پارت دوم
بعدش آوردن بهم داروی خواب زدن که من بخوابم ولی روم اثر نکرد و کتف درد گرفتم ، که الانم رومه و هنوز درد میکنه.
بعد بردنم ریکاوری دخترم کنارم بود کلی باهاش حرف زدم چون اثر بی حسی روم بود درد نداشتم . ماساژ اول شکمی هم خوب بود دردش خیلی حس نشد . من پمپ دردم داشتم بخش که منتقل شدم حالم خوب بود خاله هام بودن همسرم و بابام بود خواهرم و مادرم هم بودن ولی واااای از ماساژ دوم و تعویض لباس از شدت درد نتونستم جلوی خودم بگیرم و جلو همه زدم زیر گریه مخصوصا برای ماساژ شکمی بعد لرز شدیدی داشتم سردم نبود ولی لرز بود که برام ۲ تا شیاف زدن هم دردم کم شد هم لرزم . بعدش تا ۱۰ ناشتا بودم ساعت ۱۰ چایی نبات خوردم و اومدن کمک برای راه رفتن اول اصلا اون چیز وحشتناکی که میگفتن نبود یه دور راه رفتم بعدش شیر دادم که الحمدلله شیر داشتم آغوز اومد .و نینی خورد نصف شبم پاشدم کل سالن رو چرخیدم پاهام رو مامانم کمک کرد شستم دست و روم شستم نینی رو شیر دادم بازم ولی تا صبح بیدار بودم هی نق زد سرکار علیه و صبح خوابید .
هزینه ها هم اینطور بود ۳۰ تومن سزارین که چون ما هم تکمیلی داشتیم هم بریچ بود پولی ندادیم .
۴ تومن پک لباس شامل یه پیرهن بعد عمل نخی ، یه پیرهن عمل و کلاه، دمپایی ، دستمال کاغذی
۲ میلیون اتاق خصوصی که توصیه میکنم حتما اتاق خصوصی بگیرید راحت دو عالم میشید ‌.
غذای همراهم جدا بود رو اون ۴ تومن که ما نگرفتیم یه کاسه سوپ به من دادن فرداش که خوشمزه بود خدایی
دکترمم اومد فرداش ویزیت و توضیحات رو بهم گفت
رو اون پک ۴ تومنی دارو های روز و سرم ها و سوند اینام بود.
اخلاق تک تک پرسنل خوب بود خیلی با محبت بودن هر ساعتی صدا میزدی می اومدن.

۳ پاسخ

عزیزم بعداز 30تومن 4تومن هزینه پکه؟؟

قشنگ تولد پسرم برام تداعی شد 😍

۳۰ تومن بیمارستان شده ۴ تومن هم ور وسایل ؟

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان محمد مامان محمد ۱ ماهگی
فقط فشار های که می آوردن تا بچه رو بکشن بیرون خیلی با شدت بود تکون میخوردم کاملا درد نبود ولی فشار زیادی بود که صدام در اومد. ساعت ۱ و ربع بچه رو درآوردن یکم اون پشت ی کارایی کردن باهاش و آوردن صورتش رو چسبودن بهم ، خیلی طولانی نبود بعد بردنش و منو بخیه زدن و بردن تو ریکاوری، اونجا دو ساعتی بودم پسرم رو ماما آورد گذاشت زیر سینه تا شیر بخوره، کم کم حس پاهام برمی‌گشت حالت گز گز داشت ، پمپ درد برام آوردن بعد یک ساعت که کاشکی زودتر میاوردن ، ازینجا تازه دردا شدید من شروع شد. چند دفعه ماساژ شکمی دادن که کوتاه بود ولی واقعا دردناک بود هم تو ریکاوری هم تا فرداش تو اتاق ، پمپ درد رو بهم همون اول نگفتن هرموقع بخوام میتونم دکمش رو فشار بدم تا سریع تر اثر کنه برا همین ی نصف