن همون جا نشون دادن و بردن تمیز کردن باز اوردن گذاشتن رو صورتم ، واقعا اون لحظه همه دردام یادم رفت واقعا می ارزه ، دیگه بعدش برام یه آرامبخش زدن و دکتر بهم گفت داره بخیه میزنه لایه هارو ، بردنم ریکاوری ، اونجا دو بار ماساژ رحمی دادن که چون بی حس بودم درد نداشت، نینی رو اوردن گذاشتن رو سینه ام و خیلی با حوصله تلاش کردن که سینه ام رو بگیره، دو ساعت اونجا بودم و بعد بخش اومد دنبالم ، تو اتاق عمل هم بگید که اتاق خصوصی میخواین، سرتون هم بلند نکنید ک کمتر صحبت کنید
پارت بعدی
مامان مهدیار✨️ مامان مهدیار✨️ ۱ ماهگی
پارت چهارم : ورود به بخش ستایش
من اتاق خصوصی میخواستم ولی خب پر بود و رفتم دو تخته
۳تا پرستار که همه خانم بودن و همسرم با زیرانداز بلندم کردن و انتقالم دادن به تخت بخش و بچه رو هم گذاشتن روی تخت خودش و دیگه ما پیش همدیگه بودیم
بعد انتقالم به تخت همه رو بیرون کردن حتی مادرم و پرستارا لباس اتاق عمل رو درآوردن و لباس بخش پوشوندن برام ، منکه نفهمیدم ولی دوتا شیاف هم گذاشتن برام
با ابنکه تایم ملاقات نبود ولی خب میزاشتن پدر بچه بیاد پیشمون و من ساعت ۱۲ از ریکاوری اومدم بیرون و وارد بخش شدم و همسرم تا بعد ساعت ملاقات تقریبا تا ۵ پیشم بود
تا ساعت ۴ نباید چیزی میخوردم ، حس گرسنگی داشتم ولی نه اون قدری که اذیت کنه
مدام هم سرم میزدن ، بعد ساعت ۴ برام آبجوش و با عسل آوردن و گفتن مایعات را فراوون شروع کن ، مواد کافئین‌دار زیاد بخور یک ساعت بعد جامدات رو شروع کن
من تا تونستم چای ، قهوه ، آبمیوه خوردم ، و شروع جامدات با کمپوت بود که گفتن گلابی و انجیر و اگه نبود دیکه نهایت سیب
آناناس چه کمپوت چه آبمیوه اجازه ندادن
مامان سها مامان سها ۸ ماهگی
پارت دوم
بعدش آوردن بهم داروی خواب زدن که من بخوابم ولی روم اثر نکرد و کتف درد گرفتم ، که الانم رومه و هنوز درد میکنه.
بعد بردنم ریکاوری دخترم کنارم بود کلی باهاش حرف زدم چون اثر بی حسی روم بود درد نداشتم . ماساژ اول شکمی هم خوب بود دردش خیلی حس نشد . من پمپ دردم داشتم بخش که منتقل شدم حالم خوب بود خاله هام بودن همسرم و بابام بود خواهرم و مادرم هم بودن ولی واااای از ماساژ دوم و تعویض لباس از شدت درد نتونستم جلوی خودم بگیرم و جلو همه زدم زیر گریه مخصوصا برای ماساژ شکمی بعد لرز شدیدی داشتم سردم نبود ولی لرز بود که برام ۲ تا شیاف زدن هم دردم کم شد هم لرزم . بعدش تا ۱۰ ناشتا بودم ساعت ۱۰ چایی نبات خوردم و اومدن کمک برای راه رفتن اول اصلا اون چیز وحشتناکی که میگفتن نبود یه دور راه رفتم بعدش شیر دادم که الحمدلله شیر داشتم آغوز اومد .و نینی خورد نصف شبم پاشدم کل سالن رو چرخیدم پاهام رو مامانم کمک کرد شستم دست و روم شستم نینی رو شیر دادم بازم ولی تا صبح بیدار بودم هی نق زد سرکار علیه و صبح خوابید .
هزینه ها هم اینطور بود ۳۰ تومن سزارین که چون ما هم تکمیلی داشتیم هم بریچ بود پولی ندادیم .