روز بیخودی درد کشیدم ، شیاف هم میزاشتن ولی واقعا این پهلو اون پهلو شدن سخت بود همش به پشت هم میخواستم باشم کمرم درد می‌گرفت میخواستم بچه شیر بدم درد داشتم . کشیدن سند هم یکم درد داشت ، و اولین راه رفتن که افتضاح بود ، فشارم افتاد از شدت درد و همش ناله می‌کردم تا از رو تخت برم دستشویی و برگردم. پمپ درد از وقتی که دکمش رو فهمیدم میتونم فشار بدم موثر بود شیاف هم برام ۲ بار گذاشتن ، و تا ۱۰ روز تقریبا با شیاف و ژلوفن حالم خوب بود اگه نمیذاشتم روزی ۲ بار، درد داشتم . سردرد هم که گفتن سرت رو تکون نده ولی مگه میشه وقتی میخوای بچه شیر بدی حالا نمیدونم ازین بود یا کلا به من نساخته بود بی حسی که تا ۴ روز سردرد خیلی زیادی داشتم دیگه آخراش تا تیغه بینی و دندونام هم درد میکرد . نسکافه میخوردم بهتر میشدم
مامان TAHA 💕 مامان TAHA 💕 ۱۵ ماهگی
پارت سوم
دیگه رفتم ریکاوری اونجا هم چون کل انرژیم تخلیه شده بود بدنم از سر و دندون بگیر تا نوک پا می‌لرزید که یه چیزی اومدن زیر پتو برام گذاشتن تا گرمم کنه بعدش هم یه پرستاری اومد یکی رو ماساژ رحمی بده دوباره اون خانومه هم بی حسیش تموم شده بود منم ترسیدم همون جا گفتم تا بی حسم بیا برا منم فشار بده که اومد فشار داد و رفت دیگه کارت نداشت منم تو خواب و بیداری بودم کم کم هم داشت اثر بی حسی کم میشد که اومدن بردنم سمت بخش یه ماساژ دیگه هم دادن که دردش زیاد حس نشد اما اینکه هی از این تخت به اون تخت میکردن بیشتر دردم می‌گرفت پمپ درد هم گرفتم برای دردام که خیلی خوب بود
رفتیم بخش کم کم اثر بی حسی تا 6 و 7 شب تموم شد و من خودم کم کم می‌چرخیدم به سمت راست و چپ یکم درد داشت و سوزش اما دردش به پای درد طبیعی که کشیده بودم نمی‌رسید خلاصه به کوچولوم هم شیر میدادم بعدش هم ساعت 9 شب یکم چیزی خوردم و در آخر گفتم بیان سوند رو بکشن که برم راه برم و سرویس که اومدن سوند رو کشیدن درد نداشت فقط باید خودتو شل بگیری تا راحت تر دربیاد
دیگه در آخر پاشدم راه رفتم سوزشش زیاد نبود اما خب به کمک نیاز داشتم تا چند قدم اول رو برم بعدش دیگه کم کم راه افتادم
الانم که مرخص شدم اومدم خونه امیدوارم شما زایمان راحتی داشته باشین
مامان حامی مامان حامی ۸ ماهگی
پارت ۳ زلیمان
خلاصه دوتا دانشجو نابلد اومدن سوند بزارن منم از درد نمیتونستم دراز بکشم ایناهم هی میکردن تو در میاوردن تا اینکه سرشون داد زدم و نزاشتم ادامه بدن تا یه ماما اوند انجام داد سوند درد زیادی نداره ولی چون من خیلی درد داشتم برام عذاب اور بود...خلاصه گذاشتنم رو تخت و صدای داد من بود که کل بیمارستان و گرفته بود ماما ها بهم میگفتن خدا رحمش کنه رحمش داره میترکه...و بردنم اتاق عمل رو تخت عمل نشستم خم شدم که امپول بی حسی بزنه تا خم شدم کیسه ابم ترکید و خون اب بود که همینجور میرفت منم لرز کردم فشارمو گرفتن ۱۷ بود امپول بی حسی اصلا اصلا درد نداشت هیچی متوجه نشدم دراز کشیدم پاهام یخ کردن ولی هنوز هم تکون میدادمشون هم حس میکردم بتادین زدن و پرده رو کشیدن من میگفتم خانم من حس دارم هنوزا گف صبر میکنم یهو یکی از پرسنل اتاق عمل گف دکتر بچه داره از دست میره که تیغو کشید... همه ی دردشو فهمیدم جیغم رفت هوا درد وحشتناکی بود که دکتر گفت مخدر بزنین تا زدن من دیگه خوابم برد بیدار شدم داشتن ماساژ رحمی میدادن تو اتاق عمل و من گفتم بچم کجاست گفتن توی کانال زایمان گیر کرده بوده و اصلا تنفسش خوب نیست دیگه بردیمش دستگاه و تو ی ریکاوری هم شکممو ماساژ داد با اینکه بی حس بود پاهام خیلی دردم گرفت و بردنم بخش تا شب هی شیاف و مسکن زدن که دردام قابل تحمل بود تا امروز ساعت ۱۰ که گفتن راه برو خیلی سخت بود ولی به خاطر بچم بلند شدم و راه رفتم و رفتم شیر دوشیدم فقط ۲ سیسی شد کل شیرم بردم برا بچم دیدمش ولی هنوز حس نمیکنم که مال منه ....خلاصه اگه برمیگشتم عقب فقط فقط سزارین رو انتخاب میکذدم چون دردای بعدش با مسکن قابل تحمله ولی زایمان طبیعی خیلی سخته خیلی....
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤
مامان نینی مامان نینی روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین نیکان سپید پارت ۳
بخش اومد دنبالم دوباره یه ماساژ رحمی داد که یکم درد داشت چون بی حسی دیگه رفته بود،نینی هم گذاشتن تو بغلم و بردنم ، ساک مادر و نوزاد میدن که چیزی نیاز نیست شما ببرید، تو ساک مادر یه دست لباس و شلوار هدبند و پوشک ساک نینی هم یه لباس و شلوار و پوشک و دستمال مرطوب و پتو دور پیچه، رفتیم تو بخش برام دو تا شیاف دیکلو گذاشتن لباسم رو عوض کردن ماما هم اومد برام دارو زد توسرم، ساعت ۸ شب برام چای عسل اوردن گفتن تهوع نداشتی آب میوه بخور، من خوب بودم دیگه برام ساعت ۸و نیم سوپ و جوجه کباب اوردن یکم خوردم ، ساعت ۹ شب هم کمک پرستار اومد بلندم کرد و رفتیم دستشویی، اولین راه رفتن یکم سخته بیشتر حس سوزش بخیه رو دارین ولی اونقدر نبود، کمپوت انجیر حتما بخورین که سریع دفع داشته باشین، حتما حتما تو بخش بلند شین راه برین هردفعه دردتون کمتر میشه، من با همون شیاف اوکی بودم دردش مثل پریودیه اونقدر زیاد نبود ، نینی هم خودشون میان کمکتون که شیر بدین ، کمک پرستار هم میومد چکش میکرد پوشکش رو ، ماما و پرستار ها هم کلی میومدن سر میزدن با اینکه ما اصلا صداشون نمیکردیم، همه هم رفتارشون خیلی خوب بود، صبح پزشک زنان مقیم ویزیتتون میکنه اطفال هم میاد نینی رو میبینه ، شنوایی سنجی و واکسن هم انجام شد، ساعت ۱۲ ترخیص شدم، کل هزینه من با اتاق خصوصی شد ۹۵ تومن بدون بیمه ، نینی من ۲۸۰۰ به دنیا اومد ۳۸ هفته و یک روز ولی همه چیش خوب بود ، پرسنل هم از همون اول تا آخر خیلی خوش اخلاق و خوب بودن ، بیمارستان تمیز بود رسیدگی خوب بود من واقعا راضی بودم ، اگه باز سوالی دارین مامانا جواب میدم