۴ تومن پک لباس شامل یه پیرهن بعد عمل نخی ، یه پیرهن عمل و کلاه، دمپایی ، دستمال کاغذی
۲ میلیون اتاق خصوصی که توصیه میکنم حتما اتاق خصوصی بگیرید راحت دو عالم میشید ‌.
غذای همراهم جدا بود رو اون ۴ تومن که ما نگرفتیم یه کاسه سوپ به من دادن فرداش که خوشمزه بود خدایی
دکترمم اومد فرداش ویزیت و توضیحات رو بهم گفت
رو اون پک ۴ تومنی دارو های روز و سرم ها و سوند اینام بود.
اخلاق تک تک پرسنل خوب بود خیلی با محبت بودن هر ساعتی صدا میزدی می اومدن.
مامان ماهلین مامان ماهلین ۶ ماهگی
پارت ۳ : یه پرستار اومد و اونم شکممو فشار داد که کل اتاق از جیغ و گریه من پر شد، همش التماسش میکردم خیلی خیلی درد داشت...فقط حتما میرین بیمارستان بگین سوند و ماساژ شکمی رو حتما بی حسی انجام بدن من خیلی درد کشیدم خیلی اصلا فکرشم نمیکردم انقد درد بکشم، چندساعت بعد هم اجازه دادن چیزی بخورم و باید راه میرفتم پرستار اومد کمکم کرد خیلی درد داشتم ولی بخاطر دخترم تموم تلاشمو میکردم،هرچقدر راه برین خیلی بهتره براتون ، پرستار ها و پرسنل خیلی خوب و مهربون بودن و بیمارستانم آریا بود خیلی خلوت و تمیز بود و راضی بودم از همه چی
۱۰ روز هم طول کشید سر پا بشم و بدون کمک از جام بلندشم،حتما رو تخت بخوابین من تختم رو جمع کرده بودم خیلی اذیت شدم بعد دوسه روز رفتم رو مبل خوابیدم از رو زمین خیلی بهتر بود...حتما انجیر خیس شده هرروز بخورین خیلی خوبه واسه اینکه شکم خوب و روون کار کنه.دراخر هم برای همه مامانای باردار دعا میکنم بسلامتی نینی های نازتونو بغل بگیرین و برای کسایی چشم انتظارن دعا میکنم این حس قشنگو تجربه کنن💗🥰
مامان یارا 💕 مامان یارا 💕 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان من پارت ۲
تو اتاق عمل هم دکتر بیهوشی ازم پرسید بی حسی یا بیهوشی که من انتخابم بیهوشی بود. فقط گفتن قبل اینکه مواد بیهوشی تزریق بشه باید بتادین به شکم بزنیم و فشار و اینارو چک کردن و بعدش دیگه من نفهمیدم تا تو ریکاوری
ساعت نزدیک ۸ رفتم اتاق عمل، ساعت تولد رو زدن ۸/۱۰ دقیقه
من ساعت ۱۰ اومدم تو بخش
تو ریکاوری من هنوز یکم حالت خواب و بیداری بودم ک دوبار شکمم رو فشار دادن، یکم درد حس میکردم و اه و ناله کردم ولی خیلی بعدش از دردش یادم نمیاد
پمپ درد هم تو اتاق عمل گفتم ک میخوام برام وصل کردن اولی ک اومدم تو بخش یکم درد داشتم برام شیاف گذاشتن بعدش دیگه نیازی به شیاف نبود تا ساعتای ۶ اینا پمپ دردم هم قطع کردن دیگه
کمپوت هم گفتن فقط گلابی میتونی بخوری و چایی نبات و نسکافه بعدم یکم راه رفتم با کمک پرستار که اونم درد غیر قابل تحملی نداشت اصلا. فقط یکم سرگیجه داشتم چون چند ساعت حالت دراز کش بودم.فقط بعد اینکه اجازه دادن حتما راه زیاد برین هم برای اینکه راحت تر و زودتر دفع داشته باشین هم دردتون کمتر میشه. دیگه بعدشم رژیم غذایی عادی میشه. فرداش هم که معاینه دکتر اطفال و دکتر خودم انجام شد و چسب بخیه هام عوض شد مرخص شدم.
مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۸ ماهگی
پارت ۴
خلاصه هر مرحله که رد میشد میگفتم این دیگ درد داره اما شکر خدا هیچی درد نداشت
تا اینکه از اتاق ریکاوری بردنم بخش از اتاق دراومدم پشت سرم هم مهوا می اومد اومدم دیدم شوهرم و ماهلین مامانم منتظرن انقد لحظه خوبی بود کیف کردم رفتیم بخش که اتاق های دو تخته بود پرستار اومد چندتا دارو زد یه سرم وصل کرد گفت این ممکنه یکم درد ایجاد کنه میزنم که رحم برگرده سر جاش
که دردش مثل درد پریودی یا درد شکم درد وقتی اسهال داری هست
ک اونم چند ثانیه می‌گرفت و ول میکرد یک ساعت همین درد رو داشت دوتا شیاف هم گذاشتن برام
که دیگ همسرم اومد منتظر بود مامانم و باباش برن خجالت می‌کشید کاری کنه اونا رفتن تو سالن موقع رفتن یکی منو بوس کرد گفت دستت درد نکنه همون لحظه ک خم بود رو من باباش اومد 😁😁
اونا برگشتن شهرمون ماهم با مامانم موندیم
دیک تا ساعت ۵ گفتن شروع کن به خوردن که من شکلات تلخ و نسکافه خوردم اصلا هیچ دردی نداشتم تا شب ساعت ،۹ گفتن آروم راه برو تکون خوردن برام یکم سخت بود اما نه اون قدر چون بدنم از صبح ثابت بود خشک شده بودم هربار ک حرکت میکردم بعدش مکث میکردم دردش هم کاملا قابل تحمل و کم خیلی کم
یکم تو سالن راه رفتم شیش دوباره رفتم سرویس هربار ک راه میرفتم دردم کمتر و کمتر میشد خلاصه فردا شب تا صبح هم گرفتم خرخر خوابیدم 😁 هم نداشتم فردا صبح دکترم با دکتر اطفال معاینه کردن گفتن مرخص میشد ساعت ۱۲
پمپ درد هم راستی نداشتم
هزینه ام هم ۴ تومن
فیلمم هم ۱۰ تا عکس با یه فیلم ۵ دقیقه ای هست
شکر خدا خیلی راضی بودم تجربه زایمان قبلی رو شست برد برام
این زایمانم برام یه رویا بود انشالا قسمت همه مامان های باردار
یه زایمان راحت
دکترم فاطمه مردی بیمارستان بهمن
مامان داریان🧸💙 مامان داریان🧸💙 ۲ ماهگی
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۵ ماهگی
بخش دو
توی بخش هشت ساعت هیچی نخوردم و بعدش بهم نسکافه و چای و.... دادن و بعد از دو ساعت هم سوند رو برداشتن و راه رفتم.
سوند برداشتن هم ی کم سوخت ولی راه رفتن واقعا سخت بود.
بعدش دیگه شیاف و مسکن و اینا باعث شد بهتر بشم و راه برم. ملین هم خوردم تا شکمم کار کنه.
فرداش ساعت دوازده مرخص شدم. ی چیزی بگم ماساژ شکمی درد داشت واقعا ولی سه چهار باره تحمل کنید.
دکترم خانم عابد واقعا عالی بود و بیمارستان هم خوب بود.
هزینه اش با بیمه شد 15 تومن.
خیلی هزینه های اضافی داشت مثلا ساک همراه ساک وسایل و....ولی باید میگرفتی.