مامان هستی مامان هستی ۷ ماهگی
تجربه سزارین از اونجایی که درد دارم خلاصه میگم
من درد طبیعی داشتم اما چون سزارین بودم ۳۷ هفته ۴ روز سزارین شدم
شبش کباب بدون برنج خوردم
صبح ساعت ۴ اب عسل خوردم
و ۸ تو بیمارستان بودم
سرم وصل کردن ان اس تی گرفتن خودمم خوابم‌میومد خوابیدم ساعت ۲ رفتم اتاق عمل
سرد سرد بود
سوند هم نداشتم به درخواست خودم
ولی من اصن استرس نداشتم
بیهوشی زدن و من دیگه هیچی هیچی نفهمیدم
بهوش اومدم رو اتاق بودم و تنها چیزی که به ذهنم اومد دخترم بود درد نداشتم اصلا
یهو اومدن بالا سرم تا جون داشتن شکممو فشار دادن که اشکم در اومد دوسه بار انجام دادن تا خونریزی کردم ولم کردن
بردنم تو اتاق
بعدش که هیچی نباید میخوردم بچمو اوردم پیشم
شروع کردم به راه رفتن که با کمک پمپ درد راه رفتنمم درد نداشت
روز دوم کم کم سینه هام زخم شد و شیر دادن برام عذاب بود
تا همین الانم میسوزه
نه میتونم داد بزنم نه میتونم شیرش ندم
هنوزم خوابیدن و نشستن دستشویی رفتن سختمه
بیمارستان مهرگان بودم راضی راضی
هزینه کل بیمارستان با اتاق خصوصی ۴۰ تومن شد که بیمه ۲۰ درصدشو کم کرد بعدم دیگه اینه وزن بچم ۲۷۶۰ بود
یه نگرانی که داشتم بچم فقط یه بار مدفوع کرده بود تا الان بردشم دکتر گفت ادرار مهم تره از مدفوعه و اینکه شیر خشک نان پرو بود و براش سنگین بود سوالی بود در خدمتم
مامان بچه قشنگمون💞 مامان بچه قشنگمون💞 ۱۱ ماهگی
#پارت_چهار_زایمان
بیدار که شدم توی ریکاوری بودم اما نمیدونستم ساعت چنده دیگه یکم گیج بودم.. پرستار بهم گفت برات مسکن و شیاف زدیم. من کمی درد مثل پریود زیر شکمم حس میکردم که قابل تحمل بود. چند دیقه‌ای خوابیدم تا اینکه اومدن ببرنم بخش، بردنم اتاقم،کارامو انجام دادن و گذاشتنم رو تخت و رفتن. تازه حواسم داشت جمع میشد، حواسم‌رفت به پاهام که گزگز میکردن و نمیتونستم تکونشون بدم. بچمو هم اوردن.. حالا خیالم راحت بود که بالاخره گذروندم..
از فشارهای رحمی باید بگم که درد داشت ولی کوتاه بود، برای من شاید روز اول تا وقتی که بی حسی پاهام بود ۵_۶باری اومدن فشار دادن...از اولین راه رفتنم باید بگم که سخت بود، من اون لحظه هم درد زیر شکمی داشتم هم یه حس سوزش خیلی بد سر بخیم، با مصیب دو تاقدم برداشتم، وقتی دیدن اذیتم برام شیاف و مخدر زدن که چند دیقه بعدش آروم شدم.
راجب پمپ درد هم میخواستم بگیرم، همسرم هم رفته بود پذیرش کاراشو انجام بده اما آنقدر زایمان من سریع اتفاق افتاد ک بهم نرسید و دکتر هم گفت لازم نیست اصلا.