رسیدگی هم خوب بود، همه جا بعضی پرستار ها خوبن بعضی بد ولی به نسبت خوب بود من راضی بودم و رسیدگی داشتن دائم حالتو میپرسیدن . کارهامو انجام میدادن مثلا جا به جایی و.... من اتاق خصوصی نگرفتم مثلا تو اتاق ما سه نفر بودیم من زایمان بودم یک نفر فشار خونی یک نفر هم عمل زانو. خب این بد بود دیگه ولی اونا اذیت شدن نه ما😂😂
انشاالله سلامتی همه ی مامان های باردار و نی نی ها ❤️
مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان TAHA 💕 مامان TAHA 💕 ۱۵ ماهگی
پارت سوم
دیگه رفتم ریکاوری اونجا هم چون کل انرژیم تخلیه شده بود بدنم از سر و دندون بگیر تا نوک پا می‌لرزید که یه چیزی اومدن زیر پتو برام گذاشتن تا گرمم کنه بعدش هم یه پرستاری اومد یکی رو ماساژ رحمی بده دوباره اون خانومه هم بی حسیش تموم شده بود منم ترسیدم همون جا گفتم تا بی حسم بیا برا منم فشار بده که اومد فشار داد و رفت دیگه کارت نداشت منم تو خواب و بیداری بودم کم کم هم داشت اثر بی حسی کم میشد که اومدن بردنم سمت بخش یه ماساژ دیگه هم دادن که دردش زیاد حس نشد اما اینکه هی از این تخت به اون تخت میکردن بیشتر دردم می‌گرفت پمپ درد هم گرفتم برای دردام که خیلی خوب بود
رفتیم بخش کم کم اثر بی حسی تا 6 و 7 شب تموم شد و من خودم کم کم می‌چرخیدم به سمت راست و چپ یکم درد داشت و سوزش اما دردش به پای درد طبیعی که کشیده بودم نمی‌رسید خلاصه به کوچولوم هم شیر میدادم بعدش هم ساعت 9 شب یکم چیزی خوردم و در آخر گفتم بیان سوند رو بکشن که برم راه برم و سرویس که اومدن سوند رو کشیدن درد نداشت فقط باید خودتو شل بگیری تا راحت تر دربیاد
دیگه در آخر پاشدم راه رفتم سوزشش زیاد نبود اما خب به کمک نیاز داشتم تا چند قدم اول رو برم بعدش دیگه کم کم راه افتادم
الانم که مرخص شدم اومدم خونه امیدوارم شما زایمان راحتی داشته باشین
مامان نینی مامان نینی روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از سزارین بیمارستان نیکان سپید پارت ۱
روز قبلش با مدارک رفتیم کلینیک و مشاوره بیهوشی و پزشک قانونی و فارماکولوژی و نوار قلب انجام شد، فک کنم هزینش ۱۸۰۰ اینا شد من آزمایش جدید داشتم فقط بیهوشی برام رزرو دو واحد پکسل خواست همونجا گفتن که فردا ساعت ۹ بیا ساعت ۱۲ عملته، من شب یکم جوجه خوردم ساعت ۳ صبح هم به توصیه دکترم ۳ تا خرما خوردم ، صبح رفتیم پذیرش گفتن با همون برگه های دیروز برو بلوک زایمان ، اونجا کارهای اولیه انجام شد و رگ گرفتن، nst گرفتن ، بهم گان و شلوار دادن ، سوند گذاشتن که خیلی برای من دردناک بود ، خیلی سوزش شدید داشت، بهتون توصیه میکنم حتما بگید تو اتاق عمل بعد بی حسی بزارن براتون، شوهرم هم رفت پذیرش کارارو کرد و گفت اتاق خصوصی باشه، اون روز خلوت بود اتاق داشتن، ساعت نزدیک ۱۲ بود بردنم اتاق عمل ، اونجا بیهوشی باهام صحبت کرد، گفت پمپ درد میخوای که گفتم نه، من هم دکتر خودم هم دکتر بیهوشی روز مشاوره بهم گفتن با شیاف دردش کنترله و پمپ درد نیاز نیست، منم چون به مورفین حساسیت دارم ترسیدم به داروی مخدر دیگه ای هم حساسیت داشته باشم ، برام بیهوشی بیحسی به کمرم زد که به نظرم درد سوند بیشتر بود، این بیشتر حس فشار میداد بهت، سریع دراز کشیدم و پاهام گرم شد ، پرده رو جلوم کشیدن، ولی حس میکردم که شکمم رو دارن با بتادین تمیز میکنن، دکترم هم از اول اومد باهام حرف زد ، پارت بعدی