این بود تجربه‌ی اون روزم:)
مامان ♥️آقااباالفضل♥️ مامان ♥️آقااباالفضل♥️ ۴ ماهگی
پارت سوم زایمانم
دکترم اومد خودش بردم پشت در اتاق عمل منو سپرد به کادر اتاق عمل گفت سریع آماده بشه خودشم عجله داشت بره
خلاصه دخترخواهر شوهر خواهرم هم دستیارش بود اتفاقی شیفت بود دیگه منو شناخت و برام هم فیلم و عکس گرفت از لحظه زایمانم
بعد سوزن بی حسی رو که زدن دردش کمتر چیزی بود که فکر هم بکنی و کل بی حس شدن تا زایمانم و بخیه زدن ۱۵ دقیقه هم نشد
بعدم جوجه ام رو نشونم دادن و عکس گرفتن برام ولی من تا صدای گریه اش رو شنیدم گریه ام گرفت فقط شکر کردم که بسلامتی دنیا اومد
بعد بردنم ریکاوری تو ریکاوری بودم گفتم پمپ درد می‌خوام گفتن به همسرت بگو تا بگیره از کالا پزشکی بدیم دکتر بیهوشی بزنه برات تا کامل بی‌حس بودم ماساژ رحمی اول رو داد که اصلا هیچی نفهمیدم
پمپ درد هم برام زدن و موقعی که خواستن ببرنم بخش دوبار هم ماساژ دادن که درد حس کردم ولی نه خیلی زیاد و برام هم دوتا شیاف دیکلوفناک ۱۰۰ زدن و رفتم بخش و بخاطر فشارم گذاشتنم تو ی اتاق مانیتور دار ولی واقعا افتضاح بود اتاق گرم و بدون تهویه
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۱ ماهگی
تجربه سزارین🤗
میشه گفت سزارین خوبی داشتم ولی چند تا نکته بود گفتم بگم شاید به درد یکی بخوره
من روز شنبه موعد عملم بود روز جمعه رفتم عکاسی بارداری که خیییلییی کار اشتباهییی بود به زور تونستم عکس بگیرم و استرسم رو کنترل کنم کاش زودتر اقدام میکرد برا عکاسی

من رور جمعه فقط صبحونه خوردم و از استرس و دلهره ناهار نخوردم شامم یه چیز سبک در حد یه تیکه مرغ و سالاد خوردم فردا روز عمل داشتم از ضعف میمردممممم میدیدم همه دور وبریام قشنگگگگگ شام خوردن و بعد 12 هیچی نخوردن در حالی که من نه هم کم خورده بودم هم از 10 به بعد هیچی نخوردم...
امپول بی حسی دردی حس نکردم و یه لحظه حس رعد و برق گرفتم و تمام بی حسسس شدم حسن عمل هیچییی متوجه نمیشدم یه حالت سر گیجه شدید داشتم و چشمام رو فقط بسته بودم که اروم بشم
بعد عمل که رفتم ریکاوری شدیدااااا حس لرز و سرما داشتم دو تا پتو روم بود ولی داشتم میمردم ازسرما تو همین حین یه ماما اومد و در حالی که بی حس بودم شکمم رو ماساژ داد که جیغم کل سالن رو برداشته بود خیلی بد بود با اینکه بی حس بودم ولی بازم حسش خیلی بد بود
من سوند نداشتم و از این بابت خیلییییی راحت بودم بعد عمل
تقریبا 8 ساعت بلدش تونستم بلند شم و به راحتی راه برم
من راه رفتن اول برام سخت نبود هی با خودم میگفتم چرا میگفتن سخته اول راه رفتن بعد فهمیدم علتش چی بود🤦🏻‍♀️
من پمپ درد داشتم و بهترین انتخابی بود که میتونستم داشته باشم و اون باعث شده بود هیچچچچ دردی رو متوجه نشم یعنی روز عمل حالم خیلی اوکی بود میتونستم بلند شم راه برم ولی همبن که فردا از سر صبح پمپ درد تموم شد دردام شروع کردن اونم رفته رفته وحشتناک شد...